نان نسیه و پشتبام اجارهای؛ وقتی ایرانیان از آینده خود خرج میکنند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, علی رمضانیان
- شغل, روزنامهنگار اقتصادی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
فقر در ایران دیگر تنها در حاشیه شهرها یا روستاهای دورافتاده دیده نمیشود، بلکه نشانههای آن را میتوان در خیابانهای اصلی تهران، واگنهای مترو، صفهای داروخانه، بازارهای محلی، مدارس، خانههای اجارهای و در سبک زندگی طبقه متوسط مشاهده کرد.
آنچه در سالهای گذشته از آن با عنوان «فشار اقتصادی» یاد میشد، اکنون برای میلیونها شهروند ایرانی به وضعیتی دائمی و فرساینده بدل شده است. این بحران پس از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، رکود عمیق اقتصادی، قطعی گسترده اینترنت و جهش تورمی، ابعاد تازه و نگرانکنندهتری پیدا کرده است.
زیر لایه ظاهری زندگی روزمره، شبکهای از فقر، بدهکاری، بیکاری، ناامیدی و فرسایش معیشتی در حال گسترش است. بسیاری از خانوادهها دیگر نه برای «پیشرفت»، بلکه صرفا برای «زنده ماندن» تلاش میکنند.
بر اساس گزارشهای رسمی، نرخ تورم سالانه در فروردین ۱۴۰۵ از ۵۳ درصد عبور کرده و تورم مواد غذایی به بیش از ۱۱۵ درصد رسیده است. این وضعیت سفره خانوارهای کمدرآمد را به شدت کوچکتر کرده و طبقه متوسط را نیز به سمت حذف کالاهای اساسی سوق داده است.
فقر فراموششده در روستاها
در این میان به نظر میرسد فقر در روستاها فراموش شده است. این در حالی است که دادههای مرکز آمار در سال ۱۴۰۳ نشان میداد که از حدود ۲۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۵ میلیون نفری در آن زمان، در روستا زندگی میکردند.
در شهرها، افزایش اجارهبها، حملونقل، خدمات شهری و گرانی کالاها، بیشترین فشار را به مردم وارد میکند. در روستاها اما فقر بیشتر با کاهش درآمد کشاورزی، افزایش هزینه نهادهها، کمبود بازار فروش و مهاجرت جوانان گره خورده است.
در هر دو مورد، بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند از تغذیه، آموزش، درمان و حتی گرمایش و سرمایش خانههای خود بزنند تا بتوانند ماه را به پایان برسانند.

منبع تصویر، Getty Images
یک جامعهشناس حوزه روستایی در ایران که نخواست نامش ذکر شود به بیبیسی فارسی گفت: «چند عامل باعث شده تورم در روستاها شدیدتر باشد. خانوارهای روستایی بخش بسیار بزرگتری از درآمدشان، گاه تا حدود ۴۵ درصد، را صرف خرید مواد غذایی میکنند؛ کالاهایی مانند نان، گوشت، لبنیات، روغن و میوه که بیشترین افزایش قیمت را داشتهاند. در شهرها بخشی از تورم مربوط به خدمات و حملونقل است، اما در روستاها فشار اصلی مستقیما روی خوراک و هزینه تولید قرار دارد.»
او افزود: «بخش زیادی از روستاییان، خود تولیدکننده محصولات کشاورزی هستند و افزایش هزینه بذر، کود، سم، سوخت و آب به طور مستقیم، هم هزینه زندگی و هم درآمد آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. علاوه بر این، افزایش شدید قیمت بنزین، گازوئیل و حملونقل باعث شده قیمت نهایی بسیاری از کالاها در روستاها حتی از شهرها هم بالاتر باشد.»
کالاهایی که از سفرهها حذف میشود
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
فقر در ایران آرام، خزنده و فرسایشی پیش میرود. دولت و نهادهای مرتبط با تعیین دستمزد کارگران، هر سال بر اساس نرخ تورم رسمی و هزینه «سبد معیشت» درباره میزان افزایش حقوق تصمیمگیری میکنند، اما شکاف میان درآمد واقعی خانوارها و هزینه زندگی، هر سال عمیقتر شده است.
آبان ۱۴۰۴ هادی موسوینیک، عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس، گفته بود که نزدیک به ۲۶ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر قرار دارند و «حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور» با فقر مطلق مواجهاند.
اما گزارشها نشان میدهد واقعیت زندگی روزمره مردم، حتی از این آمارها هم تلختر به نظر میرسد. بسیاری از خانوادهها میگویند هر ماه ناچار میشوند بخشی تازه از سبد مصرفی خود را حذف کنند؛ از گوشت و لبنیات گرفته تا درمان و آموزش و تفریح.
افزایش شدید قیمت روغن، لبنیات، گوشت، برنج و نان فشار کمسابقهای بر سفره خانوارها وارد کرده است.
یک مادر خانهدار در تهران، به بیبیسی فارسی گفت: «قبلا با پنج میلیون تومان میتوانستم خرید یک ماه خانه را انجام دهم، اما حالا با ۲۰ میلیون تومان هم به سختی میشود دوام آورد. گوشت، بخشی از لبنیات، میوه و حتی برنج را تا حد زیادی حذف کردهایم.»
یک معلم بازنشسته در کرج نیز میگوید: «قبلا گوشت و میوه را از سبد خرید حذف کرده بودیم، اما حالا حتی خرید معمولی برنج و روغن هم سخت شده است. هر بار که به فروشگاه میرویم، قیمتها تغییر کرده و حقوق ما دیگر کفاف زندگی عادی را نمیدهد.»
در کنار تورم مواد خوراکی، هزینه مسکن نیز به بحرانی جدی تبدیل شده است. در حالی که تورم سالانه اجاره مسکن در اسفند گذشته معادل ۳۴/۲ درصد اعلام شده بود، در عمل بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند به خانههای کوچکتر، مناطق ارزانتر یا حاشیه شهرها نقل مکان کنند.

منبع تصویر، Getty Images
در همین رابطه، یک خبرنگار اجتماعی در ایران به بیبیسی فارسی گفت: «در برخی مناطق شهر، اجاره پشتبام خانهها برای چادر زدن و اقامت شبانه به شکل عجیبی افزایش یافته است. این پدیده قبلا هم وجود داشت، اما حالا با شروع فصل کار در شهرهای بزرگ، بسیار گستردهتر شده است.»
او افزود: «زندگی چند خانواده در یک آپارتمان هم در سالهای اخیر رواج پیدا کرده است. هر خانواده یک اتاق را اجاره میکند و هزینهها را با یکدیگر تقسیم میکنند تا بتواند از پس مخارج خود بربیاید. در بعضی موارد حتی چهار نفر در یک اتاق زندگی میکنند.»
افزایش هزینه حملونقل نیز فشار مضاعفی بر طبقات کمدرآمد وارد کرده است. برای بسیاری از کارگران، هزینه رفتوآمد روزانه به محل کار بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه را میبلعد و با این شرایط حملونقل، دیگر یک هزینه جانبی نیست، بلکه بخشی از بحران معیشت شده است.
دولت تلاش کرده با افزایش دستمزدها، بخشی از افت قدرت خرید را جبران کند، اما سرعت افزایش قیمتها به اندازهای بوده که تاثیر افزایش دستمزدها را عملا خنثی کرده است.
کارمند یک شرکت خصوصی در تهران به بیبیسی فارسی گفت: «پنج سال پیش با حقوقم میتوانستم قسط بدهم، سفر بروم و حتی پسانداز کنم. الان فقط اجاره خانه و خورد و خوراک را به زور تامین میکنیم. آخر ماه عملا هیچ پولی باقی نمیماند.»
همزمان، دولت برای هر خانواده ایرانی بستههای کالابرگی در نظر گرفته و اعلام کرده ماهانه به هر نفر حدود یک میلیون تومان اعتبار خرید کالاهای اساسی اختصاص میدهد؛ مبلغی که بسیاری از کارشناسان معتقدند در برابر رشد افسارگسیخته قیمتها، تاثیر چندانی بر بهبود معیشت خانوارها ندارد.
یک کارمند ساکن تهران، به بیبیسی فارسی گفت: «مردم به شدت در مضیقه هستند. برای جبران این وضعیت به کالاهای جایگزین روی آوردهاند. گوشت، برنج و میوه از سبد خیلی از خانوادهها حذف شده است. به جای گوشت سویا میخرند و به جای برنج بیشتر نان مصرف میکنند. به همین دلیل نانواییها از همیشه شلوغتر شدهاند.»
او در ادامه افزود: «اما فقط مواد غذایی نیست. کسی که با ماشینش کار میکند، اگر خودرو خراب شود دیگر توان تعمیر آن را ندارد. همه چیز گران شده، از پوشاک گرفته تا لوازم خانه و خدمات. این گرانی گسترده باعث شده زندگی مردم عملا فلج شود و قدرت خرید آنها حتی نسبت به چند ماه قبل هم به شدت کاهش پیدا کند.»

منبع تصویر، Getty Images
روایت نسیهفروشی در این روزهای ایران
نسیهفروشی که زمانی بخشی از فرهنگ سنتی محلهها و رابطه میان کاسب و مشتری بود، اکنون به نشانهای از گسترش فقر و فرسایش معیشتی تبدیل شده است.
در اقتصادهای پیشرفته نیز خرید مواد غذایی از طریق کارتهای اعتباری یا پرداخت اقساطی امری رایج است، اما آنچه امروز در ایران جریان دارد، تفاوتی اساسی با الگوهای معمول اقتصادی دارد.
یک کاسب قدیمی در جنوب تهران به بیبیسی فارسی گفت: «تا یکی دو سال پیش اگر کسی نسیه میخواست، معمولا برای کالاهای گرانتر مثل برنج یا گوشت بود. اما حالا مشتری میآید و میگوید دو قرص نان و یک قالب کره را در دفتر بنویس تا سر برج حقوق بگیرم. من هم ماندهام چه کار کنم؛ اگر نسیه ندهم مشتری گرسنه میماند و اگر بدهم، با این تورم و گرانی دیگر پولی برای شارژ دوباره مغازه ندارم.»
یک مغازهدار محله دیگر تهران نیز به بیبیسی فارسی گفت: «برای ساکنان محل دفتر نسیه داشتم، اما در ماههای اخیر بیشتر از ۷۰ درصد حسابهای دفتری تسویه نشدهاند. این وضعیت برای ما هم نگرانکننده است، چون دیگر توان ادامه فروش نسیه را نداریم. درخواست هممحلهایها برای خرید نسیه خیلی زیاد شده و دردناکتر اینکه بسیاری از آنها کسانی هستند که سالها به خوشحسابی و آبروداری شناخته میشدند.»
در همین حال، خرید قسطی بلند مدت برای کالاهای روزمره نیز به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. بعضی از شهروندان اکنون با استفاده از چکهای صیادی، سفتههای دیجیتال یا اعتبارهای کوتاهمدت، هزینه مواد غذایی، پوشاک، بلیت اتوبوس و قطار، تعمیر خودرو یا لوازم خانگی ضروری را به صورت قسطی پرداخت میکنند.
کارشناسان اقتصادی این وضعیت را «پیشخور کردن درآمد آینده» توصیف میکنند؛ وضعیتی که در آن افراد، حقوق و درآمد ماههای آینده خود را صرف خرید کالاهایی میکنند که ظرف چند روز یا چند هفته مصرف میشوند.

منبع تصویر، Getty Images
یک تحلیلگر اقتصاد شهری ساکن تهران به بیبیسی فارسی گفت: «در کشورهای توسعهیافته، خرید اقساطی معمولا برای خانه، خودرو یا کالاهای بادوام است؛ اما در اقتصاد امروز ایران، شرایط به جایی رسیده که مردم مجبورند مواد غذایی، کفش یا حتی هزینه تعمیر یخچال را به صورت یک ساله یا دو ساله قسطبندی کنند. حتی کارگری برای خرید یک وعده ساندویچ ساده مجبور به نسیه یا خرید قسطی میشود. در واقع شهروند ایرانی وارد چرخهای خطرناک از بدهی دائمی شده است.»
او افزود: «این وضعیت، یک تله بدهی برای جامعه ایجاد میکند؛ تلهای که شهروندان را برای تامین نیازهای روزمره وارد بدهیهای چندساله میکند، در حالی که هیچ چشمانداز روشنی برای افزایش درآمد یا بهبود اقتصادی وجود ندارد. این فقط یک بحران معیشتی نیست، بلکه نشانه یک بیماری عمیق اقتصادی و اجتماعی است.»
واقعیت این است که بحران امروز ایران دیگر صرفا به «فقر اقتصادی» محدود نمیشود، بلکه به پدیدهای چندلایه و فرساینده تبدیل شده است؛ بحرانی که تورم، بیکاری، رکود، افزایش اجارهبها، گرانی دارو، هزینههای حملونقل، قطع اینترنت و بیثباتی سیاسی و اقتصادی، همگی در شکلگیری آن نقش دارند.
به گفته ناظران نتیجه این وضعیت، جامعهای است که نه فقط فقیرتر، بلکه خستهتر، ناامنتر و فرسودهتر شده است. بسیاری از مردم، امروز تنها با «کمبود درآمد» مواجه نیستند بلکه در انواع تلههای اقتصادی و اجتماعی گرفتار شدهاند.


































