«۱۲ ساعت وقت داری»؛ «تماس موساد» با مقامهای سیاسی و امنیتی ایران

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
بهتازگی، گزارشها درباره «تماس مستقیم ماموران موساد»، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، با مقامهای ایرانی بیش از هر زمان دیگری در رسانههای ایران برجسته شده است. مقامهای ارشد اطلاعاتی، امنیتی و سیاسی ایران بارها درباره دامنه نفوذ موساد در ایران سخن گفته و ابراز نگرانی کردهاند. با این حال، از زمان جنگ ۱۲روزه، بحث درباره وجود یک «حفره امنیتی» در ساختار حکومت ایران در فضای عمومی شدت گرفته است.
«حفره امنیتی» اصطلاحی به معنای درز اطلاعات حیاتی و آسیبپذیری در بالاترین سطوح تصمیمگیری کشور است. مسئولان ایرانی، از جمله عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، این اصطلاح را برای اشاره به نفوذ دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و بهویژه اسرائیل در میان مقامهای ارشد حکومت به کار میبرند.
پس از جنگ ۱۲روزه، بعد دیگری از فعالیت موساد علیه مقامهای امنیتی ایران مطرح شد. شماری از مقامهای سیاسی و امنیتی این کشور گفتند «ماموران موساد» با آنها تماس تلفنی گرفته و تهدیدشان کردهاند. رسانههای ایران این تماسها را تلاشی برای «تحقیر» مقامها، «قدرتنمایی» و زیر سوال بردن اقتدار جمهوری اسلامی توصیف کردند.
با این حال هویت تماسگیرندگان بهطور مستقل تایید نشده و معلوم نیست همه افرادی که مامور موساد معرفی شدهاند، واقعا با این سازمان ارتباط داشتهاند یا نه.
در تازهترین نمونه، جواد اوجی، وزیر نفت در دولت ابراهیم رئیسی، دوم مرداد ۱۴۰۵ گفت که در ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، همزمان با انفجار شاه لولههای انتقال گاز ایران، فردی که به گفته او مامور موساد بود با او تماس گرفت. آقای اوجی گفت تماسگیرنده با آرامش نوعی «بازی با اعداد» را با او پیش برد و همزمان سه خط اصلی انتقال گاز کشور با فاصله چند ثانیه منفجر شدند.
جواد اوجی میگوید این فرد در تماس تلفنی سوالهایی مانند «۳+۵ چند میشود؟» و «۴+۵ چند میشود؟» از او پرسید و پس از شنیدن پاسخها، او را از انفجار خطوط لوله گاز مطلع کرد. به گفته اوجی، دقایقی بعد مسئولان مربوطه نیز وقوع انفجارها را تایید کردند.
آقای اوجی میگوید تا زمانی که به مرکز کنترل شبکه گاز رسید، سه خط لوله اصلی کشور منفجر شده بود. او قطع نشدن گاز مشترکان پس از این انفجارها را نشانهای از «اقتدار» توصیف کرد.
جواد اوجی، وزیر نفت ایران همزمان با انفجارها در ۲۵ بهمن ۱۴۰۲( ۱۴ فوریه ۲۰۲۴) گفت که انفجارهایی که در ساعت یک بامداد در شبکه خطوط انتقال گاز سراسری در سه منطقه در استان فارس رخ داد، «تروریستی» بوده اما اسمی از اسرائیل نبرده بود.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
برخی رسانههای ایران سخنان آقای اوجی را «عجیب» توصیف کردند. وبسایت خبری تابناک با انتشار این سخنان نوشت: «آنچه بیش از اصل ماجرا محل تامل است، نحوه روایت این اتفاق است؛ روایتی که بیش از آنکه اقتدار شخص را نشان دهد، ناخواسته قدرتنمایی دشمن را بازگو میکند.»
سایت تابناک، که نزدیک به محسن رضایی، مشاور نظامی مجتبی خامنهای، دانسته میشود، در انتقاد از سخنان آقای اوجی نوشت که «هر خاطرهای ارزش رسانهای ندارد». این وبسایت افزود چنین روایتهایی نشاندهنده «ابتکار عمل دشمن و بازتولید عملیات روانی» است و در پایان، خطاب به مسئولان نوشت: «بهتر است زبان در کام گیرید.»
از زمان جنگ ۱۲روزه تاکنون، رسانههای حکومتی ایران کوشیدهاند روایتی از اقتدار جمهوری اسلامی به مخاطبان ارائه کنند. رسانههای اصولگرا و نزدیک به حکومت، روایت جواد اوجی را متفاوت از روایت تماس منتسب به موساد با علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، دانستهاند. به نوشته این رسانهها، آقای لاریجانی «طرف مقابل را تحقیر کرد و اقتدار طرف ایرانی را به نمایش گذاشت؛ اما در روایت آقای اوجی، این موساد است که بزرگ میشود و راوی، ناخواسته روایت قدرت دشمن را تکمیل میکند.»
سخنان وزیر پیشین نفت و واکنشها به آن نشان میدهد که گزارشها درباره تماسهای منتسب به ماموران موساد به جنگ ۱۲روزه محدود نیست و دستکم یک مورد پیش از آن رخ داده بود که علنی نشده بود.

منبع تصویر، Getty Images
«تماس موساد» با علی لاریجانی
روزنامه واشنگتن پست در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ (۲ تیر ۱۴۰۴) به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد که ساعاتی پس از آغاز حملات اسرائیل به ایران، ماموران اطلاعاتی اسرائیل کارزاری مخفیانه را برای ارعاب مقامهای جمهوری اسلامی آغاز کردند. بر اساس این گزارش، آنها با شماری از فرماندهان و مقامهای ایرانی تماس تلفنی گرفتند و هشدار دادند که اگر حمایت از حکومت را متوقف نکنند، کشته خواهند شد. واشنگتن پست هدف این تماسها را ایجاد شکاف و بیثباتی در ساختار حکومت، هراسان کردن مقامهای ردههای دوم و سوم و دشوار کردن جایگزینی فرماندهان کشتهشده عنوان کرد. یکی از منابع این روزنامه برآورد کرد که با بیش از ۲۰ ایرانی در مناصب قدرت تماس گرفته شده است.
واشنگتن پست در همان گزارش بخشی از فایل صوتی تماسی را منتشر کرد که در آن فردی که این روزنامه او را مامور اطلاعاتی اسرائیل معرفی کرده است، به یک فرمانده ارشد ایرانی هشدار میدهد: «۱۲ ساعت فرصت دارید همراه همسر و فرزندتان فرار کنید.» او تهدید میکند که در غیر این صورت، فرمانده و خانوادهاش هدف قرار خواهند گرفت.
واشنگتن پست نام فرمانده ایرانی را منتشر نکرد و صدای او را از فایل حذف کرد. صدای فردی که مامور اطلاعاتی اسرائیل معرفی شده بود نیز برای پنهان ماندن هویتش تغییر داده شد. این روزنامه نوشت که تماس یادشده بخشی از کارزاری گستردهتر برای ارعاب و اعمال فشار روانی بر مقامهای نظامی و امنیتی ایران در ردههای مختلف بود.
چند روز بعد، در ۸ تیر ۱۴۰۴، علی لاریجانی در یک گفتوگوی تلویزیونی، گزارش واشنگتنپست در مورد تماسهای تهدیدآمیز را تایید کرد و گفت خود او نیز در نخستین روز جنگ چنین تماسی دریافت کرده است. او این تماسها را بخشی از طرح اسرائیل برای جدا کردن مسئولان از جمهوری اسلامی دانست. به گفته آقای لاریجانی، تماسها تنها به فرماندهان نظامی محدود نبود و مقامهای سیاسی و امنیتی را نیز دربر میگرفت.
آقای لاریجانی در ادامه گفت فردی که به گفته او از طرف موساد بود، با او تماس گرفت و هشدار داد که تنها ۱۲ ساعت فرصت دارد از ایران خارج شود یا از تهران فاصله بگیرد؛ در غیر این صورت، به «سرنوشت دوستانش» دچار خواهد شد.
آقای لاریجانی سپس با کنایه گفت پاسخی «درخور نتانیاهو» به تماسگیرنده داده است «که حالش جا بیاید». او تاکید کرد هیچیک از مقامهایی که چنین تماسهایی دریافت کرده بودند، به خواسته تماسگیرندگان تن ندادهاند. علی لاریجانی این تماسها را بخشی از طرح اسرائیل برای مرعوب کردن مسئولان جمهوری اسلامی دانست.
او حدود ۹ ماه بعد، در ۲۶ اسفند ۱۴۰۴، در حمله هوایی اسرائیل در جریان جنگ ۴۰روزه کشته شد.
مقایسه روایتهای منتشرشده از این تماسها حاکی است که تماسگیرندگان منتسب به موساد، دستکم در برخی موارد، پیامی مشابه به مقامهای ایرانی میدادند و ۱۲ ساعت به آنها فرصت میدادند تا از حکومت فاصله بگیرند یا فرار کنند.

منبع تصویر، Getty Images
از «۲۰» تا «دو هزار»؛ روایتهای متفاوت از تماسهای منتسب به موساد
در روزها و هفتههای پس از جنگ ۱۲روزه، رسانههای نزدیک به حکومت، از جمله صداوسیما، بهتدریج جزئیات بیشتری درباره تماسهای منتسب به موساد با مقامهای جمهوری اسلامی منتشر کردند. علاوه بر گزارش واشنگتن پست که به تماس با بیش از ۲۰ ایرانی در مناصب قدرت اشاره کرده بود، روایتهای بعدی رسانههای داخلی جزئیات بیشتری درباره سمت مخاطبان این تماسها ارائه کردند و گفتند فرماندهان نظامی، مقامهای سیاسی و مسئولان امنیتی نیز در میان آنها بودهاند.
روزنامه اصولگرای «آگاه» در ۱۱ تیر ۱۴۰۴ مدعی شد که بر پایه «اطلاعات موثق»، موساد در روزهای نخست جنگ از طریق تماس تلفنی، پیامهای رمزگذاریشده یا ایمیل با بیش از دو هزار نفر از مسئولان، فرماندهان نظامی، مدیران امنیتی و چهرههای بانفوذ جمهوری اسلامی ارتباط برقرار کرده است.
بر اساس این روایت، هدف عملیات تنها تهدید جانی افراد نبود؛ تماسگیرندگان همچنین میکوشیدند با القای قریبالوقوع بودن فروپاشی حکومت، مدیران ارشد را بترسانند و آنها را به ترک تهران یا کنارهگیری از مسئولیتهایشان ترغیب کنند.
با این حال، میان برآورد یکی از منابع واشنگتن پست مبنی بر تماس با «بیش از ۲۰ مقام» و ادعای روزنامه آگاه درباره «بیش از دو هزار نفر» تفاوت چشمگیری وجود دارد. آگاه توضیح نداده است که رقم مورد ادعای خود را بر چه مبنایی به دست آورده است.
چند هفته بعد، در ۲۸ تیر ۱۴۰۴، مصطفی خوشچشم، تحلیلگر سیاسی نزدیک به حکومت، در صداوسیما مدعی شد که موساد در جریان جنگ با حدود ۱۰۰ نفر از فرماندهان سپاه تماس گرفته و کوشیده است آنها را تهدید یا جذب کند.
آقای خوشچشم گفت هدف این تماسها «خریدن» یا «ترساندن» افراد بوده است. به گفته او، با شماری از «سیاسیون گنده» جمهوری اسلامی، از جمله علی لاریجانی، نیز تماسهای مشابهی برقرار شد، اما هیچیک به درخواست تماسگیرندگان تن ندادند. او بر همین اساس مدعی شد که «پروژه موساد» شکست خورده است.
اهمیت این نوع سخنان در نحوه بازسازی روایی ماجراست. در این روایت، تماسهای منتسب به موساد نه نشانه نفوذ اطلاعاتی و وجود «حفره امنیتی»، بلکه نشانه ضعف اسرائیل و «شکست جنگ روانی» آن معرفی میشوند.
موساد؛ از یک سازمان اطلاعاتی تا یک روایت رسانهای
حتی اگر ترور دانشمندان هستهای، از جمله محسن فخریزاده، و خرابکاریهای نظامی و صنعتی منتسب به موساد را کنار بگذاریم، گزارشها درباره حضور و فعالیت اطلاعاتی اسرائیل در ایران به جنگ ۱۲روزه یا تماسهای تلفنی سالهای اخیر محدود نمیشود.
موساد دهههاست که در ادبیات سیاسی و امنیتی ایران در قالب گزارشهای امنیتی، گاه در خاطرات و کتابها و گاه در آثار سینمایی بازتاب یافته است.
کتاب «روزهای تهران»، که بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی آن را در سال ۱۴۰۱ منتشر کرد، نمونهای از روایتهای مربوط به فعالیت اطلاعاتی اسرائیل در ایران در دوران حکومت پهلوی است. این کتاب از جمله به فعالیتهای یعقوب نیمرودی، نماینده موساد و سپس وابسته نظامی اسرائیل در ایران، میپردازد. در چنین روایتهایی، ایران یکی از میدانهای مهم رقابت اطلاعاتی در خاورمیانه و تهران شهری معرفی میشود که ماموران موساد، سیا و کا.گ.ب، سازمان اطلاعات اتحاد جماهیر شوروی، هر یک بخشی از بازی پیچیده اطلاعاتی را پیش میبرند.
در سینما و تلویزیون نیز، نام و نقش موساد سالهاست در شماری از آثار داستانی مرتبط با ایران دیده میشود. علاوه بر فیلمها و سریالهایی که در ایران ساخته شدهاند، یکی از معروفترین نمونهها، سریال اسرائیلی «تهران» است که نخستین بار در سال ۱۳۹۹ پخش شد. داستان این سریال بر این فرض بنا شده است که ماموران موساد میتوانند در داخل ایران فعالیت و شبکهسازی کنند، عملیات انجام دهند و به نهادهای حساس امنیتی و نظامی نزدیک شوند.
فارغ از میزان واقعگرایی آن، این سریال تصویری داستانی از توانایی موساد برای نفوذ در ایران ارائه میکند. با این حال، تولید چنین اثری را نمیتوان لزوما بازتاب سیاست دولت اسرائیل یا تلاشی برای تاثیرگذاری بر مخاطبان ایرانی دانست. در عین حال، افزایش درز یا انتشار گزینشی اطلاعات درباره عملیات منتسب به اسرائیل در ایران طی سالهای اخیر ــ اطلاعاتی که پیشتر کمتر علنی میشد ــ این گمانه را در میان برخی تحلیلگران مطرح کرده است که انتشار این اطلاعات ممکن است بخشی از کارزاری روانی برای برجسته کردن توان اطلاعاتی اسرائیل، مرعوب کردن مقامهای ایرانی و تضعیف اعتماد به ساختار امنیتی جمهوری اسلامی باشد.
سازمانهای اطلاعاتی معمولا جزئیات عملیات برونمرزی خود را پنهان نگه میدارند، اما گاه اطلاعات و روایتهایی گزینششده درباره چنین عملیاتی منتشر میشود. انتشار کنترلشده این روایتها میتواند اثر بازدارنده و روانی داشته باشد و بخشی از آنچه را که در ادبیات اطلاعاتی «مدیریت ادراک» نامیده میشود، تامین کند.
«مدیریت ادراک» مجموعهای از اقدامات ارتباطی و اطلاعاتی برای تاثیرگذاری بر برداشت، انگیزه، استدلال و در نهایت رفتار مخاطب و افکار عمومی است. عملیات روانی، انتشار اطلاعات، فریب و اقدامات پنهانی میتوانند از ابزارهای آن باشند.
بررسی تماسهای تلفنی منتسب به موساد با مقامهای نظامی و سیاسی و بازتاب آنها در رسانههای ایران نشان میدهد که تصویری از موساد شکل گرفته است که بر اساس آن، این سازمان میتواند مستقیما با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ارتباط برقرار کند و آنها را تهدید کند. در مقابل، نهادهای امنیتی ایران نیز بارها مدعی شدهاند که در دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل نفوذ دارند و «دستبسته» نیستند.
با این حال، تماسهای تلفنی تنها بخشی از موضوع نفوذ اطلاعاتی اسرائیل است. در جریان جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه، اسرائیل شماری از بلندپایهترین فرماندهان نظامی و مقامهای سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی را در حملات هدفمند کشت. زمانبندی و دقت برخی از این حملات، در کنار دسترسی تماسگیرندگان به شماره تلفن و اطلاعات شخصی مقامها، پرسشهای گستردهتری درباره دامنه دسترسی اطلاعاتی اسرائیل ایجاد کرده است.
از این رو، بحث درباره «حفره امنیتی» تنها به تماس یک فرد منتسب به موساد با یک مقام ایرانی محدود نمیشود. پرسش اصلی این است که اطلاعات تماس، محل استقرار، رفتوآمدها و نشستهای مقامهای ارشد ایرانی چگونه در اختیار اسرائیل قرار گرفته و ساختار امنیتی ایران تا چه اندازه در برابر نفوذ خارجی آسیبپذیر است.


































