شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روایتهای متضاد ایران از «دوره سکوت صحنه نبرد»؛ آیا آتشبس «تله و دام» است؟
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
آتشبس دو هفتهای در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران رو به پایان است. در روزهای گذشته، تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا و آتشبس، سه ضلعی بود که چهرههای سیاسی و رسانهای در داخل ایران در باره آنها بحث و جدل داشتند.
جمعه گذشته، توییت عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران درباره باز شدن تنگه هرمز بخشی از اختلافات درون حکومت را برسر آتشبس، شعلهور کرد و واکنشهای گسترده اصولگرایان و حامیان حکومت را به دنبال داشت. با این پیام آقای عراقچی، موجی از انتقادات علیه او و روند مذاکرات شکل گرفت و در نهایت یک روز بعد تنگه هرمز بسته شد و ظاهرا زور «میدان» و حامیان بستن تنگه هرمز بر دیپلماسی و حامیان مذاکره چربید.
روزنامه اعتماد، رسانه نزدیک به دولت، روز شنبه ۲۹ فروردین در یادداشتی، وزیر خارجه ایران را «خردمند» خطاب کرد و نوشته او در شبکه ایکس را نشانه «عقلانیت سیاسی ایران» دانست. اما در مقابل، روزنامه کیهان این موضع آقای عراقچی را «پاس گل» به دونالد ترامپ خواند و از او خواست «سریعاً جبران کند و بر مسدود ماندن تنگه تأکید ورزد.»
حسین شریعتمداری در یادداشتی در روزنامه کیهان خطاب به عباس عراقچی نوشت: «لطفاً نظرتان را پس بگیرید!»
فشارهای رسانهای حامیان حکومت علیه وزیر خارجه و انتقادات تند علیه او باعث شد تا چهرههایی مانند حسامالدین آشنا، مشاور حسن روحانی، خطاب به منتقدان بنویسد: «همه مذاکرهکنندگان، از ترکمانچای تا اسلامآباد، با اختلاف در تاکتیک و نه استراتژی و با توجه به توان و منافع ملی، به مردم خیانت نکردهاند.»
در این روزها، قطعی طولانی مدت اینترنت، و محدودیتها و ملاحظات امنیتی و سیاسی که رسانهها برای انتشار اخبار دارند، باعث شده تا همه صداها درباره آتشبس شنیده نشود با این وجود نظرها و دیدگاههای متفاوتی از درون حاکمیت درباره آن منتشر شده است. در میان این صداهای متفاوت، امید و دلواپسی، و اعتماد و بیاعتمادی شنیده میشود و «نامشخص بودن» آینده و عدم قطعیت پس از آتشبس، به نوعی وجه مشترک بسیاری از تحلیلهاست.
«دوره سکوت صحنه نبرد نظامی»
قبل از بررسی دیدگاهها و نگاهها درباره آتشبس میان ایران و آمریکا به این نکته باید توجه داشت که مقامهای سیاسی داخل ایران در به کار بردن واژه «آتشبس» ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک دارند و بخشی از مقامهای ارشد و چهرههای نزدیک به حکومت از به کار بردن این واژه پرهیز میکنند.
اگرچه مقامهای ایرانی چندبار گفتهاند که برای مذاکره با آمریکا به دنبال «تضمین دائم» هستند که مجددا هدف حمله قرار نگیرند ولی از نگاه حکومت، آتشبسی میان ایران و آمریکا وجود ندارد و این واژه به نوعی بیمعنا است چرا که به گفته علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، «اختلاف آمریکا و جمهوری اسلامی نه یک اختلاف تاکتیکی و موردی، بلکه اختلافی ذاتی است.»
علی خامنهای در آبانماه سال گذشته گفته بود که ایران و آمریکا «ناسازگاری ذاتی» و «تقابل منافع» دارند و تاکید کرده بود که «ذات استکباری آمریکا چیزی جز تسلیم را قبول نمیکند؛ که این را همه روسایجمهور آمریکا میخواستند، اما به زبان نمیآوردند، ولی رئیسجمهور فعلی آن را به زبان آورد و در واقع باطن آمریکا را لو داد.»
از این رو علی خامنهای پس از جنگ ۱۲ روزه، از «آتشبس» نامی نبرد و به نظر هدفمند، چندینبار از شرایط «نه جنگ، نه صلح» سخن گفت.
مجتبی خامنهای نیز در ۲۰ فروردینماه، در نخستین روز آتشبس فعلی، در پیامی به مناسبت چهلمین روز کشته شدن پدرش، بهجای استفاده از واژه آتشبس، از تعبیر «دوره سکوت صحنه نبرد» استفاده کرد و نوشت: «اگر بر فرض، ضرورتا نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل به نظر میرسد.»
این تعبیر در نوشتهها و مواضع برخی فرماندهان نظامی و حامیان حکومت نیز تکرار شده است.
از جمله، بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه، ۲۳ فروردین به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گفت: «اکنون دوره سکوت میدان است اما همچنان باید دست نیروهای دفاعی روی ماشه باشد.»
او همچنین تأکید کرد: «اساساً صلح بین ایران و آمریکا و اسرائیل معنا ندارد... اگر صلحی اتفاق بیفتد، آنچه ضامن ایجاد و بقای این صلح است 'قدرت' ما خواهد بود.»
«چه فرقی به حال ما دارد؟»
احمد مسجدجامعی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی روز ۲۰ فروردین سری به خیابانها زد و در نخسیتن روز آتشبس حال و هوای خودش و مردم را در خیابان انقلاب به تصویر کشید.
عضو پیشین شورای شهر تهران در یادداشتی که در خبرگزاری ایرنا منتشر شد، روایت کرد که با ناشران خیابان انقلاب گپوگفت داشته و در انتها با فردی زبالهگرد روبرو میشود.
در حالی که ۲۰ روز از پایان عید نوروز و عید فطر گذشته بود، احمد مسجدجامعی نوشت: «بستهای شیرینی به زبالهگردی اهدا کردم. با تعجب پرسید مگر امروز عید است؟ گفتم نه؛ صلح شده است. با صراحت گفت: 'برای امثال ما جنگ و صلح چه فرقی دارد؟' او نمیدانست، من هم نمیدانم.»
مطالبی از جنس نوشته آقای مسجدجامعی که روایتگر بیتفاوتی یا مخالفت شهروندان و قشرخاکستری با حکومت باشد، در رسانههای رسمی کمتر به چشم میخورد و بازتاب زیادی در گزارشها ندارد. دستگاههای امنیتی و قضایی هم با کسانی که چنین مطالبی در شبکههای اجتماعی بنویسند برخورد میکنند. چنانکه در هفتههای اخیر بارها خبرهایی از بازداشت عدهای از شهروندان تحت عناوین و اتهاماتی مانند «عناصر وابسته و وطنفروش» منتشر شده است.
جدا از نظرات مردمی درباره جنگ و آتشبس، اگر بخواهیم یک دستهبندی از دیدگاهها و مطالبی که در روزهای گذشته درباره آتشبس منتشر شده، داشته باشیم، باید به پیشزمینههای آن توجه کنیم. آنچه میتوان برسر آن اتفاق نظر داشت این است که آتشبس فعلی با روزهای پس از جنگ دوازده روزه و جنگ هشت ساله ایران و عراق تفاوتهای اساسی و کلیدی دارد.
امروز، آتشبس در حالی برقرار است که علی خامنهای به عنوان راس حکومت و رهبر جهوری اسلامی ایران کشته شده است. مجموعهای از فرماندهان و مسئولان ارشد سیاسی و نظامی و امنیتی نیز در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدهاند و خسارات هنگفتی از نظر اقتصادی به ایران وارد شده است.
اما با وجود هزینههای سنگین این جنگ، مسئولان ارشد دو کشور ایران و آمریکا در اقدامی بیسابقه مذاکرات مستقیمی برگزار کردند و همچنان تلاشهای گستردهای در جریان است که آتشبس تمدید شود و از دل آن توافقی میان دو کشور بیرون بیاید.
آتشبس از روایت رسمی تا یک «دام»
از ۱۹ فروردین و زمان اعلام خبر آتشبس در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تصاویری از عدهای از طرفداران حکومت مقابل وزارتخارجه ایران منتشر شد که به آتشبس معترض بودند. آنها در تجمعهای شبانه علیه آتشبس حرف زدند و خواهان ادامه جنگ شدند. جدا از چنین تجمعاتی که محدود و با شمار اندکی از طرفداران حاکمیت برگزار شد، میتوان طرفداران و مخالفان آتشبس در داخل ایران را در چند گروه قرار داد.
در جریان جنگ و روزهای اخیر بخشی از فعالان سیاسی از اصلاحطلبان و میانهروها و حتی اصولگرایان به صورت فردی و یا حزبی فعالیت و کنش و واکنش محسوسی در رسانهها نداشتند و سخن یا بیانیهای از سوی آنها منتشر نشد. از این افراد و احزاب میتوان به عنوان ناظر یا منفعل در قبال آتشبس یاد کرد.
اما در روایت رسمی و نزدیک به حاکمیت، آتشبس نه نشانه عقبنشینی، بلکه نتیجه «مدیریت بحران» است. در این نگاه، جنگ متوقف نشده است و شکل آن تغییر کرده است.
مسعود پزشکیان در ۲۶ فررودین در دیدار با کارکنان اورژانس گفته بود: «ایران به دنبال جنگ و بیثباتی نیست و همواره بر گفتوگو و تعامل سازنده با کشورهای مختلف تأکید دارد. با این حال، هرگونه تلاش برای تحمیل اراده یا وادارسازی کشور به تسلیم، محکوم به شکست است.»
آقای پزشکیان گفت: در همین چارچوب تاکید میشود که نیروهای دفاعی آماده مقابله با تهدیدات هستند، دستها روی ماشه است و مذاکره تنها راه حل و فصل مناقشه ایران و آمریکا است.
در مقابل روایت رسمی، بخشی از نیروهای سیاسی آتشبس را بهعنوان تلهای برای فرسایش جنگ میدانند. در میان جریانهای اصولگرا و رسانههای نزدیک به این طیف، تردید نسبت به آتشبس پررنگتر است. به خصوص در نگاه اصولگرایان تندرو، آتشبس یک «فرصت» نیست، بلکه میتواند یک «دام» باشد.
خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، روز جمعه ۲۸ فررودین در یادداشتی با عنوان «دام واضح است! بقیه بازی است» نوشت: «پذیرش شروط ما، تنها راه آمریکا برای متوقف کردن جنگ برای امکان آرایش گرفتن برای حمله بزرگ بود. ما هم در آتشبس مشغول سازماندهی و تجدید قوا و آماده نبردیم، اما در این دوره نمی توانیم به آرایش جنگی و نزدیک شدن نیروهای آمریکا حمله کنیم. پس برای حمله دشمن آماده شویم؛ و آماده ایم.»
اردوان مجیدی، نویسنده این مقاله تاکید کرد که «حمله آمریکا قطعی است! آماده عمل باشید. حتی موضوع را کش نخواهد داد. برای اینکه طولانی شدن آتش بس، مشکلی از او را حل نخواهد کرد؛ و وضعیتش را پیچیده می کند. شرایط شما را هم قبول نخواهد کرد. مثل این می ماند که بخواهد خودکشی کند. هم ترامپ، و هم ساختار ایالات متحده!»
در نمونهای دیگر، روزنامه اصولگرای وطن امروز هم روز ۲۴ فروردین در یادداشتی با عنوان «از میدان تا مذاکره» به قلم محمدطاهر رحیمی، استراتژی نه جنگ، نه صلح را «تله شیطان بزرگ برای مهار» ایران خوانده بود.
نویسنده این مطلب هدف آمریکا از مذاکرات وطولانی کردن فرایند «گفتوگوهای بیحاصل» را بازگرداندن جمهوری اسلامی به «دوران خاکستری و فرسایشی نه جنگ نه صلح» خواند و نوشت: آمریکا «به دنبال استفاده از مذاکره به مثابه یک 'فریب استراتژیک' است.»
محمدطاهر رحیمی مذاکرات را یک «تله» میداند و معتقد است که باز بودن «نیمبند درهای دیپلماسی» مانع از اقدام قاطع نظامی میشود و از طرف دیگر «بازوان دفاعی» حکومت اعم از حزبالله و انصارالله در لبنان و یمن را تضعیف میکند و منجر به «تجزیه امنیتی» میشود.
نویسنده در ادامه این یادداشت تاکید کرده است که «برای درهم شکستن این فضای فرسایشی و ابطال نقشه شوم شیطان بزرگ راهبرد ملی ایران باید از حالت تدافعی به 'اقدام پیشدستانه ژئوپلیتک' تغییر فاز دهد.»
این نوشتهها، «مذاکره را بهعنوان فریب» یا بازگشت به وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» تفسیر کرده و بر این فرض استوارند که آتشبس بخشی از فشار است و باز بودن مسیر دیپلماسی، مانع اقدام قاطع میشود و در نهایت، این وضعیت میتواند توان منطقهای ایران را تضعیف کند.
در این نگاه، خطر نه در جنگ، بلکه در «نیمهجنگ» است؛ جایی که نه میتوان پیش رفت و نه عقب نشست.
آتشبس؛ «فرصتی برای بازیابی و بازسازی دولت و ملت»
در میان رویکردهای متفاوت به آتشبس، گروهی دیگر آتشبس را به عنوان فرصتی برای بازنگری داخلی تلقی میکنند. برخی چهرههای سیاسی میانهرو مانند حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین ایران، آتشبس را از زاویه داخلی نگاه میکنند و تاکید دارند که «بعد از جنگ» باید صدای مردم شنیده شود، به اعتراضها رسیدگی شود، و اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی ضروری است. آقای روحانی آتشبس را فرصتی نادر برای بازسازی اعتماد عمومی میبیند.
حسن روحانی در ۱۹ فروردین در نخستین روز آتشبس گفت «جنگ چهل روزه بار دیگر تجلیگاه عمق فهم و زمان آگاهی و نجابت مردم ایران شد که با همه تفاوت نظرها و دیدگاهها، در مقابل دشمن خارجی اختلافات را کنار گذاشتند. این شعور و شرف را باید قدر شناخت و در فردای پیروزی باید فروتنانه سخن این ملت رشید را شنید و به همه اعتراضات باید گوش جان فرا داد و ندای تحولطلبی و اصلاحجویی را در سیاست و ساختار حکومت، به طور جدی و عملی اجابت کرد.»
این نوع اظهارات و یادداشتها تاکید دارد که اگر این فرصت از دست برود، هزینه آن شاید از خود جنگ هم بیشتر باشد.
بخشی از مخالفان آتشبس علاوه براین که به مذاکره اعتمادی ندارند خواهان «تقابل» و درگیری هم هستند و یک نگاه آخرالزمانی دارند. آنها معتقدند که دیر یا زود این رویارویی انجام میشود و در نهایت آمریکا و اسرائیل نیز نابود میشوند و نباید در مقابل آمریکا یک قدم هم عقبنشینی کرد و هر هزینهای که لازم باشد اعم از جانی و مالی اهمیتی ندارد.
در این چارچوب میتوان به نظر محسن رضایی، مشاور نظامی مجتبی خامنهای درباره آتشبس اشاره کرد. او گفته است: «این نظر شخصی من است و موافق آتشبس نیستم؛ همه ناوها را غرق میکنیم و نمیگذاریم یکی از آنها فرار کند.»
در نهایت با طیفی از چهرههای فرهنگی، هنری، ورزشی و سیاسی روبرو هستیم که در روزهای جنگ و آتشبس از حکومت حمایت نکردند و یا در شبکههای اجتماعی، استوری یا پیامی منتشر کردند که در مخالفت یا تضاد با حکومت و یا سیاستهای حاکمیت بود. این افراد به اتهام «وطن فروشی» یا «مزدوری بیگانه» با برخورد شدید و ضبط و مصادره اموال روبرو شدند.
نگاهی به گذشته؛ واکنشها به آتشبس جنگ ایران و عراق
فضای امروز ایران اگرچه با دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق قابل مقایسه نیست و رویکردها و دلایل شروع و پایان این جنگ متفاوت است ولی بخشی از خاطرات و سخنانی که حدود ۴۰ سال پیش مطرح شد با عملکرد مسئولان و رسانههای امروز همخوانی و نزدیکی دارد.
در روز ۲۹ تیر ۱۳۶۷ پیامی از روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری منتشر شد که به «جام زهر» معروف شد و براساس آن، ایران قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را پذیرفت و ایران و عراق پس از هشت سال جنگ، آتشبس کردند. درهمان روز نمایندگان مجلس و شماری از مقامهای دولتی و حکومتی درباره اهمیت پذیرش آتش بس صحبت کردند و روزنامه کیهان به قلم مهدی نصیری در مطلبی که در دو شماره منتشر شد، خواستار «درک موقعیت کنونی» کشور شد و از «اقشار و امت حزبالله» خواست که با «معدود عناصر شیطان و فرصتطلبی که سعی میکنند با طعنه و ریشخند ارزشهای اسلامی و انقلابی را لوث نمایند، برخورد شدید و قاطع شود.» (۲۸ و ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷)
یک ماه بعد از پذیرش قطعنامه، آتشبس در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ اجرایی شد. دو روز پیش از آتشبس، مهدی نصیری سردبیر وقت روزنامه کیهان در یادداشتی نسبت به خطر پراکنده شدن و بروز «سوء تفاهم» در بین نیروهای همیار و همراه انقلاب و حکومت هشدار داد و خواهان تفاهم و انسجام و همدلی نیروهای سیاسی شد. او در پایان تاکید کرد که «کانونهای بحران» علیه جمهوری اسلامی ایران «به سردی گراییده» و «هدف مشترک براندازی» نیز با این آتشبس بیاثر شده است. (۲۷ مردادماه ۱۳۶۷)
روزنامه کیهان در گزارشی از اولین روز آتشبس بین ایران و عراق از قول حسین عبدی ابیانه، مدیرکل حقوقی وزارت خارجه ایران نوشت که «کنترل و بازرسی کشتیهای تنگه هرمز و آبهای خلیج فارس براساس قوانین و کنواسیونهای بین المللی مربوط به کشورهای متخاصم، از حقوق ابتدایی جممهوری اسلامی ایران میباشد و این حق تا برقراری صلح پایدار برای ایران محفوظ است» (۳۰ مردادماه ۱۳۶۷)
در همان روز، فرمانده نیروی دریایی از بازرسی کشتیهای عراق خبر داد.
خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین ایران، هم بخشی از پشت پرده روزهای آن آتشبس را بازگو میکند که به عنوان نمونه میتوان به دو مورد از خاطرات او اشاره کرد.
« حاج احمدآقا آمد. درباره کیفیت تبیین و توضیح آتشبس مذاکره شد. گفت امام با اینکه تصمیم آتشبس را راه منحصر به فرد میدانند، ولی ناراحت هم هستند و بعضی از اعضای خانواده هم این ناراحتی را دامن میزنند. تلفن های مردم دو گونه است. جمعی اظهار خوشحالی و جمعی اظهار ناراحتی دارند... پیام امام به گونه ای است که زمینه ابراز مخالفت را به کلی از حاضران سلب می کند.» ( ۲۷ تیرماه سال۶۷)
همچنین در خاطره هاشمی رفسنجانی در روز ۱۲ مهر سال ۱۳۶۷ آمده است: «رادیو اسرائیل در این روز گفت: 'رهبر حکومت اسلامی در پیامی که برای [آیتالله احمد آذری قمی] سردبیر روزنامه رسالت فرستاده، به وی تذكراتی در مورد دامن نزدن به اختلاف نظر موجود بین سران حكومت داده است... از هنگام برقراری آتشبس در جبهههای جنگ ایران و عراق، روزنامه های تهران به عرصه تاخت و تاز گروههای مختلف علیه جناحهای رقیب تبدیل شده است. حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی نیز امروز در مجلس شورای اسلامی به طور ضمنی از مسئولان روزنامهها خواست به وحدت كشور توجه كرده و از چاپ مقاله هایی كه مانع از ایجاد وحدت در جامعه است بپرهیزند.'»
شکاف عمیق در جامعه و حاکمیت
آنچه از مجموعه روایتها، مواضع و تحلیلهای کنونی برمیآید، نبود یک درک و روایت واحد از «آتشبس» در فضای سیاسی و اجتماعی ایران است. این وضعیت، بازتابی از شکافهای عمیق در سطوح مختلف حاکمیت، جریانهای سیاسی و جامعه است؛ شکافهایی که در شرایط جنگ و پس از آن، خود را بهصورت اختلاف در «مذاکره»، «صلح» و حتی «ادامه جنگ» نشان میدهند.
در یک سو، آتشبس بهعنوان ابزاری تاکتیکی برای مدیریت بحران و ادامه مسیر دیپلماسی دیده میشود و در سوی دیگر، بهمثابه دام یا فرصتی برای بازآرایی دشمن تلقی میگردد. همزمان، بخشی از جامعه از اساس خود را خارج از این دوگانهها میبیند و نسبت به نتایج جنگ و صلح، نگاه معیشتی و روزمره دارد و یا خواهان سقوط حکومت است.
در مجموع، آتشبس نه بهعنوان یک نقطه پایان، بلکه بهمثابه مرحلهای گذار و مبهم در نظر گرفته میشود؛ مرحلهای که آینده آن، وابسته به توازن قدرت، روند مذاکرات و تحولات داخلی و منطقهای است و همچنان با عدم قطعیت جدی همراه است.