کیوان خسروانی معمار و طراح لباس درگذشت؛ سوزن‌دوزی‌ها و زری‌دوزی‌هایی که جهانی شدند

لباس طراحی خسروانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کیوان خسروانی به مدت ۱۳ سال طراح لباس‌های رسمی و غیررسمی فرح پهلوی بود و در آثارش، صنایع‌دستی ایرانی را با طراحی مدرن تلفیق می‌کرد
    • نویسنده, پریسا خوشنامی
    • شغل, روزنامه‌نگار مد و لباس
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

کیوان خسروانی، طراح مد و معمار ایرانی در ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. او یکی از پیشگامان طراحی لباس در ایران بود که توانست پیوندی میان زیبایی‌شناسی سنتی ایرانی و زبان مدرن طراحی لباس برقرار کند و نقشی مهم در شکل‌دهی بخشی از هویت بصری پوشش ایرانی در دوران معاصر ایفا نماید.

کیوان خسروانی با طراحی لباس‌هایی که ظرافت هنرهای دستی ایرانی را با ساختار و برش‌های مدرن غربی درآمیخته بود، نقشی کلیدی در شکل‌گیری این تصویر ایفا کرد. پوششی که فرح پهلوی در مراسم رسمی یا سفرهای دیپلماتیک بر تن می‌کرد، نماینده همین هویت دوگانه بود: زنی امروزی و جهانی که در عین حال به سنت‌های ملی پایبند است.

از معماری تا مد

کیوان خسروانی در تابستان سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره‌های ابتدایی و متوسطه، وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و رشته معماری را زیر نظر هوشنگ سیحون دنبال کرد. او در سال ۱۳۴۱ با نمرات ممتاز از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و با دریافت بورس دولتی فرانسه، از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ برای ادامهٔ تحصیل به پاریس رفت.

او در مدرسهٔ ملی عالی هنرهای زیبای پاریس به تحصیل در رشتهٔ معماری پرداخت و نخستین نمایشگاه طراحی معماری خود را در سال ۱۳۴۳ در خانه بین‌المللی مجموعه دانشگاهی پاریس برگزار کرد. همان‌جا بود که با یکی از مدل‌های خانهٔ مد مشهور «پی‌یر بالمن» آشنا شد. این آشنایی، زمینه‌ساز ورود او به عرصهٔ طراحی لباس شد و به‌زودی همکاری‌هایی با برخی از آتلیه‌های مد پاریس، از جمله بالمن، شکل گرفت.

در ادامه، خسروانی مدتی در بریتانیا اقامت داشت و با معماران سرشناس بریتانیایی، جین درو و مَکسول فِرِی، در طراحی بخش‌هایی از دانشگاه شفیلد همکاری کرد. سپس به ایتالیا رفت و در دانشگاه معماری رم، دوره‌ای تخصصی در زمینهٔ مرمت آثار تاریخی گذراند و در پروژه‌های بازسازی تحت نظارت یونسکو مشارکت کرد.

بازگشت کیوان خسروانی به ایران در سال ۱۳۴۵، آغاز مرحله‌ای تازه در مسیر حرفه‌ای او بود. ابتدا به‌عنوان طراح نور در جشن هنر شیراز مشارکت کرد و در کنار طراحی آمفی‌تئاترها، در پروژه‌های نورپردازی صحنه نیز فعال بود.

مانند بسیاری از طراحان برجستهٔ مد نظیر عزالدین علیه، تام فورد و جیان‌فرانکو فره که همگی با پیشینه معماری وارد حرفه طراحی مد شدند، خسروانی نیز از همین مسیر به طراحی لباس روی آورد.

در همان سال‌ها، او به‌همراه کامران دیبا، بوتیکی با نام «الگانت ۲۷» برای طراحی و تولید لباس مردانه راه‌اندازی کرد. پس از موفقیت این بوتیک، او به تنهایی دو برند مهم دیگر به نام‌های «نامبر وان» و «میس نامبر وان» را افتتاح کرد که به طراحی لباس‌های زنانه و مردانهٔ مد روز برای جوانان می‌پرداخت. این بوتیک‌ها در تهران، از نخستین نمونه‌های فروشگاه‌های مفهومی با طراحی معاصر و رویکردی حرفه‌ای در عرضهٔ مد ایرانی بودند.

با این حال، پس از تغییر فضای فرهنگی کشور در دههٔ ۱۳۵۰ و اعمال محدودیت‌های روزافزون، این بوتیک‌ها در نهایت تعطیل شدند.

فرح پهلوی در شیراز

منبع تصویر، Getty Images

شروع همکاری با فرح پهلوی

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

کیوان خسروانی و فرح دیبا از آشنایان و اقوام قدیمی بودند و دوستی‌شان در دوران تحصیل مشترک در رشته معماری عمیق‌تر شد. خسروانی یکی از خاطرات این دوستی را چنین روایت کرده است: «پس از آخرین دیدار، چند ماهی خبری از فرح نداشتم تا اینکه مطلع شدم او به مقام ملکه ایران رسیده است. بعد از مدتی، بالاخره توانستم دیداری رسمی با او در کاخ نیاوران داشته باشم. دیدن فرح که پیش‌تر دانشجویی ساده و مهربان بود، این بار در قامت ملکه و با هیبتی سلطنتی، تأثیری بسیار عمیق بر من گذاشت که تا سال‌های سال با جزئیات دقیق در ذهنم حک شد.»

از دهه ۱۳۵۰ به بعد، یکی از مهم‌ترین همکاری‌های کیوان خسروانی با دفتر فرح پهلوی شکل گرفت. او به مدت ۱۳ سال، طراحی لباس‌های رسمی و غیررسمی فرح را بر عهده داشت. در این دوره، خسروانی در پیوند دادن صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران با طراحی لباس‌های رسمی و دربار، نقشی پیشگام ایفا کرد. او از تکنیک‌هایی چون قلمکار اصفهان، سوزن‌دوزی بلوچ، زری‌دوزی کاشان و باتیک اسکو استفاده کرد تا در لباس‌های مدرن به کار ببرد.

به گفته‌ کیوان خسروانی، طراحی این لباس‌ها بدون همکاری تیمی از «زنان حرفه‌ای و متعهد» ممکن نبود. مهرمنیر جهانبانی با پژوهش و گردآوری عناصر صنایع دستی ایرانی، (خصوصا در بخش سوزن‌دوزی بلوچ) پشتوانه‌ فرهنگی و مفهومی پروژه را شکل داد. پری ذالفقاری، خیاط باتجربه، وظیفه‌ اجرای دقیق و بی‌نقص طرح‌ها را بر عهده داشت. و در نهایت، حضور فرح پهلوی به‌عنوان مدل اصلی، به گفته‌ خسروانی، امتیازی بزرگ بود؛ چرا که اندام قدبلند و کشیده‌ او باعث می‌شد لباس‌ها به‌گونه‌ای چشمگیر و تأثیرگذار جلوه کنند.

با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، آقای خسروانی ایران را ترک کرد و به پاریس مهاجرت کرد. در تبعید نیز ارتباط خود را با هنر و فرهنگ ایران حفظ کرد و در پروژه‌هایی نظیر طراحی شبستان ایرانی مسجد جامع پاریس به‌صورت داوطلبانه همکاری داشت.

در سال ۱۳۷۸، چهار نمونه از طراحی‌های لباس رسمی او برای دربار ایران به مجموعه دائمی موزه مد پاریس (Palais Galliera) اهدا شد.

سوزن‌دوزی‌هایی که جهانی شدند

یکی از مهم‌ترین میراث‌های کیوان خسروانی، پیوندی است که او میان طراحی لباس و صنایع دستی برقرار کرد؛ او با شناخت عمیق از جغرافیای فرهنگی ایران و آشنایی با شیوه‌های تولید دست‌ساز، لباس‌هایی طراحی کرد که نه‌تنها زیبا، بلکه حامل داستان و هویت بودند.

در زمانی که بسیاری از طراحان مد در ایران صرفاً از الگوهای غربی تقلید می‌کردند، خسروانی مسیر متفاوت و معناداری را برگزید. با بهره‌گیری خلاقانه از صنایع دستی مناطق مختلف ایران، مجموعه‌ای از لباس‌ها را خلق کرد که هم ریشه در سنت داشتند و هم زبان طراحی معاصر را دنبال می‌کردند. این لباس‌ها نه‌فقط سبک دربار را شکل دادند، بلکه به بخشی تعیین‌کننده از تاریخ تصویری آن دوران بدل شدند.

در طراحی‌های او از سوزن‌دوزی‌های بلوچستان و اصفهان، زری‌دوزی‌های یزد و کاشان، قلمکار اصفهان، ترمه و پته‌دوزی کرمان، و نیز چاپ باتیک منطقه اسکوی آذربایجان شرقی استفاده شده است؛ هنرهایی که نه‌تنها جنبه تزئینی، بلکه نقش هویتی در ساختار لباس‌ها داشتند.

در کنار جنبه‌های زیبایی‌شناسانه، کیوان خسروانی نقش مؤثری در احیای این صنایع دستی ایفا کرد. برخلاف بسیاری که تنها از نقوش سنتی برای تزئین بهره می‌گرفتند، او مستقیماً با هنرمندان محلی، به‌ویژه زنان بلوچ، یزدی، کرمانی، اصفهانی و آذری همکاری و هنر آن‌ها را وارد چرخه طراحی مد حرفه‌ای کرد. سوزن‌دوزی‌های ظریف بلوچ و اصفهانی، که تا پیش از آن عمدتاً در لباس‌های محلی کاربرد داشتند، در طراحی لباس‌های رسمی و درباری جایگاهی تازه یافتند.

در دوره‌ای که بسیاری از این هنرها در آستانه فراموشی قرار داشتند، آقای خسروانی آن‌ها را به صحنه آورد و در لباس‌هایی به کار برد که در مراسم رسمی، دیدارهای دیپلماتیک و رسانه‌های بین‌المللی دیده می‌شدند. شاید همین دیده شدن کمک کرد سوزن‌دوزی بلوچستان، که آن زمان رو به فراموشی بود، جایگاه نمادینی پیدا کند و تا به امروز نیز یکی از منابع مهم درآمد برای زنان بلوچ باقی بماند.

باتیک اسکو هم، که در آن زمان تقریباً ناشناخته بود و بیشتر در تولیدات محلی کاربرد داشت، از طریق طراحی‌های خسروانی به‌عنوان بخشی از پارچه‌های فاخر در مد رسمی معرفی شد. حضور این تکنیک، که مبتنی بر رنگ‌آمیزی و مقاوم‌سازی پارچه است، گویای جسارت و تنوع در زبان طراحی او بود.

نقش کیوان خسروانی و تیم او در بازتعریف مد ایرانی بر پایه صنایع دستی بومی، یادآور اقدامات ژان-باتیست کولبر، وزیر دارایی لویی چهاردهم در قرن هفدهم فرانسه است. کولبر با سازمان‌دهی تولیدات صنایع دستی لوکس، از جمله ابریشم، توری و پارچه‌های فاخر، بنیان‌گذار سیاست‌هایی شد که بعدها به شکل‌گیری مفهوم «لوکس فرانسوی» و سلطه صنعت مد فرانسه در جهان انجامید. به شکلی مشابه، خسروانی نیز با تکیه بر هنرهای بومی، مدی ایرانی را بنیان نهاد که در دل خود هم زیبایی و هم اصالت فرهنگی را جا داده بود.

آقای خسروانی با بهره‌گیری خلاقانه از هنرهای دستی ایرانی، از سوزن‌دوزی و زری‌دوزی گرفته تا قلمکار و باتیک، مدی بومی را پایه‌گذاری کرد که تصویری رسمی، ریشه‌دار و در عین حال مدرن از ایران ارائه می‌داد. با این حال، پس از انقلاب ۱۳۵۷، این میراث تا حد زیادی تحت عنوان مبارزه به با فرهنگ و مد غربی به حاشیه رانده شد.

نکته قابل‌توجه اینکه در سال‌های اخیر، طراحی‌های خسروانی بار دیگر مورد توجه نسل جوان طراحان ایرانی قرار گرفته‌اند. بسیاری از برندهای مد معاصر در تهران، اصفهان و شیراز با الهام از الگوهای او، از جمله ترکیب پارچه‌های ساده با جزئیات دستی، استفاده از رنگ‌های سنتی در قالب‌های مینیمالیستی، و ارجاع به نقش‌مایه‌های محلی، سبک طراحی خود را شکل داده‌اند. از این منظر می‌توان گفت میراث خسروانی نه‌تنها در خاطرات و عکس‌ها، بلکه در خیابان‌های امروز ایران نیز زنده و جاری است.

مردی که نمی‌خواست با چهره‌ پیری دیده شود

در مورد زندگی شخصی، اگرچه برخی رسانه‌ها از کیوان خسروانی به‌عنوان فردی همجنس‌گرا یاد کرده‌اند، به نظر می‌رسد خود او هرگز به‌طور علنی درباره گرایش جنسی‌اش سخن نگفته یا آن را تایید نکرده است.

در سال‌های پایانی زندگی، تصویری از کیوان خسروانی در دوران کهولت در فضای مجازی منتشر شد؛ تصویری که او منکر واقعی بودنش شد و آن را نمی‌پذیرفت. می‌خواست جهان، او را همان‌گونه به خاطر بیاورد که خود دوست داشت: «با صورتی جوان، نگاهی مصمم و قلبی پرشور»؛ درست مانند سال‌هایی که طرح‌هایش بر صحنه‌ مد و معماری می‌درخشیدند.

با وجود استفاده‌ گسترده از عناصر هنر ایرانی در آثارش، خود را هرگز یک «ملی‌گرا» به معنای سیاسی نمی‌دانست. اما شناخت و درک دقیقی از فرهنگ و زیبایی‌شناسی ایران داشت، چیزی که بیشتر از تجربه‌ زیسته‌اش می‌آمد تا از گرایش‌های ایدئولوژیک ناسیونالیستی. این آگاهی بی‌ادعا، در بسیاری از طراحی‌هایش خود را نشان می‌داد. خودش را بیشتر یک «شهروند جهان» می‌دانست؛ اما جهانی که واقعیت‌های آن، چه در پاریس باشد و چه در تهران، از نگاهش پنهان نمی‌ماند.

در گفت‌وگوهایی که در سال‌های پایانی عمر داشت، از تناقض میان دنیای مد و واقعیت‌های خشن جامعه، به‌خصوص شرایط دشوار زندگی کودکان کار، صحبت می‌کرد. او در سال‌های آخر زندگی، بدون جلب توجه رسانه‌ای، در چندین فعالیت خیریه مرتبط با حمایت از کودکان در ایران مشارکت داشت.

کیوان خسروانی ترجیح می‌داد با تصویر جوانی‌اش در یادها بماند؛ تصویری که اکنون، در کنار آثار ماندگارش، بخشی از حافظه هنر معاصر ایران است.

طراحی لباس برای چهره دیپلماسی فرهنگی ایران

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کیوان خسروانی، تلفیق صنایع‌دستی بومی ایران با زبان بین‌المللی مد بود؛ مسیری که نه‌تنها به احیای هنرهای سنتی انجامید، بلکه تصویر متفاوتی از زن ایرانی مدرن ارائه کرد.

فرح دیبا پهلوی، شهبانوی ایران، در جریان سفر رسمی والری ژیسکار دستن، رییس‌جمهوری فرانسه، به ایران دیده می‌شود؛ سفری که از ۴ تا ۷ اکتبر ۱۹۷۶ انجام شد.

منبع تصویر، Georges BENDRIHEM / AFP via Getty Images

توضیح تصویر، نمونه‌ای از پارچه‌های چاپی برگرفته از طراحی‌های سنتی ایران

پیراهن باتیک برای ضیافت کاخ الیزه

در دهه ۱۹۶۰ که پارچه‌های چاپ‌شده اغلب از اروپا وارد می‌شدند، خسروانی برای نخستین‌بار از باتیک سنتی اسکو در آذربایجان شرقی در طراحی یک پیراهن رسمی استفاده کرد. این لباس که فرح پهلوی در ضیافت رسمی کاخ الیزه بر تن داشت، با چاپ دستی روی پارچه‌ای از ترکیب ابریشم و پشم، نمونه‌ای موفق از بازتعریف لباس دیپلماتیک بر پایه هنر ایرانی بود. این طراحی نه‌تنها به هنر باتیک جایگاهی جهانی داد، بلکه نشان داد صنعت مد ایران می‌تواند بر مبنای هنر بومی، جایگاهی در عرصه بین‌المللی کسب کند.

فرح پهلوی با لباس زری دوزی طلایی

منبع تصویر، AFP via Getty Images

لباس زری‌دوزی طلایی برای جشن‌های ۲۵۰۰ ساله

در سال ۱۳۵۰، فرح پهلوی در مراسم تخت‌جمشید لباسی با زری‌دوزی طلایی بر تن کرد؛ پوششی لوکس با الگویی الهام‌گرفته از گنبدهای اصفهان. این لباس توسط خسروانی و با همکاری استاد زری‌دوز معروف، محمد طریقی، طراحی و اجرا شد. پارچه آن زری‌دوزی ظریف و بافتی پیچیده داشت که ساخت آن ۱۸ ماه به طول انجامید و ترکیبی از ظرافت سنتی و ساختار مدرن را به نمایش گذاشت.

فرح پهلوی و شاه در ضیافت شام کاخ سفید

منبع تصویر، Getty Images

سوزن دوزی بلوچ در شام رسمی کاخ سفید

یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های استفاده از هنر سوزن‌دوزی بلوچ در لباس‌های رسمی، پیراهنی است که فرح پهلوی در مراسم شام رسمی کاخ سفید در سال ۱۳۵۱ بر تن داشت. این لباس با تزیینات ظریف و استادانه سوزن‌دوزی بلوچ در آستین‌ها، یقه و حاشیه دامن، جلوه‌ای فاخر و منحصربه‌فرد به پوشش او در سطح بین‌المللی بخشید.

معماری کیوان خسروانی: پیوندی میان سنت، اقلیم و مدرنیته

کیوان خسروانی، فراتر از شهرتش در عرصه طراحی لباس، در معماری نیز آثاری ماندگار خلق کرده است. معماری او بازتابی از تلفیق خلاقانه سنت‌های بومی، دانش اقلیمی و نیازهای روز جامعه ایران بود؛ ترکیبی که نه‌فقط به خلق فضاهایی زیبا و کاربردی انجامید، بلکه نمونه‌هایی کم‌نظیر از معماری پایدار و در عین حال ایرانی به‌وجود آورد.

مهمان‌سرای نایین

منبع تصویر، Alamy

مهمان‌سرای نایین: معماری بومی

یکی از شاخص‌ترین پروژه‌های معماری خسروانی، طراحی مهمان‌سرای نایین (۱۳۴۶) است؛ بنایی در دل اقلیم گرم و خشک کویر که با بهره‌گیری از مصالح محلی چون خشت و آجر دست‌ساز و الهام از عناصر سنتی مانند حیاط مرکزی، بادگیر و سایه‌بان، الگویی موفق از معماری اقلیمی را به نمایش گذاشت. همکاری با استادکاران بومی و احیای تکنیک‌های سنتی در این پروژه، هم به ارتقای کیفیت ساخت کمک کرد و هم نشان داد چگونه می‌توان با تکیه بر میراث معماری ایرانی، پاسخ‌هایی معاصر و پایدار به نیازهای امروز داد.

کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: کودک و محیط

خسروانی در طراحی کتابخانه گود زنبورک‌خانه تهران (۱۳۴۸)، توجه ویژه‌ای به نیازهای مخاطب کودک داشت. در این پروژه، نور طبیعی، مقیاس انسانی، و استفاده هوشمندانه از مصالح ساده اما با دوام، محیطی صمیمی، آرام و خلاقانه برای مطالعه و یادگیری فراهم کرده‌اند. طراحی فضاها به گونه‌ای است که کنترل نور، تهویه طبیعی و حس امنیت را توأمان تأمین می‌کند. این کتابخانه یکی از نخستین نمونه‌هایی بود که مفهوم «کاربرمحوری» و «سادگی کاربردی» را در معماری مدرن ایران به‌نمایش گذاشت.

ویلای فرمانیه: تجربه‌ای در معماری ایرانی و مدرن

ویلای فرمانیه در تهران، نمود نگاه معاصر خسروانی در معماری مسکونی است. این بنا با پنجره‌های بزرگ، پلان باز، و ترکیب مصالح مدرن با آجر سنتی، تلاشی برای پیوند میان زندگی شهری مدرن و زیبایی‌شناسی ایرانی بود. ارتباط بصری با طبیعت، بهره‌گیری از نور طبیعی، و ظرافت در جزئیات، از این ویلا نمونه‌ای کم‌نظیر ساخت. این بنا پس از انقلاب تخریب شد و به این ترتیب، یکی از نمونه‌های شاخص معماری مسکونی دهه ۱۳۵۰ از میان رفت.