جرمی بوئن: بنبست در تنگه هرمز خطر لغزش به سوی جنگی تمامعیار را افزایش میدهد

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, جرمی بوئن
- شغل, سردبیر بینالملل، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
چهار هفته از برقراری آتشبس در خلیج فارس میگذرد و نشانههای فرسودگی آن آشکار شده است. عزم آمریکا و ایران برای ادامه فشار بر یکدیگر، این آتشبس را به طور جدی در معرض خطر قرار داده است. این لحظهای خطرناک است.
آتشبس فرصتی برای دیپلماسی ایجاد کرد که برای مدتی کوتاه به نظر میرسید شاید به پیشرفتی منجر شود. آمریکاییها و ایرانیها در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، روبهروی یکدیگر پشت میز مذاکره نشستند، اما دست خالی آنجا را ترک کردند.
پاکستانیها تلاش میکنند این روند را احیا کنند، اما تا اینجا موفقیت چندانی نداشتهاند. هم آمریکا و هم ایران خواهان دستیابی به توافق هستند، اما هر کدام توافقی متفاوت در ذهن دارند و بر خطوط قرمز خود پافشاری میکنند. تا زمانی که یکی از دو طرف، یا ترجیحا هر دو، تصمیم به امتیاز دادن نگیرند، بازگشت به جنگ تمامعیار تنها به وقوع یک حادثه بستگی دارد.
اکنون بیش از هر زمان دیگری خطر سوء برداشت و خطای محاسبه درباره نیتها و پیامدها وجود دارد. اینها هر دو از الگوهای کلاسیکی هستند که باعث میشوند بحرانها از کنترل خارج شوند و جنگها شدت بگیرند.
از همان ابتدا روشن بود که تصمیم آمریکا برای اسکورت دو کشتی در تنگه هرمز، با واکنش ایران روبهرو خواهد شد. اولین پرسشی که مطرح میشود این است که آیا ماجرا به همینجا ختم میشود یا اینکه کنش و واکنشهای بیشتر، روند بازگشت به جنگی تمامعیار را سرعت میبخشد.
کنترل تنگه هرمز به موضوع مرکزی این بحران تبدیل شده است. این گذرگاه تا ۲۸ فوریه - زمانی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند - بدون محدودیت و بدون دریافت عوارض برای کشتیرانی باز بود. اکنون ایران نشان داده است که بستن آن میتواند همزمان به یک سلاح تهاجمی، منبع درآمد و نوعی بیمه تبدیل شود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به نمایندگان مجلس گفته است که بازگشت به وضعیت پیشین در کار نخواهد بود.
آمریکا نمیتواند بپذیرد که ایران تنگه هرمز را به آبهای تحت کنترل خود تبدیل کند تا حکومت بتواند با کنترل آن، میلیونها دلار از کشتیها عوارض دریافت کند؛ چرا که پذیرش چنین وضعیتی به معنای آن است که پیروزی تاکتیکی بر نیروهای مسلح ایران، در عمل به یک شکست استراتژیک تبدیل شده است.
بستن تنگه هرمز پیامدهای اقتصادی جهانی دارد. مدت زمانی که این گذرگاه بسته بماند، تعیین خواهد کرد که پیامدهای جنگ برای مردم سراسر جهان تا چه اندازه شدید خواهد بود. کمبود نفت و گاز، و همینطور هلیوم برای صنایع پیشرفته و مواد اولیه برای تولید کود، تاثیری روزافزون بر میلیونها نفر در مناطق دور از جنگ گذاشته است. بحران کود شیمیایی میتواند خطر گرسنگی را در کشورهایی که از امنیت غذایی برخوردار نیستند، افزایش دهد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
انگیزههای دونالد ترامپ، چه آنها که اعلام شدهاند و چه آنها که پنهان میمانند، همواره پیچیده و متغیر هستند. او از شبکههای اجتماعی استفاده کرده تا معاملهگران نفت را متقاعد کند قیمت بنزین را برای رانندگان آمریکایی بالا نبرند.
او همچنین احتمالا از تابآوری و عزم حکومت ایران برای مقاومت، فارغ از میزان فشاری که آمریکا و اسرائیل به این کشور وارد میکنند، کلافه شده است. حکومتی که آماده است برای سرکوب اعتراضها، به شهروندان خود در خیابانها شلیک کند - همانطور که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بار دیگر در ماه ژانویه چنین کردند - احتمالا چندان نگران رفاه مردم نیست؛ دستکم تا زمانی که این مسئله به بقای قدرتش لطمه نزند.
ناامیدی دونالد ترامپ نتیجه تصمیم شتابزده خودش برای ورود به جنگ با این فرض بود که پیروزی آسانی در پیش است، بدون آنکه پیامدهای بعدی یا سناریوی دشوارتر را در نظر بگیرد. آمریکا قدرت ارتش بسیار کارآمد خود را نشان داده است، اما تصمیمگیریهای متغیر رئیسجمهور این کشور را در وضعیت راهبردی دشواری قرار داده است.
دستور آقای ترامپ به نیروی دریایی آمریکا برای اسکورت چند کشتی در تنگه هرمز، به معنای بازگشت کشتیرانی آزاد نیست. پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، روزانه بین ۴۰ تا ۶۰ شناور از این تنگه عبور میکردند.
ایران نشان داده است که آماده بازگشت به جنگ است و حتی ممکن است بخواهد سرعت تشدید درگیری را خود تعیین کند. این راهبردی پرریسک است، اما برای کسانی که جایگزین رهبر پیشین و دیگر مقامهای ارشد کشتهشده در حملات آمریکا و اسرائیل شدهاند، این ریسک ارزش پذیرفتن دارد.
به نظر میرسد در میان همسایگان عرب خلیج فارس، امارات متحده عربی هدف اصلی ایران باشد. در واکنش، امارات روابط خود با آمریکا و اسرائیل را بیش از پیش تقویت کرده است. اسرائیل یک سامانه ضد موشکی «گنبد آهنین» به امارات ارسال کرده و نیروهایی از ارتش را برای بهرهبرداری از آن به امارات اعزام کرده است؛ اقدامی نمادین و مهم که از انجام آن برای اوکراین خودداری کرده بود.

منبع تصویر، EPA
تصمیم ایران برای هدف قرار دادن بندر فجیره اهمیت زیادی دارد. این بندر در نوار کوچکی از خط ساحلی امارات قرار دارد که خارج از تنگه هرمز و رو به دریای عمان است.
فجیره نقطه پایانی خط لولهای است که به امارات اجازه میدهد بدون عبور از تنگه هرمز نفت صادر کند و همچنین دارای تاسیسات بزرگ ذخیرهسازی نفت است. این ویژگیها آن را به نقطهای حیاتی از نظر راهبردی و اقتصادی برای امارات تبدیل کرده است. اماراتیها به شدت نگران گامهای بعدی ایران هستند. با وجود هشدارهای علنی و توان نظامی قابل توجه، امارات همچنان ترجیح میدهد از حملات مستقیم به ایران دوری کند. این سیاست ممکن است در صورت فروپاشی آتشبس دوام نیاورد. در بلندمدت، این کشور میلیاردها دلار دیگر برای خرید تسلیحات آمریکایی هزینه میکند.
به نظر میرسد دونالد ترامپ همچنان باور دارد که حکومت ایران در برابر فشار و قدرت نظامی آمریکا تسلیم خواهد شد. او مایل است بتواند توافقی را به عنوان دستاورد خود به نمایش بگذارد، اما توافقی را نخواهد پذیرفت که منتقدانش آن را ضعیفتر از توافق جامع هستهای ایران (برجام) - یعنی برجستهترین دستاورد سیاست خارجی باراک اوباما - بدانند.
دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود، با تشویق و حمایت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از برجام خارج شد. او آن را با سیاستی جایگزین کرد که «فشار حداکثری» نامید؛ سیاستی که نتوانست مانع غنیسازی اورانیوم در ایران شود و اکنون به نظر میرسد آمریکا و ایران را در مسیر جنگی قرار داده که هیچ راه خروج آسانی از آن وجود ندارد.
































