شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«همه از پولیس متنفرند»؛ اعتراضات دانشآموزان جامعه دوقطبی فرانسه را آشکار میکند
- نویسنده, نیک بک
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
در حالی که سطلهای زباله در شهر لیل فرانسه در آتش میسوزند و دانشآموزان شعار «همه از پولیس نفرت دارند» سر میدهند، یک نوجوان توضیح میدهد که چرا او و دوستانش به خیابانها آمدهاند.
این نوجوان ۱۶ ساله که نخواست نامش برده شود، درباره مکتب خود میگوید: «حتی چوکی کافی هم وجود ندارد. در آغاز هر درس باید برویم و برای خود چوکی پیدا کنیم.»
او میافزاید: «برای صرف غذای چاشت فقط ۵۰ دقیقه وقت داریم، اما دو هزار دانشآموز باید از غذاخوری مکتب استفاده کنند.»
او یکی از صدها هزار دانشآموزی است که از پایان ماه گذشته تاکنون در سراسر فرانسه در اعتراض به کمبود کارکنان و فرسوده بودن تأسیسات لیسهها، یعنی مکاتب متوسطهای که دانشآموزان ۱۵ تا ۱۸ ساله در آن درس میخوانند، دست به تظاهرات زدهاند.
با وجود آنکه دولت ظاهراً تلاش کرده امتیازهایی بدهد، دانشآموزان هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نمیدهند.
ماسیسیلا، دانشآموز ۱۸ سالهای که در خیابانهای لیل راهپیمایی میکند، میگوید: «آنها ارتش دارند، پولیس دارند و قدرت در دستشان است. اما ما جمعیت انبوه مردم را داریم.»
این اعتراضها که در مواردی به خشونت نیز کشیده شده، به یکی از محورهای اصلی سیاستِ بهشدت دوقطبیشده فرانسه تبدیل شده است. همه جناحها یکدیگر را به دامن زدن به تنشها متهم میکنند.
در حالی که انتخابات ریاستجمهوری نزدیک میشود، سیاستمداران هم در راست افراطی و هم در چپ افراطی تلاش کردهاند از این ناآرامیها و آنچه بسیاری ناتوانی دولت در حل این بحران میدانند، بهرهبرداری سیاسی کنند.
اعتراضها از لیسهای در منطقه محروم حومه پاریس آغاز شد
این اعتراضها که از لیسه آنتوان دو سنتاگزوپری در منطقه محروم کرتی در حومه پاریس آغاز شد، بهسرعت در سراسر فرانسه بازتاب پیدا کرد.
ویدیوهایی از موشها که در راهروهای برخی دیگر از لیسهها رفتوآمد میکردند، خیلی زود در شبکههای اجتماعی منتشر شد و به نمادی آشکار از نارضایتی دانشآموزان تبدیل شد.
ویدیوهای دیگری که در تیکتاک و اینستاگرام منتشر شدهاند، تشنابهای خراب، سوراخهای دیوارها و سقفهای نمزده در مکاتب نقاط مختلف فرانسه را نشان میدهند.
دانشآموزان همچنین از گرمای طاقتفرسا در تابستان و صنفهای بسیار سرد در زمستان شکایت کردهاند.
خشم معترضان تنها به وضعیت ساختمانهای مکاتب محدود نمیشود. ساعات طولانی درس، کمبود مزمن کارمندان و آموزگاران، ازدحام بیش از حد در صنفها و نظام پذیرش دانشگاهها که بهشدت نامحبوب است، نیز از دیگر محورهای اصلی اعتراضها بودهاند.
مشکل دولت فرانسه، موضوعی که این هفته در گفتوگو با دهها دانشآموز بیش از پیش آشکار شد، این است که حتی اگر فقط شمار اندکی از مکاتب با مشکل موشها روبهرو باشند، تعداد بسیار زیادی از دانشآموزان باور دارند که نظام آموزشی نتوانسته نیازهای آنان را برآورده کند.
روز سهشنبه، دولت اعلام کرد که ۲۵۰ هزار نفر، که بیشتر آنها جوانان بودند، در راهپیماییها شرکت کردهاند. اما اتحادیههای صنفی شمار شرکتکنندگان را حدود نیم میلیون نفر اعلام کردند.
در عین حال، تنها دانشآموزان نیستند که به خیابانها آمدهاند؛ آموزگاران نیز به آنان پیوستهاند.
مارین مونین، آموزگار دوره متوسطه که در تظاهرات شهر لیل شرکت کرده بود، یک برنامه درسی پلاستیکشده را به ما نشان میدهد که به گفته او، بهخوبی بیانگر مشکل موجود است.
او میگوید اکنون عادی شده است که دانشآموزان ساعت ۸ صبح درس را آغاز کنند و تا ساعت ۶ شام در مکتب بمانند، اما در میان ساعات درسی، وقفههای چندساعته وجود دارد؛ وضعیتی که به دلیل برنامهریزی ضعیف و کمبود کارمندان و آموزگاران به وجود آمده است.
به گفته او، زمانی هم که درسها برگزار میشود، صنفها معمولاً با حدود ۳۵ دانشآموز بسیار پرازدحام هستند. این در حالی است که برای مقایسه، میانگین شمار دانشآموزان در صنفهای دوره متوسطه در انگلستان کمتر از ۲۳ نفر است.
مونین میگوید: «اکنون دیگر ناممکن شده است که به هر دانشآموز توجهی را که شایسته آن است، اختصاص دهیم.»
روز پنجشنبه، دولت فرانسه نخستین نشانه عقبنشینی در برابر معترضان را نشان داد و وعده کرد که در روزهای آینده سه هزار آموزگار بدیل دیگر استخدام خواهد شد.
سباستین لکورنو، صدراعظم فرانسه، گفته است که تا پایان ماه اکتوبر، برنامهای برای رسیدگی به این بحران ارائه خواهد شد. وزیران دولت نیز گفتهاند که ممکن است در بودجه فشرده سال آینده، منابع اختصاصیافته به مکاتب را دوباره بررسی کنند.
اما این وعدهها در برابر دروازههای بسته و سنگربندیشده مکاتب در سراسر کشور با بیاعتنایی روبهرو شده است.
آلسیدور، دانشآموز یک لیسه در پاریس، در میدان جمهوری و در زیر تندیس ماریان که از نمادهای اعتراض در فرانسه به شمار میرود، میگوید:
«این موضوع فراتر از داشتن تشنابهای مناسب در مکاتب است.»
او میافزاید: «این بیانگر خشم عمیق جوانان فرانسه است؛ جوانانی که احساس میکنند نمایندهای ندارند، رها شدهاند، صدایشان شنیده نمیشود و از آنچه در آینده در انتظارشان است، هراس دارند.»
این ناآرامیها به بازداشتها و زخمیشدن شمار زیادی از افراد انجامیده است.
بر اساس آمار وزارت داخله فرانسه، تا کنون نزدیک به هفت هزار نفر در جریان این ناآرامیها بازداشت شدهاند که بیش از ۸۵ درصد آنان را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند.
در سه هفته گذشته نیز بیش از ۷۰۰ افسر پولیس زخمی شدهاند.
اما گروههای مدافع حقوق بشر و اتحادیههای صنفی، پولیس را متهم میکنند که در برخورد با افراد زیر سن از روشهای خشن استفاده کرده است؛ از جمله باتوم، گاز اشکآور و تفنگهای غیرکشنده موسوم به «فلشبال». در این مدت دستکم ۲۰۰ دانشآموز و دهها آموزگار نیز زخمی شدهاند.
در شهر لانس در شمال فرانسه، دست یک پسر ۱۵ ساله در جریان رویارویی میان پولیس و معترضان قطع شد.
گزارشها درباره چگونگی وقوع این حادثه متفاوت است. یک منبع وابسته به اتحادیه پولیس که خبرگزاری فرانسپرس از او نقل کرده، گفته است که این نوجوان ظاهراً یک نارنجک صوتی-ترکشی را که از سوی پولیس ضدشورش شلیک شده بود، از زمین برداشته و سپس آن نارنجک در دستش منفجر شده است. با این حال، یک شاهد عینی به رسانههای محلی گفته که این نوجوان نارنجک را برنداشته بود.
باستین ریه، آموزگار مکتب این نوجوان و نماینده یک اتحادیه صنفی، معتقد است روشهای فعلی پولیس میتواند به روابط میان جوانان و حکومت در فرانسه آسیب ماندگار وارد کند.
او میگوید: «برای بسیاری از این جوانان، این نخستین تجربه دموکراسی و اعتراض است، اما آنچه با آن روبهرو میشوند پولیس و نوعی گفتوگوی اجتماعی و دموکراسی ظاهری است. من نگرانم که بسیاری از جوانان بهکلی اعتماد خود را به این بهاصطلاح دموکراسی از دست بدهند.»
پس از این رویدادها، استفاده پولیس از نارنجکهای شوکآور در جریان اعتراضهای دانشآموزی ممنوع شده است.
اما کاسپار، دانشآموز ۱۵ ساله پاریسی، از ترس خود هنگام روبهرو شدن با پولیس ضدشورش که با تجهیزات کامل در محل حضور دارند، سخن میگوید. او میگوید خودش و دوستانش بهصورت مسالمتآمیز اعتراض کردهاند، اما افراد ناشناس اعتراضهای آنان را از مسیر اصلی خارج کردهاند.
او میگوید: «این افراد فقط میآیند تا به سوی افسران پولیس مواد آتشبازی پرتاب کنند و بعد فرار میکنند. این پیامی نیست که ما میخواهیم به جهان منتقل کنیم.»
فرماندهان پولیس میگویند خشونتهایی که از سوی افرادی تحریک میشود که هیچ ارتباطی با مکاتب ندارند، کار آنها را بسیار دشوار کرده است.
میشل شابالیه، معاون دبیرکل اتحادیه ملی کمیشنران پولیس (SCPN)، میگوید نگران است که «فضای سیاسی رادیکال شده باشد» و برگزاری یک بحث عمومی آرام و سازنده در آستانه انتخابات سراسری بهار آینده روزبهروز دشوارتر شود.
او میگوید: «افسران پولیس خود را در میانه این تنشهای اجتماعی میبینند؛ تنشهایی که گاهی از سوی سیاستمداران غیرمسئول نیز دامن زده میشود. این مایه تأسف است، زیرا من فکر میکنم این کشور شایسته وضعیتی بهتر از این است.»
این اعتراضها به میدان تازه و پرتنش نبردهای فرهنگی و سیاسی در فرانسه تبدیل شدهاند؛ جایی که رهبران جریانهای راست و چپ افراطی میکوشند از این وضعیت به سود خود بهرهبرداری کنند.
بر اساس یک نظرسنجی مؤسسه ایپسوس که این هفته برای دانشگاه اکس-مارسی انجام شده، بیش از سهچهارم فرانسویهای زیر ۳۰ سال گفتهاند که درباره وضعیت کشورشان نگران هستند.
اما برای بسیاری از مردم، نگرانی عمیقتر و گستردهتری نیز وجود دارد؛ اینکه فضای میانهروی در سیاست فرانسه بهسرعت در حال از بین رفتن است و شکاف بزرگی در چشمانداز سیاسی کشور به وجود آمده است.
بحران آموزش و پرورش هم بازتابی از این وضعیت به شمار میرود و هم ممکن است به تشدید آن کمک کند.
بیشتر نظرسنجیها نشان میدهد که شمار فزایندهای از شهروندان فرانسه برای یافتن راهحل مشکلات خود، چه در زمینه آموزش، اقتصاد، هویت یا مهاجرت، به جریانهای سیاسی تندرو روی میآورند.
مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی «اجتماع ملی»، در حال حاضر پیشتاز رقابت انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۷ محسوب میشود.
پس از او، ادوار فیلیپ و ژان-لوک ملانشون با فاصلهای اندک و رقابتی نزدیک قرار دارند.
ادوارد فیلیپ در دوره نخست ریاستجمهوری امانوئل مکرون، صدراعظم فرانسه بود و پس از آن حزب میانهرو-راستگرای «هوریزون» را تأسیس کرد.
ژان-لوک ملانشون، سیاستمدار کهنهکار چپ افراطی و بنیانگذار حزب فرانسه تسلیمناپذیر (LFI)، در سه هفته گذشته یکی از چهرههای شناختهشدهای بوده که در گردهماییهای دانشآموزان حضور پررنگی داشته است.
رقیبان سیاسی او را متهم کردهاند که از ناآرامیها برای اهداف سیاسی استفاده میکند و به آنها دامن میزند، اما او در پاسخ میگوید تنها حزبش واقعاً نماینده جوانان فرانسه است.
ملانشون ادعا میکند جنبشی که از اعتراضهای دانشآموزی کنونی شکل گرفته، نیرومندترین حرکت اعتراضی از سال ۱۹۶۸ به این سو است؛ سالی که تظاهرات گسترده نزدیک بود حکومت شارل دوگل، رئیسجمهور وقت فرانسه، را سرنگون کند. در اوج آن اعتراضها، حدود ۱۰ میلیون کارگر به خیابانها آمدند، اما سرانجام برگزاری انتخابات جدید باعث فروکش کردن جنبش شد؛ هرچند این رویداد تأثیری ماندگار در تاریخ اجتماعی فرانسه بر جای گذاشت.
با وجود آنکه بیش از چهار دهه پس از آن رویدادها متولد شدهاند، نسل ناراضی نوجوانان فرانسوی امروز نیز برای الهام گرفتن به گذشته نگاه میکنند.
ماسیسیلا در شهر لیل، هنگامی که به پایان راهپیمایی اعتراضی نزدیک میشود، میگوید: «من شخصاً میخواهم سال ۱۹۶۸ را دوباره تکرار کنم!»
در مقابل، مارین لوپن از اعتراضها فاصله گرفته و مهمترین اظهاراتش تاکنون در محکوم کردن خسارتهایی بوده که به مکاتب وارد شده است؛ خسارتهایی که گفته میشود به میلیونها یورو میرسد.
او همچنین پیشنهاد کرده است که والدین کودکانی که در خرابکاریها دست داشتهاند، هزینه ترمیم خسارتها را بپردازند.
اصل «خرابگر باید هزینه بپردازد» که در فرانسه با عنوان casseur-payeur شناخته میشود، در هفته جاری به یکی از داغترین موضوعات مورد بحث در رسانههای این کشور تبدیل شده است.
مشکل امانوئل مکرون این است که برای این بحران راهحل سریع و آسانی وجود ندارد.
این وضعیت شبیه ماجرایی نیست که دولت بتواند با پس گرفتن یک قانون نامحبوب، بهسرعت اعتراضها را فروبنشاند. چنین اتفاقی در جریان اعتراضهای «جلیقهزردها» رخ داده بود؛ جنبش اعتراضی گستردهای که نزدیک به یک دهه پیش در واکنش به افزایش مالیات بر سوخت شکل گرفت.
اصلاح اساسی نظام آموزشی فرانسه به میلیاردها یورو هزینه نیاز دارد؛ از ساخت صنفها و تأسیسات جدید گرفته تا استخدام آموزگاران بیشتر. افزون بر این، اجرای چنین اصلاحاتی سالها زمان خواهد برد.
حتی تغییراتی که در ظاهر سادهتر به نظر میرسند، مانند کوتاه کردن ساعت درسی روزانه، از نظر عملی و اداری با دشواریهای زیادی روبهرو هستند.
علاوه بر این، هرگونه پیشنهاد برای پاسخگویی به خواستههای دانشآموزان و پایان دادن به اعتراضها باید در شرایطی مطرح شود که وضعیت مالی فرانسه با مشکلات جدی روبهرو است.
هزینه سالانه پرداخت بهره و خدمات بدهی ملی فرانسه اکنون از بودجه اصلی آموزش دولتی این کشور بیشتر شده است. بر اساس پیشنویس بودجه سال ۲۰۲۷، هزینههای بخش آموزش ۱.۷ درصد افزایش خواهد یافت، اما این افزایش از نرخ تورم کمتر است.
مارین لوپن نیز وعده داده است که در صورت راه یافتن به کاخ الیزه، هزینههای عمومی را باز هم کاهش خواهد داد.
او امیدوار است که وعدههایش برای کاهش بدهیها، محدود کردن مهاجرت و اختصاص برخی مزایا فقط به شهروندان فرانسوی، انتقادها از موضعش درباره دانشآموزان معترض را تحتالشعاع قرار دهد.
از دیدگاه لوپن، نظم و انضباط، یک نصاب آموزشی سنتی و افتخار به تاریخ فرانسه باید از ویژگیهای اصلی هر صنف درسی در این کشور باشد.
اما بسیاری از دانشآموزان نشانهای از عقبنشینی نشان نمیدهند؛ آن هم در برابر یکی دیگر از سنتهای دیرینه فرانسه.
آلسیدور در پاریس میگوید: «در فرانسه ما سنت و پیشینه اعتراض و شورش داریم.»
او میافزاید: «حقوق خود را از همین راه به دست آوردهایم و همیشه هم از همین راه به دست خواهیم آورد. این روحیه ماست.»
اوایل این هفته، هنگامی که باران بر محوطه لیسه ولتر در مرکز پاریس میبارید، خستگی دانشآموزانی که بار دیگر صبح زود برای بستن دروازه اصلی مکتب آمده بودند، کمکم آشکار میشد و شور و هیجان جمعیت فروکش کرده بود.
اما این وضعیت چندان دوام نیاورد.
ناگهان صدای تشویق و شادی بلندی بلند شد؛ زمانی که یکی از آموزگاران ارشد دروازه بزرگ مکتب را باز کرد و سرش را از در بیرون آورد.
او فریاد زد: «غذاخوری هنوز باز است.»
اما گرسنگی جوانان فرانسه برای داشتن مکاتب بهتر، و آرزوی روزهای بهتر برای دیگران، به این آسانی برطرف نخواهد شد.
با گزارشهای تکمیلی از برونو بولپپ و مانون پرات.