جنگ ایران چگونه استراتژی منطقهای امارات را بازتعریف میکند؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, امنیه النجار
- شغل, کارشناس خاورمیانه، بخش مانیتورینگ بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
امارات متحده عربی در واکنش به جنگ ایران و پیامدهای آن، از تغییر قابل توجهی در استراتژی منطقهای خود خبر داده و رویکردی با تمرکز بیشتر بر مسائل امنیتی در پیش گرفته است.
امارات که به طور سنتی به عنوان یکی از مراکز باثبات منطقه در حوزه تجارت، امور مالی و سرمایهگذاری شناخته میشد، خود را تحت تاثیر جنگی یافت که تلاش کرده بود از آن دور بماند.
حملات ایران به خاک امارات آسیبپذیریهایی را آشکار کرد که به نظر میرسد مدل دیرینه «صلح از طریق تجارت» را در این کشور به چالش کشیده است. این حملات نشان داد که چنین مدلی بدون برخورداری از توانمندیهای دفاعی پیشرفته و قدرتمند قابل دوام نیست. همین موضوع ابوظبی را به سمت تقویت روابط نظامی با شرکای اصلی خود، به ویژه آمریکا و اسرائیل، سوق داده است.
در عین حال جنگ محدودیتهای وابستگی متقابل سیاست و اقتصاد را نیز آشکار کرد و ابوظبی را بر آن داشت تا روند حرکت خود به سوی استقلال استراتژیک را سرعت ببخشد تا بتواند در خاورمیانهای که به سرعت در حال تغییر است، انعطافپذیری خود را حفظ کند.
ابوظبی برای آنکه آزادی عمل بیشتری در پیگیری منافع سیاسی، اقتصادی و انرژی خود داشته باشد، میزان تعهد یا اتکای خود به بلوکهای منطقهای را کاهش داده است.
تقویت روابط با شرکایی همچون هند، اوکراین، یونان، قبرس و اتیوپی نیز نشان میدهد که نقش منطقهای امارات در دوران پس از جنگ بیش از پیش بر گسترش دامنه نفوذ سیاست خارجی خود متمرکز است. همچنین به نظر میرسد این کشور در پی مقابله با ائتلافهای نوظهور منطقهای است که رقیبش در منطقه خلیج فارس یعنی عربستان سعودی، را در کنار ترکیه، مصر و پاکستان قرار میدهد.
این تحولات از بازتنظیم گستردهتر سیاست خارجی امارات حکایت دارد و نشان میدهد که نقش منطقهای این کشور در دوران پس از جنگ ایران ممکن است تفاوت چشمگیری با جایگاه پیشین آن داشته باشد.
تقویت روابط دفاعی با آمریکا و اسرائیل
حملات بیسابقه ایران به مراکز حیاتی در امارات، ابوظبی را بر آن داشته است که از سیاست خارجی عملگرایانه خود که به صورت سنتی سیاستی که بر ایجاد توازن میان دیپلماسی محتاطانه و منافع اقتصادی استوار بود، فاصله بگیرد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
حدود یک ماه پس از آتشبس ۸ آوریل، امارات همچنان از حملات جدید خبر میداد. وزارت دفاع این کشور در گزارش خود در روز ۱۰ مه اعلام کرد که از زمان آغاز درگیریها، ۵۵۱ موشک بالستیک، ۲۹ موشک کروز و ۲۲۶۵ پهپاد به سوی این کشور شلیک شده است.
در حالی که مقامهای اماراتی در ابتدا خواهان کاهش تنشها بودند، اظهارات عمومی آنها با ادامه جنگ لحنی قاطعتر پیدا کرد. محمد بن زاید، رئیس امارات، در نخستین سخنرانی خود پس از آغاز جنگ گفت که امارات «طعمهای آسان» نیست و تاکید کرد که این کشور «قویتر از گذشته» از این بحران خارج خواهد شد.
ایران حملات خود را با اشاره به میزبانی امارات از تاسیسات نظامی آمریکا و همکاری این کشور با اسرائیل توجیه کرده است. با این حال، مقامهای اماراتی گفتهاند که این حملات نه تنها پایبندی ابوظبی به شراکتهای امنیتیاش را تضعیف نکرده، بلکه آن را تقویت کرده است.
انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، گفته است که این حملات ابوظبی را به تعمیق روابط امنیتی با آمریکا ترغیب خواهد کرد. او همچنین اشاره کرده است که امارات در حال بررسی پیوستن به ابتکارهای تحت رهبری آمریکا برای تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز است.
رسانههای اسرائیلی و عربی نیز از افزایش هماهنگیهای امنیتی میان امارات و اسرائیل خبر دادهاند.
شبکه راستگرای اسرائیلی آی۲۴ نیوز به نقل از گزارشی در روزنامه فایننشال تایمز اعلام کرد که اسرائیل سامانههای پدافند هوایی و تسلیحات پیشرفتهای را به امارات منتقل کرده است. بر اساس این گزارش، این تجهیزات شامل یک سامانه پیشرفته لیزری، سامانه سبک نظارتی «اسپکترو» و همچنین سامانههای دفاعی «آیرون بیم» و «گنبد آهنین» بوده است.
امارات تاکنون این گزارشها را به طور رسمی تایید نکرده است. با این حال، این کشور اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را که مدعی شده بود «مخفیانه» به امارات سفر کرده و درباره جنگ با ایران با محمد بن زاید گفتوگو کرده است، رد کرده است.
حرکت به سوی استقلال استراتژیک بیشتر
در کنار تقویت شراکتهای دفاعی، ابوظبی در ماههای اخیر نشان داده است که برای دفاع از منافع ملی و امنیت خود آمادگی دارد به صورت مستقل نیز اقدام کند.
این رویکرد بازتاب دیدگاهی است که عبدالخالق عبدالله، استاد برجسته دانشگاه، از آن با عنوان «امارات جدید» یاد کرده است؛ اماراتی که به گفته او برای دفاع از منافع خود، جسورتر و قاطعتر عمل میکند.
نکته مهم این است که تلاش امارات برای دستیابی به استقلال استراتژیک لزوما به معنای فاصله گرفتن از شرکای اصلی خود نیست. بلکه این رویکرد تلاشی برای بازتنظیم و بازتعریف این روابط به شمار میرود.
این روند را میتوان در موارد زیر مشاهده کرد:
۱. انتقاد از سازمانهای منطقهای
امارات در جریان جنگ، به ویژه نسبت به اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس، موضعی انتقادیتر در پیش گرفته است.
انور قرقاش موضع شورای همکاری خلیج فارس در قبال جنگ را «ضعیفترین موضع در تاریخ» این شورا توصیف کرد و گفت که رویکردهای سنتی کشورهای خلیج فارس در زمینه امنیت منطقهای نیازمند بازنگری است.
او گفت سیاست «مهار» ایران که کشورهای خلیج فارس در پیش گرفته بودند، شکست خورده است و بر ضرورت «اتکا به خود» و لزوم بازنگری اعضای شورای همکاری خلیج فارس در محاسباتشان تاکید کرد.
۲. خروج از اوپک

منبع تصویر، Andrey Rudakov/Bloomberg via Getty Images
امارات در ماه مه از اوپک و اوپک پلاس خارج شد.
هرچند مقامهای اماراتی تاکید کردند که این تصمیم «انگیزه سیاسی» نداشته است، اما این اقدام پرسشهایی را درباره احتمال خروج امارات از دیگر سازمانهای مهم عربی و اسلامی، از جمله شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی، مطرح کرد.
یک مقام اماراتی به خبرگزاری رویترز گفت که ابوظبی «به طور کلی در حال بازنگری در میزان سودمندی عضویت خود در سازمانهای چندجانبه» است، اما در عین حال تاکید کرد که در حال حاضر خروج دیگری در دستور کار قرار ندارد.
امارات پیش از این نیز از واکنش سازمانهای عربی و اسلامی به جنگ ابراز نارضایتی کرده بود. انور قرقاش از «غیبت و ناتوانی» این نهادها در دورهای که کشورهای خلیج فارس هدف حملات قرار داشتند انتقاد کرد.
در همین چارچوب برخی ناظران خروج امارات از اوپک را صرفا تصمیمی مرتبط با حوزه انرژی نمیدانند، بلکه آن را نشانهای از یک بازآرایی ژئوپلیتیکی گستردهتر تلقی میکنند.
۳. ادامه اختلافات با عربستان سعودی
به نظر نمیرسد جنگ ایران اختلافات موجود میان ابوظبی و ریاض را برطرف کرده باشد.
این دو رقیب اصلی همچنان در چندین موضوع، به ویژه در نحوه برخورد با جنگ، دیدگاههای متفاوتی دارند. عربستان سعودی، با وجود انتقاد آشکار از ایران، رویکردی کمتر تقابلی در پیش گرفت و تاکید بیشتری بر مسیرهای دیپلماتیک داشت.
دو کشور همچنین مواضع متفاوت خود در قبال اسرائیل را نیز حفظ کردند. برخلاف امارات، عربستان همچنان عادیسازی روابط با اسرائیل را به تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی مشروط کرده است.
برخی تحلیلگران خروج امارات از اوپک را نیز «ضربهای» به نفوذ عربستان در این سازمان توصیف کردند. عبدالخالق عبدالله توضیح داد که ابوظبی اوپک را «بیشتر به عنوان مانعی» میبیند که بلندپروازیهای امارات را محدود میکند.
اختلافات میان ابوظبی و ریاض در عرصههای دیگری از جمله یمن و سوریه نیز ادامه یافته است. گزارشها حاکی از آن است که امارات همچنان از نیروهای جداییطلب یمن حمایت میکند و راهبرد خود را از حضور مستقیم نظامی به اعمال نفوذ پنهان و غیرمستقیم تغییر داده است.
در سوریه نیز، جایی که گفته میشود عربستان در پی محدود کردن نفوذ امارات است، ابوظبی تاکنون میلیاردها دلار، به ویژه در بخشهای املاک، گردشگری و فناوری سرمایهگذاری کرده است.
گسترش دامنه ائتلافها و شراکتها
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه سیاست خارجی امارات، گسترش روابط و شراکتها فراتر از متحدان سنتی این کشور بوده است.
ناظران معتقدند این «تنوعبخشی استراتژیک» به امارات کمک میکند تا در چندین کانون قدرت نفوذ و جایگاه خود را تقویت کند، بیآنکه آزادی عملش را از دست بدهد.
به نظر میرسد این استراتژی هدف دیگری را نیز دنبال میکند: مقابله با آنچه به عنوان یک بلوک ژئوپلیتیکی در حال شکلگیری میان رقیب امارات، یعنی عربستان سعودی، و کشورهای ترکیه، مصر و پاکستان دیده میشود. هرچند چنین بلوکی هنوز به صورت رسمی شکل نگرفته است، اما هماهنگی فزاینده میان این کشورها، امارات را به اتخاذ تدابیری برای مهار نفوذ احتمالی آنها سوق داده است.
در نتیجه، امارات روابط دفاعی و امنیتی خود را با اوکراین، هند، اتیوپی، یونان و قبرس تقویت کرده است.
گسترش همکاریهای امارات با این کشورها میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهتری به همراه داشته باشد، به ویژه در دریای سرخ و شاخ آفریقا که رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی برای کسب نفوذ در آنها روزبهروز شدیدتر میشود.
بازتنظیم سیاست خارجی ابوظبی بر برخی روابط موجود نیز تاثیر گذاشته است. برای مثال، گزارشهای منتشرشده در ماه آوریل از احتمال بروز تنش میان امارات و پاکستان حکایت داشت؛ موضوعی که پس از انتشار اخباری در رسانههای پاکستانی درباره تصمیم اسلامآباد برای بازپرداخت بخشی از سپردههای وامی امارات، همزمان با فرارسیدن موعد سررسید آنها، مطرح شد.
برخی تحلیلگران این تحولات را با گسترش همکاریهای سیاسی و نظامی پاکستان و عربستان مرتبط دانستند. در سپتامبر ۲۰۲۵، عربستان سعودی و پاکستان یک پیمان دفاعی امضا کردند که بر اساس آن هرگونه «تجاوز» به یکی از دو کشور، حمله به هر دو تلقی میشود.


































