هراس از یک جنگ دیگر؛ چرا همسایگان ایران به تکاپو افتادهاند؟

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
این روزها رفتوآمد هیئتهای دیپلماتیک منطقه به تهران به شکل کمسابقهای افزایش یافته است. از اسلامآباد و آنکارا تا ریاض و دوحه، دولتهایی که نگران پیامدهای یک جنگ تازه برای اقتصاد و امنیت خود هستند، میکوشند راهی برای مهار بحران پیدا کنند. با این حال هنوز روشن نیست نفوذ و امکانات این کشورها برای نزدیک کردن تهران و واشنگتن به توافق کافی باشد.
سفر مشترک وزیر دفاع عربستان، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه به تهران، در کنار تماسهای دیپلماتیک قطر و مذاکرات دوحه، نشانهای از تلاش فشرده کشورهای منطقه برای جلوگیری از دور تازهای از درگیری است.
نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به محسن رضایی نیز بر گمانهزنیها درباره تلاش برای ازسرگیری گفتوگوها و جلوگیری از یک درگیری تازه افزوده است. با این حال، هنوز مشخص نیست این تلاشها تا چه اندازه شانس موفقیت داشته باشند.

منبع تصویر، Getty Images
چرا همسایگان ایران نگرانتر شدهاند؟
تجربه جنگ دوازدهروزه ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ ۴۰ روزه پس از آن به کشورهای منطقه نشان داده که رویارویی ایران، آمریکا و اسرائیل پیامدهایی فراتر از مرزهای طرفهای درگیر دارد. ناامنی مسیرهای تجاری، اختلال در صادرات انرژی و افزایش هزینه واردات از جمله تبعاتی بوده که همسایگان نیز ناگزیر هزینه آن را پرداختهاند. این تجربه همچنین تردیدها را درباره کارآمدی چتر امنیتی آمریکا در محافظت از متحدانش افزایش داده است.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بینالمللی بحران، معتقد است سفر مقامهای ارشد ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان به تهران نشان میدهد کشورهایی که از مهار هزینههای جنگ ناکام ماندهاند، اکنون میکوشند با دخالت مستقیمتر در روند دیپلماتیک، نقش پررنگتری در پایان دادن به درگیری ایفا کنند.
آقای عزیزی به بیبیسی فارسی گفت: «ریاض، آنکارا و اسلامآباد منافع متفاوتی دارند اما در عین حال نگرانی مشترک این سه بازیگر طولانی شدن مناقشه بین ایران و ایالات متحده است که میتواند منطقه را بیثباتتر کند. گفتوگوهای شکل گرفته تنها به درگیری جاری محدود نیست و در مورد موضوعاتی چون یمن و همچنین فرصتهایی که برای چانهزنی دیپلماتیک گستردهتر وجود دارد نیز مورد بحث قرار میگیرند.»
هرچند محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، بعدا مدعی شد که در این دیدارها تنها درباره امنیت منطقهای گفتوگو شده و نه از «پیمان مکه» و نه از مسئله یمن صحبتی به میان آمده است، اما گزارشهای منتشرشده در رسانههای غربی حاکی از آن است که موضوعات گستردهتری، از جمله امکان دستیابی به توافقی میان ایران و آمریکا، نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
کشورهای منطقه چگونه میتوانند اثرگذار باشند؟
برخی ناظران معتقدند کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میتوانند با تکیه بر منابع مالی و روابط امنیتی خود با واشنگتن، مشوقهایی ارائه دهند که پذیرش یک توافق اولیه را برای ایران و آمریکا آسانتر کند. در چنین سناریویی، توقف درگیری لزوما به حلوفصل همه اختلافهای هستهای و امنیتی میان دو طرف وابسته نخواهد بود.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
احتمال مشارکت این کشورها در بازسازی مناطق آسیبدیده ایران در جنگ، بخشی از همین مشوقها است.
در مقابل، ایران میتواند محدودیتهای اعمالشده بر کشتیرانی در تنگه هرمز را برطرف کند و حملات علیه همسایگان را متوقف سازد؛ اقداماتی که به نوبه خود ممکن است زمینه را برای کاهش یا رفع محاصره دریایی آمریکا فراهم کند.
این کشورها همچنین میتوانند با محدود کردن دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود، هزینه سیاسی و عملیاتی هرگونه حمله تازه را افزایش دهند، هرچند چنین اقدامی لزوما به معنای جلوگیری از عملیات نظامی واشنگتن نیست.
ایجاد سازوکاری برای نظارت بر اجرای تعهدات و رسیدگی سریع به حوادث دریایی میتواند از تبدیل تنشها و برخوردهای محدود به بحرانی گستردهتر یا ازسرگیری جنگ جلوگیری کند.
توان چانهزنی همسایگان به میزان هماهنگی میان آنها بستگی دارد. رقابتهایی مانند اختلافات عربستان و امارات یا توافقهای دوجانبه و جداگانه با تهران میتواند شکلگیری یک موضع مشترک را دشوار کرده و اجرای هر توافقی را با چالش روبهرو کند.
در پرونده یمن نیز رابطه ایران و حوثیها به معنای کنترل کامل تهران بر تصمیمهای این گروه نیست. به همین دلیل، حتی در صورت دستیابی به توافق با ایران، تضمینی وجود ندارد که حملات حوثیها نیز به طور کامل متوقف شود.
شکاف میان تهران و واشنگتن چنان عمیق است که برخی ناظران تردید دارند حتی نقشآفرینی کشورهای عربی نیز برای عبور از این موانع و دستیابی به توافق کافی باشد.
آقای عزیزی تفاوت نگاه ایران و همسایگانش به نظم امنیتی منطقه را مصداق یکی از همین موانع میداند: «ایران مدتهاست از ساختاری برای امنیت منطقه دفاع میکند که حضور نظامی آمریکا را کاهش دهد یا سرانجام از میان بردارد.»
به گفته او «عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس همچنان عمیقا در ساختار امنیتی آمریکا ادغام شدهاند و نشانه چندانی وجود ندارد که قصد کنار گذاشتن آن را داشته باشند. جنگ اخیر آنها را به متنوع کردن شراکتهای امنیتی سوق داده، نه تغییر اساسی جهتگیری راهبردیشان.»
افزون بر این، کشورهای عربی خلیج فارس دستکم در کوتاهمدت جایگزینی برای اتکای امنیتی به آمریکا نمیبینند. هرچند این کشورها ممکن است در پی متنوعسازی شرکای امنیتی خود باشند، اما هنوز هیچ قدرتی توان یا تمایل ایالات متحده برای مشارکت در تامین امنیت منطقه را در همان سطح ندارد.
از سوی دیگر، هرچند برخی کشورهای عربی ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که حمایت آمریکا نتوانسته امنیت مورد انتظارشان را تامین کند، حملات ایران به این کشورها نیز بیاعتمادی متقابل را عمیقتر کرده است.
این موضوع باعث میشود که آنها با تردید به مراتب بیشتری نسبت به هرگونه طرحهای ایران برای حرکت به سمت یک ساختار امنیتی منطقهای، بدون حضور کشورهای فرامنطقهای بنگرند.
در نتیجه، هرچند نگرانی مشترک از پیامدهای جنگ، کشورهای منطقه را به تحرک دیپلماتیک بیشتری واداشته است، اما ظرفیت محدود آنها و اختلاف دیدگاههایشان باعث میشود فاصله میان این نگرانی مشترک و شکلگیری همکاری پایدار برای ایجاد یک نظم امنیتی جدید همچنان قابل توجه باشد.

منبع تصویر، Getty Images
نامه ونس چه چیزی را تغییر میدهد؟
گزارشهای رسانهای درباره نامه ونس، از تلاش برای ازسرگیری مذاکرات حکایت دارد اما ترامپ این تماس را به کمکهای دارویی مرتبط دانسته و تلویزیون حکومتی ایران نیز گمانهزنیها درباره محتوای نامه را نادرست خوانده است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» تلویزیون جمهوری اسلامی گفت که نامه ونس را خوانده اما هنوز پاسخی به آن نداده است.
آقای رضایی بدون اشاره به جزئیات این نامه، لحن آن را متفاوت از نامه پیشین دونالد ترامپ به رهبر سابق جمهوری اسلامی توصیف کرد.
او همچنین درباره پیامهای ردوبدلشده از طریق میانجیها گفت که سومین پاسخ آمریکا نسبت به موارد قبلی مثبتتر بوده است. به گفته او، واشنگتن آمادگی خود را برای پذیرش هفت شرط ایران اعلام کرده، هرچند هنوز ابهامهایی باقی مانده است.
آقای عزیزی در خصوص اهمیت انتخاب فرستنده و گیرنده نامه، میگوید: «در تهران این درک وجود دارد که ونس به جریانی تعلق دارد که نسبت به جنگها و مداخلات نظامی در خارج تردید بیشتری دارد، اما محدودیت نفوذ او هم آشکار شده است.»
«با وجود مخالفتها و دیدگاههای متفاوت او، در کمتر از یک سال دو جنگ رخ داده است. بیاعتمادی به آمریکا ساختاری است و به اشخاص محدود نمیشود؛ در نهایت ترامپ تصمیم میگیرد و پیشبینیناپذیری او بر تصمیمگیری ایران اثر میگذارد.»
آیا توافق دستیافتنی است؟
با این حال، در شرایطی که دو طرف همچنان، دستکم در عرصه عمومی، روایتهای متفاوتی از بحران و راهحل آن ارائه میکنند، این پرسش مطرح است که توافق تا چه اندازه دستیافتنی است. اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات نیز کار میانجیها را دشوارتر کرده است؛ تهران اجرای شروط پایان جنگ را در اولویت میداند، در حالی که واشنگتن خواهان پرداختن زودهنگام به پرونده هستهای است.
خروج مواد غنیشده برای ایران به معنای واگذاری امتیازی است که بازیابی آن آسان نخواهد بود. در مقابل، آمریکا میتواند هرگونه تخفیف یا معافیت تحریمی را در مقطعی دیگر لغو کند. همین عدم توازن، مسئله تضمین اجرای توافق و پایبندی طرفها به تعهداتشان را به یکی از پیچیدهترین موانع مذاکرات تبدیل میکند.
مقامهای ایرانی نگراناند که بازگشت بازرسان و دسترسی آنها به تاسیسات بمبارانشده، اطلاعات و ارزیابیهای تازهای در اختیار اسرائیل و آمریکا قرار دهد که در صورت تشدید تنشها، بتواند مبنایی برای حملات بعدی باشد.

منبع تصویر، Getty Images
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل در دانشگاه جورج واشنگتن، به بیبیسی فارسی گفت: «ایالات متحده بازگشایی تنگه هرمز، بازرسی تاسیسات بمبارانشده و خروج مواد غنیشده را میخواهد، در حالی که ایران رفع محاصره و تحریمها، آزادسازی داراییها و تضمین امنیت برای خود و لبنان را طلب میکند.»
به گفته او «ترامپ برای ارائه روایتی از پیروزی ممکن است به توقف کامل غنیسازی نیاز داشته باشد، چون باز بودن هرمز و بازرسیهای هستهای در دوره اوباما هم برقرار بود.»
برخی ناظران معتقدند که احیای جریان صادرات انرژی و مشارکت دولتهای منطقه در تامین بخشی از هزینههای ایران، میتواند به ترامپ امکان دهد یک توافق محدود را به عنوان دستاوردی سیاسی معرفی کند؛ حتی اگر در مراحل اولیه همه خواستههای هستهای واشنگتن محقق نشده باشد و بخش عمده تحریمها همچنان پابرجا بماند.
ایران نیز میتواند از کاهش فشار اقتصادی بهره ببرد، هرچند پذیرش چنین ترتیبی مستلزم عقب انداختن بخشی از مطالبات هر دو طرف است.
در نهایت، هرچند کشورهای عربی از ظرفیتهایی برای اثرگذاری بر روند مذاکرات میان ایران و آمریکا برخوردارند و نگرانی از پیامدهای جنگ انگیزه آنها را برای میانجیگری افزایش داده است، اما موانعی چون ترتیب اجرای تعهدات، دامنه توافق و ضمانت اجرای آن همچنان پابرجاست. به نظر میرسد تصمیم نهایی بیش از آنکه در ریاض، دوحه یا آنکارا گرفته شود، به اراده تهران و واشنگتن وابسته باشد.

































