چرا خروج امارات متحده عربی از اوپک مهم است؟

مردی با دشداشه بلند سفید از کنار ردیف‌هایی از بشکه‌های سبز روشن با نشان «ENOC» عبور می‌کند.

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, فیصل اسلام
    • شغل, دبیر اقتصادی
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اینکه امارات متحده عربی خروج ناگهانی خود از اوپک، سازمان کشورهای صادرکننده نفت، را اعلام کرده، موضوعی بسیار مهم است. اماراتی‌ها حتی پیش از آنکه در سال ۱۹۷۱ به یک کشور مستقل تبدیل شوند، عضو این سازمان بودند.

اوپک سازمانی متشکل از عمدتاً صادرکنندگان نفت در خلیج فارس است که طی دهه‌های متمادی با کاهش یا افزایش تولید و تعیین سهمیه برای اعضای خود، قیمت نفت خام را کنترل می‌کرد. این سازمان نقش حیاتی در بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ ایفا کرد؛ بحران‌هایی که به نوبه خود سیاست‌های انرژی جهان را دگرگون ساختند.

در حالی که تولید اوپک عمدتا در اختیار عربستان سعودی است، امارات متحده عربی دومین ظرفیت مازاد تولید را در اختیار داشت. به بیان دیگر، این کشور پس از عربستان بیشترین توان افزایش سریع تولید را داشت، بازیگری که می‌توانست با افزایش تولید، به کاهش فشار بر قیمت‌ها کمک کند.

در واقع، دقیقا همین مسئله بود که باعث شد امارات متحده عربی در بلندمدت در موقعیت خود بازنگری کند. به‌طور ساده، امارات می‌خواست از ظرفیت قابل‌توجهی که برای آن سرمایه‌گذاری کرده بود، استفاده کند.

سهمیه‌های اوپک تولید این کشور را به ۳ تا ۳/۵ میلیون بشکه در روز محدود می‌کرد. در نتیجه، هزینه‌های ناشی از عضویت در اوپک، از نظر درآمدهای از دست‌رفته، به‌طور نامتناسبی بر دوش امارات قرار می‌گرفت.

با این حال، زمان‌بندی این اقدام نشان‌دهنده پیامدهایی از جنگ ایران است. فضای پرتنش در خلیج فارس بر روابط امارات با ایران تأثیر گذاشته و ممکن است بر رابطه از پیش پرتنش آن با عربستان سعودی نیز اثرگذار باشد.

برای اوپک، این یک ضربه قابل‌توجه در زمانی است که پرسش‌های مهمی درباره انسجام بلندمدت این سازمان مطرح شده است.

موضوع فقط این نیست که امارات متحده عربی، اگر بتواند نفت خود را چه از راه دریا و چه از طریق خط لوله به‌طور کامل دوباره وارد بازار کند، احتمالا تولیدش را به پنج میلیون بشکه در روز خواهد رساند. عربستان سعودی ممکن است در واکنش، وارد جنگ قیمتی نفت شود؛ جنگی که اقتصاد متنوع‌تر امارات احتمالا توان تحمل آن را دارد، اما دیگر اعضای فقیرتر اوپک شاید نتوانند از پس آن برآیند.

بسیاری از تحولات به نحوه واکنش عربستان سعودی بستگی دارد.

یک کشتی تجاری در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ در سواحل دوبی دیده می‌شود.

منبع تصویر، Getty Images

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

مقام‌های ارشد امارات متحده عربی از احداث خط لوله‌های جدیدی از میدان‌های نفتی ابوظبی سخن می‌گویند؛ خط لوله‌هایی که با دور زدن تنگه هرمز، نفت را به بندر کمتر مورد استفاده فجیره منتقل می‌کنند.

در حال حاضر یک خط لوله به‌طور گسترده مورد استفاده قرار دارد، اما برای پاسخگویی به افزایش تولید و ایجاد تغییری پایدار در جریان و هزینه‌های حمل‌ونقل نفتکش‌ها در خلیج فارس، ظرفیت بیشتری مورد نیاز خواهد بود.

در شرایط کنونی، البته، و در بحبوحه انسداد دوگانه تردد دریایی در تنگه هرمز، این موضوع رویداد اصلی در بازارهای نفت به شمار نمی‌رود؛ بازاری که بر قیمت نفت، گاز، بنزین، پلاستیک و مواد غذایی تأثیر می‌گذارد.

در حالی که جهان به‌طور قابل‌درکی بر قیمت ۱۱۰ دلاری هر بشکه نفت تمرکز کرده است، این وضعیت در عین حال دلیلی است برای نادیده نگرفتن این احتمال که قیمت‌ها ممکن است در مقطعی از سال آینده به حدود ۵۰ دلار نزدیک شوند، برای مثال، اگر بحران تنگه هرمز به‌موقع و پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده در اواخر امسال برطرف شود.

اوپک نسبت به دهه ۱۹۷۰ اهمیت کمتری در بازار جهانی نفت دارد؛ سهم ۸۵ درصدی آن از تجارت بین‌المللی نفت در آن زمان، امروز به حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. همچنین نفت دیگر به اندازه دهه ۱۹۷۰ برای اقتصاد جهانی حیاتی نیست. اوپک همچنان از اهرم‌هایی برخوردار است، اما انحصار ندارد؛ به بیان دیگر، نمی‌تواند جهان را به گروگان بگیرد.

به یاد دارم که شیخ یمانی، وزیر پیشین نفت عربستان سعودی و چهره شاخص اوپک، به من گفت: «عصر حجر به این دلیل پایان نیافت که جهان از سنگ خالی شد؛ عصر نفت نیز به این دلیل پایان نخواهد یافت که جهان از نفت تهی شود.» این سخن به جهانی اشاره دارد که در آن هیدروکربن‌ها به‌تدریج با سایر منابع انرژی جایگزین می‌شوند.

یکی از برداشت‌ها از اقدام امارات این است که نشانه‌ای از همین جهان با وابستگی کمتر به نفت باشد. نشانه‌های دیگری نیز در آشوب کنونی دیده می‌شود: سرمایه‌گذاری‌های چین در برقی‌سازی به کاهش ضربه اقتصادی ناشی از افزایش قیمت نفت و گاز کمک کرده است.

بر اساس برخی برآوردها، برقی‌سازی خودروها، کامیون‌ها و قطارهای چین، تقاضای نفت در دومین اقتصاد بزرگ جهان را روزانه حدود یک میلیون بشکه کاهش داده است. با شتاب گرفتن این روند در سراسر جهان، تقاضای جهانی نفت ممکن است به مرحله ثبات یا اشباع برسد.

در چنین نگاهی، منطقی است که پیش از سقوط شدید تقاضا، تا حد امکان سریع از ذخایر نفتی درآمد کسب شود. امارات از توان مالی قابل‌توجه و اقتصادی تا حدی متنوع از جمله در حوزه خدمات مالی و گردشگری برخوردار است.

بسیاری از مسائل به این بستگی دارد که در صورت و زمانی که درگیری‌ها در خلیج فارس پایان یابد، وضعیت جدید چگونه شکل خواهد گرفت.

خروج امارات از اوپک می‌تواند به ایجاد یک اثر دومینویی منجر شود و اکنون فشار قابل‌توجهی بر عربستان سعودی وارد خواهد شد.

زمانی که نفتکش‌ها دوباره از تنگه عبور کنند، یا اگر امارات تلاش‌های خود برای احداث خطوط لوله جدید را دوچندان کند، نفت این کشور بیش از هر زمان دیگری و بدون محدودیت‌های ناشی از تعهدات اوپک به بازار سرازیر خواهد شد.

این اقدام تاثیر چندانی بر محاصره‌ کنونی نخواهد داشت؛ اما می‌تواند پس از آن، همه‌چیز را تغییر دهد.