شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا مسیرهای دیگر میتوانند جای تنگه هرمز را بگیرند؟
- نویسنده, لوئیس باروچو
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
تنگه هرمز، یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان، پس از تشدید دوباره تنشها میان ایران و آمریکا بار دیگر در مرکز توجه جهانی قرار گرفته است.
دو کشور تنها یک ماه پس از امضای تفاهمنامهای که قرار بود زمینه را برای پایان دائمی درگیری مهیا کند، بار دیگر تبادل آتش را از سر گرفتهاند. این تنشهای تازه باعث افزایش قیمت نفت شده است.
اگر عبور کشتیها از تنگه هرمز بیش از حد خطرناک شود، آیا صادرکنندگان نفت و گاز خلیج فارس میتوانند از مسیرهای دیگری برای رساندن محصولات خود به بازارهای جهانی استفاده کنند؟
کارشناسان میگویند گزینههای جایگزین وجود دارد، اما در حال حاضر هیچیک از آنها نمیتواند به طور کامل جای این آبراه حیاتی را بگیرد.
چرا تنگه هرمز اهمیت دارد؟
تنگه هرمز که میان ایران و عمان قرار دارد، به دلیل ظرفیت بالا، انعطافپذیری و صرفه اقتصادی، همچنان مسیر اصلی صادرات بخش بزرگی از نفت و گاز تولیدشده در خلیج فارس است.
نفتکشها میتوانند حجم بیشتری از نفت را با هزینه کمتری نسبت به شبکههای خط لولهای که نیازمند سرمایهگذاری گسترده برای ساخت و نگهداری هستند، جابهجا کنند.
بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکند که معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان است. حدود ۸۰ درصد این محمولهها راهی آسیا میشود. همچنین نزدیک به یکپنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع (الانجی) از این آبراه عبور میکند.
وابستگی به تنگه هرمز در حوزه گاز طبیعی مایع حتی بیشتر است. قطر که یکی از بزرگترین صادرکنندگان الانجی جهان به شمار میرود، برای دسترسی به بازارهای جهانی به این مسیر متکی است و در حال حاضر جایگزین عمدهای برای صادرات الانجی این کشور وجود ندارد.
مسیرهای موجود برای دور زدن تنگه هرمز
از آنجا که تنگه هرمز به ایران اهرم قابل توجهی در بازارهای جهانی انرژی میدهد، کشورهای تولیدکننده نفت در خلیج فارس سالهاست در زیرساختهایی سرمایهگذاری کردهاند که امکان انتقال نفت بدون استفاده از این آبراه را فراهم کند.
بزرگترین نمونه، خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی موسوم به «پترولاین» است؛ شبکهای به طول ۱۲۰۰ کیلومتر که میدانهای نفتی شرق این کشور را به پایانه صادراتی ینبع در ساحل دریای سرخ متصل میکند.
این خط لوله در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق ساخته شد؛ زمانی که دو کشور نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری را در خلیج فارس هدف قرار میدادند. ظرفیت این خط لوله در سال ۲۰۱۹ به سقف اضطراری هفت میلیون بشکه در روز افزایش یافت.
امارات متحده عربی نیز مسیر جایگزین خود را ایجاد کرده است. خط لوله نفت خام ابوظبی به طول ۴۰۶ کیلومتر میدانهای نفتی حبشان در ابوظبی را به بندر فجیره در دریای عمان متصل میکند و به این ترتیب امکان صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم میسازد.
روزنامه فایننشال تایمز به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که شرکت «دیپی ورلد»، اپراتور بنادر مستقر در دبی، در حال مذاکره برای توسعه یک بندر چندمنظوره جدید در فجیره و همچنین ساخت پایانهای تازه در بندر فعلی این شهر است. هدف از این پروژهها کاهش وابستگی به بندر جبلعلی، مهمترین مرکز بندری دبی، و بهبود دسترسی به مسیرهای کشتیرانی خارج از تنگه هرمز عنوان شده است.
اما محدودیت اصلی، ظرفیت این مسیرهاست. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که این گزینههای جایگزین در مجموع تنها میتوانند بین ۳/۵ تا ۵/۵ میلیون بشکه نفت در روز را از مسیرهای دیگر منتقل کنند؛ رقمی بسیار کمتر از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز که در حالت عادی از تنگه هرمز عبور میکند.
دیوید بی رابرتز، استاد امنیت بینالملل و مطالعات خاورمیانه در کینگز کالج لندن، به تازگی در مقالهای نوشته است: «این میزان هنوز فاصله زیادی با نیاز واقعی دارد.»
حتی در مواردی که مسیرهای جایگزین وجود دارد، محدودیتهای عملی استفاده از آنها را دشوار میکند. آقای رابرتز میگوید برای نمونه، پایانههای بارگیری ینبع هرگز برای مدیریت چنین حجم عظیمی از نفت در چنین مدت کوتاهی طراحی نشدهاند.
هر دو مسیر نیز هدف حمله قرار گرفتهاند. امارات متحده عربی در ماه مارس ایران را متهم کرد که تاسیسات فجیره را هدف قرار داده و باعث آتشسوزی مخازن ذخیرهسازی و توقف عملیات بارگیری شده است. در ماه آوریل نیز حملات مشابه به یکی از ایستگاههای پمپاژ پترولاین باعث شد روزانه ۷۰۰ هزار بشکه از ظرفیت انتقال نفت از مدار خارج شود. شرکت آرامکوی عربستان ظرف سه روز این خط را به ظرفیت کامل بازگرداند.
ایران نیز مسیر جایگزین خود را برای تنگه هرمز ساخته است؛ خط لولهای به طول هزار کیلومتر که گوره در شمال خلیج فارس را به پایانه صادراتی جاسک در دریای عمان متصل میکند. این خط لوله که برای انتقال روزانه تا یک میلیون بشکه نفت طراحی شده، امکان صادرات نفت ایران به بازارهای جهانی بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم میکند.
با این حال، در عمل تحریمها و ناتمام ماندن برخی زیرساختهای پایانه صادراتی باعث شده میزان انتقال نفت از این مسیر بسیار کمتر از ظرفیت طراحیشده آن باشد.
مسیرهای صادراتی آینده
همزمان گزینههای تازهای نیز برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز در دست بررسی است.
یکی از این گزینهها خط لوله کرکوک–جیهان به طول حدود ۹۷۰ کیلومتر است که نفت منطقه کرکوک در شمال عراق را به بندر جیهان در ساحل مدیترانه ترکیه منتقل میکند.
این خط لوله پس از دو سال و نیم تعطیلی، در سپتامبر ۲۰۲۵ دوباره آغاز به کار کرد. تا مارس ۲۰۲۶ میزان انتقال نفت از آن به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز رسید و یک مسیر جایگزین برای صادرات نفت در اختیار عراق گذاشت، هرچند ظرفیت این مسیر در مقایسه با میزان کل صادرات نفت این کشور همچنان محدود است.
عراق روزانه حدود ۳/۴ میلیون بشکه نفت خام صادر میکند. حدود ۹۵ درصد این صادرات از بندر بصره در جنوب این کشور انجام میشود و از تنگه هرمز عبور میکند.
گزینه دیگر، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس است که میتواند نفت عراق را بدون عبور از خلیج فارس به سواحل مدیترانه در سوریه برساند.
این خط لوله حدودا ۸۰۰ کیلومتری در سال ۱۹۵۲ تکمیل شد اما در جریان جنگ ایران و عراق از مدار خارج شد. گزارشهای رسانهای اخیر حاکی از آن است که عراق، سوریه و آمریکا درباره بازسازی آن در چارچوب تلاشهای گستردهتر برای تنوع بخشیدن به مسیرهای صادراتی منطقه گفتوگو کردهاند.
یکی از بلندپروازانهترین طرحها «پروژه چهار دریا» است؛ شبکهای پیشنهادی برای حملونقل و انرژی که از طریق سوریه و ترکیه، دریای مدیترانه، دریای سیاه، دریای خزر و خلیج فارس را به یکدیگر متصل میکند.
آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، در آوریل ۲۰۲۶ پیشنهاد احیای طرحی را مطرح کرد که نخستین بار در سال ۲۰۰۹ ارائه شده بود؛ طرحی برای احداث خط لوله گاز میان قطر و ترکیه از طریق شبهجزیره عربستان که میتواند بخشی از این ابتکار گستردهتر باشد.
همچنین بار دیگر درخواستهایی برای اجرای خط لوله بصره–عقبه مطرح شده است. این طرح نخستین بار در سال ۱۹۸۳ پیشنهاد شد و قرار است نفت عراق را به بندر عقبه اردن در ساحل دریای سرخ منتقل کند. با این حال اختلافات سیاسی و مشکلات تامین مالی بارها اجرای آن را به تعویق انداخته است.
حامیان این طرحها میگویند چنین ابتکارهایی میتواند آسیبپذیری در برابر اختلالات خلیج فارس را کاهش دهد و نفوذ ایران بر جریانهای جهانی انرژی را محدود کند.
با این حال، حزیر ازکیل ذوالهشام، پژوهشگر ارشد مدرسه مطالعات بینالمللی اس راجاراتنام در سنگاپور، در مقالهای تازه هشدار داده است که این پروژهها ممکن است صرفا شکل جدیدی از وابستگی ایجاد کنند.
او مینویسد: «این مسیرها کنترل بیشتری بر تجارت انرژی را در اختیار کشورهای ترانزیتی و کشورهایی قرار میدهد که خود تولیدکننده انرژی نیستند.»
به گفته او، کشورهایی مانند ترکیه در نتیجه چنین تحولاتی میتوانند نفوذ بیشتری بر جریان انرژی به دست آورند.
امنیت نیز همچنان مانعی جدی است. آقای ذوالهشام میگوید هر مسیری که از عراق یا سوریه عبور کند، همچنان در معرض خطر ناشی از بیثباتی منطقهای، گروههای مسلح و حمله به زیرساختهای انرژی قرار خواهد داشت.
فراتر از هرمز
حتی اگر کشورهای صادرکننده انرژی در خلیج فارس وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند، بعید است بتوانند از خطرات سیاسی و امنیتی مرتبط با مسیرهای جایگزین انتقال انرژی در منطقه رهایی پیدا کنند.
یک نمونه، خط لوله سومد مصر است که دریای سرخ را به مدیترانه متصل میکند و مسیری را برای انتقال نفت به اروپا فراهم میآورد که کانال سوئز را دور میزند. این خط لوله قادر است روزانه ۲/۵ تا ۲/۸ میلیون بشکه نفت را انتقال دهد.
با این حال، حملات اخیر حوثیها به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، آسیبپذیری محدوده وسیعتر کریدور سوئز را برجسته کرده است.
هرچند از زمان آغاز درگیریها انتقال نفت از طریق خط لوله سومد افزایش یافته، دیوید رابرتز معتقد است ظرفیت نسبتا محدود این خط لوله همچنان «محدودیتی تعیینکننده برای تامین انرژی اروپا» محسوب میشود.
سپاه پاسداران روز چهارشنبه اعلام کرد که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به آنچه «اقدامات تجاوزکارانه» خوانده پایان ندهد، بسته خواهد ماند. این نهاد همچنین تهدید کرد که «سایر مسیرهای صادرات نفت و گاز» را نیز مختل خواهد کرد.
وابستگی کمتر به هرمز؟
اچای هلیر، کارشناس خاورمیانه در اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا»، میگوید کشورهای حاشیه خلیج فارس بیش از پیش مصمم شدهاند که وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند.
او میگوید: «کشورهای عربی خلیج فارس تلاش خواهند کرد تا حد امکان خود را از هرگونه آسیبپذیری آینده در برابر تنگه هرمز دور نگه دارند.»
آقای هلیر معتقد است دولتهای منطقه احتمالا به توسعه مسیرهای جایگزین ادامه خواهند داد، زیرا دیگر نمیتوانند مانند گذشته به تنگه هرمز اتکا کنند. با این حال او انتظار ندارد این مسیرها به طور کامل جایگزین هرمز شوند.
او میگوید: «قرار نیست شاهد جایگزینی کامل یک مسیر با مسیری دیگر باشیم.»
با وجود این، آقای هلیر بر این باور است که با تلاش کشورها برای یافتن مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی به هرگونه قدرت مسلط منطقهای، اهمیت راهبردی تنگه هرمز در آینده «بسیار کمتر خواهد شد، نه بیشتر».
او میگوید: «منطقه نه خواهان برتری اسرائیل است و نه علاقهای به سلطه ایران دارد.»