شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
نشانههای «افسردگی خندان» و راههای درمان آن چیست؟
- نویسنده, ایزابل شو
- شغل, صحت جهانی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
وقتی فردی مبتلا به افسردگی را تصور میکنید، شاید کسی را تصور کنید که برای بیرون آمدن از بستر با مشکل روبهرو است.
شاید زیاد گریه میکند، از دوستانش فاصله میگیرد یا بهسختی انرژی لازم برای گذراندن روز را پیدا میکند.
احتمالاً همان کسی به نظرتان نمیرسد که که سر سفره شام لطیفه میگوید، زندگی اجتماعی مصروف دارد و در کارش نیز موفق است.
اما برای افرادی که به اصطلاح دچار «افسردگیِ خندان» هستند، واقعیت میتواند دقیقاً همینگونه باشد.
و گاهی کسی که فریب این ظاهر را میخورد، یک دوست، شریک زندگی یا همکار نیست؛ بلکه ممکن است خودِ شما باشید.
«افسردگی خندان» چیست؟
اصطلاح «افسردگی خندان» یک تشخیص رسمی در طب نیست، اما جستوجو برای این عبارت در پنج سال گذشته ۵۰ درصد افزایش یافته است.
داکتر اولیویا ریمز، پژوهشگر صحت روانی در دانشگاه کمبریج بریتانیا، میگوید: «افسردگی خندان یعنی در ظاهر شاد به نظر برسید، اما در درون احساس افسردگی و اندوه داشته باشید.»
همه ما گاهی احساس غم و بیحوصلگی میکنیم. اما بر اساس آمار سازمان جهانی صحت، برای ۳۲۲ میلیون نفر در سراسر جهان این احساسات به افسردگی تبدیل میشود.
افسردگی زمانی است که نشانههایی مانند غمگینی مداوم یا از دست دادن علاقه و لذت نسبت به فعالیتها، برای هفتهها یا ماهها ادامه پیدا کند و بر کار، روابط، خواب و زندگی روزمره فرد تأثیر بگذارد.
اما افسردگی همیشه آنگونه که انتظار داریم ظاهر نمیشود. در واقع، پژوهشها نشان میدهد که تا ۴۰ درصد افراد مبتلا به افسردگی نوعی «افسردگی غیرمعمول» را تجربه میکنند که نشانههای آن با تصورات کلیشهای تفاوت دارد.
برای نمونه، ممکن است فرد به جای کمخوابی یا کماشتهایی، بیشتر از حد معمول بخوابد یا غذا بخورد. همچنین ممکن است وقتی اتفاقی خوشایند یا هیجانانگیز رخ میدهد، خلقوخوی او بهطور موقت بهتر شود.
همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد برخی افراد مبتلا به افسردگی، آنچه را که واقعاً تجربه میکنند پنهان میسازند. این رفتار که به آن «پنهانسازی» یا «نقاب زدن» گفته میشود، زمانی رخ میدهد که فرد تلاش میکند احساسات یا ویژگیهای خاص خود را مخفی کند تا در میان دیگران عادی و سازگار به نظر برسد.
چرا مردم افسردگی خود را پنهان میکنند؟
برخی از افراد مبتلا به «افسردگی خندان» حتی متوجه نمیشوند که دچار افسردگی هستند؛ بنابراین نمیدانند که در حال پنهان کردن آناند.
داکتر اولیویا ریمز میگوید: «آنها ممکن است فکر کنند که نشانههایشان صرفاً نتیجه یک زندگی پرمشغله و پراسترس است.»
گروه دیگری ممکن است متوجه باشند که با مشکلات روانی دستوپنجه نرم میکنند، اما سخت تلاش کنند تا دیگران متوجه آن نشوند؛ موضوعی که بهویژه در میان افراد کمالگرا و بسیار وظیفهشناس رایج است.
او میافزاید: «این افراد توقعات بسیار بالایی از خود دارند و ممکن است نخواهند، چه برای خود و چه برای دیگران، بپذیرند که با مشکل روبهرو هستند.»
برخی نیز از انگ اجتماعی میترسند یا نگراناند که باعث زحمت دیگران شوند. پژوهشها نشان میدهد که عدهای از قضاوت شدن یا روبهرو شدن با پیامدهای منفی در محیط کار یا روابط شخصی هراس دارند.
همچنین انتظارات فرهنگی یا خانوادگی میتواند صحبت کردن صریح و آشکار درباره احساسات و مشکلات روانی را دشوارتر سازد.
پنهان کردن افسردگی چه خطرهایی دارد؟
کارشناسان هشدار میدهند که حفظ این ظاهر میتواند خطرناک باشد.
پروفسور بارنی دان، روانشناس بالینی در دانشگاه اکستر بریتانیا، میگوید: «افسردگی انسان را منزوی میکند و باعث میشود احساس تنهایی کند. در بسیاری موارد، یکی از بهترین راههای مقابله با خلقوخوی پایین، برقراری ارتباط با دیگران است.»
پنهان کردن افسردگی همچنین میتواند باعث شود افراد کمک و حمایتی را که به آن نیاز دارند، دریافت نکنند.
داکتر اولیویا ریمز میگوید: «اگر این نشانههای اولیه بدون رسیدگی و درمان رها شوند، ممکن است به مرور زمان به مشکلی مزمن و جدی تبدیل شوند و خطر خودکشی را افزایش دهند.»
هفت نشانه افسردگی که بهسادگی نادیده گرفته میشوند
برخی از تغییرات ممکن است بهسادگی نادیده گرفته شوند، بهویژه زمانی که در ظاهر به نظر میرسد همه چیز را بهخوبی مدیریت میکنید.
۱. دیگر از کارهایی که قبلاً لذت میبردید، لذت نمیبرید
اگر کارهایی که معمولاً مشتاق انجام آنها بودید، مانند دیدن دوستان، رفتن به باشگاه یا حتی تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقهتان، به یک بار سنگین تبدیل شدهاند، شاید ارزش داشته باشد بیشتر به این موضوع توجه کنید.
اولیویا ریمز میگوید: «بهراحتی میتوان کاهش لذت یا علاقه به سرگرمیهای همیشگی را به مشغله زیاد و زندگی پرشتاب نسبت داد.»
۲. دستها یا پاهایتان بهطور غیرعادی سنگین احساس میشوند
این احساس که به آن «فلج سربی» گفته میشود، باعث میشود اندامهای فرد سنگین به نظر برسند و انجام حرکتهای روزمره به تلاش بیشتری نیاز داشته باشد. این میتواند یکی از نشانههای افسردگی غیرمعمول باشد.
۳. مدام قرارها و برنامههایتان را لغو میکنید
ممکن است وقتی در کنار دیگران هستید، کاملاً سرحال و پرانرژی به نظر برسید، اما زمانی که حالوهوایتان افت میکند و دیگر نمیتوانید احساسات خود را پنهان کنید، برنامههایتان را لغو کنید.
۴. بیشتر میخوابید، اما همچنان احساس خستگی میکنید
ممکن است همه فعالیتهای معمول خود را انجام دهید، اما در عین حال روزبهروز احساس فرسودگی بیشتری داشته باشید.
ریمز میگوید: «شبها میتواند بهویژه دشوار باشد، زیرا افراد مبتلا به این وضعیت ممکن است در پایان روز حال بدتری داشته باشند و به خواب بیشتری نسبت به معمول نیاز پیدا کنند.»
۵. نسبت به انتقاد یا طرد شدن حساستر شدهاید
ممکن است یک نظر گذرای رئیستان یا لغو یک قرار از سوی دوستتان، بسیار بیشتر از حد معمول شما را ناراحت کند.
ریمز میگوید حساسیت بیشتر نسبت به انتقاد یا طرد شدن، که در افراد مبتلا به اختلال کمتوجهی و بیشفعالی (ADHD) نیز دیده میشود، از ویژگیهای افسردگی غیرمعمول است.
۶. همیشه فرد شوخطبع یا کمککننده جمع هستید
فردی که با افسردگی دستوپنجه نرم میکند، همیشه گوشهگیر نمیشود. گاهی درست برعکس عمل میکند؛ مثلاً به شادترین فرد مهمانی تبدیل میشود، خود را غرق کار میکند یا بیش از حد برای کمک به دیگران تلاش میکند.
۷. گفتوگوی درونی شما همیشه منفی است
ممکن است در ظاهر فردی بااعتمادبهنفس به نظر برسید، اما در درون بهشدت از خود انتقاد کنید.
تردید مداوم نسبت به خود، احساس بیارزشی و احساس پوچی میتواند از نشانههای هشداردهنده باشد.
چگونه از آن رها شویم؟
اصطلاح «افسردگی خندان» خود نیز بدون انتقاد نبوده است.
هرچند این اصطلاح میتواند به افراد کمک کند تا آنچه را تجربه میکنند بهتر شناسایی کرده و برای آن نامی پیدا کنند، اما اولیویا ریمز میگوید که ممکن است تجربهای پیچیده را بیش از حد سادهسازی کند.
او میگوید: «واژه "خندان" انسان را به یاد شادی و خوشحالی میاندازد،» اما «ویژگی اصلی این وضعیت در واقع احساس ناامیدی، پوچی و بیارزشی است.»
پروفسور بارنی دان پیشنهاد میکند که فرد با گامهای کوچک آغاز کند و بخشی از احساسات خود را با کسی که به او اعتماد دارد در میان بگذارد.
او میگوید: «بسیاری از افراد شگفتزده میشوند وقتی میبینند که این کار میتواند روابطشان را با دیگران مستحکمتر کند، به آنها احساس پیوند و نزدیکی بدهد و کمک کند درک کنند که در این احساسات تنها نیستند.»
دان همچنین توصیه میکند که اگر با چنین مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنید، با داکتر خود مشورت کنید.
او میگوید: «شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان میدهد گفتوگو درمانی، داروهای ضدافسردگی و حمایتهای اجتماعی، همگی میتوانند در درمان مؤثر باشند.»