چرا بسیاری از زنان علائم یائسگی خود را پنهان می‌کنند؟

    • نویسنده, زویی کلاینمن
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

چند ماه پیش یادداشتی درباره مه مغزی در لینکدین منتشر کردم. آن را با عجله در ۱۰ دقیقه نوشتم و شرح دادم که چطور برای نخستین بار در طول ۲۰ سال فعالیت حرفه‌ای‌ام، به دلیل مه مغزی دوران پیش از یائسگی، ناچار شدم هنگام اجرای زنده اخبار تلویزیونی از یادداشت استفاده کنم.

انتظار نداشتم با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شوم.

در کمال تعجب، این موضوع بحثی را برانگیخت و با موجی از پیام‌های همدلی بی‌نظیر روبه‌رو شدم؛ نزدیک به ۴۰۰ نظر در لینکدین، ده‌ها پیام خصوصی و صدها نظر دیگر زیر مطلبی در این باره در وب‌سایت بی‌بی‌سی ثبت شد. بسیاری از آن‌ها مضمون مشابهی داشتند: مرا برای صحبت کردن در این باره «شجاع» می‌خواندند یا برای «عادی‌سازی» موضوع مه مغزی از من قدردانی می‌کردند.

آن زمان لزوما احساس شجاعت (یا عادی بودن) نمی‌کردم، اما این اتفاق به من فهماند که برخی علائم دوران پیش از یائسگی و یائسگی تا چه حد با نگاه منفی جامعه و شرم همراه است؛ آن‌ هم در حالی‌ که این مسائل تقریبا نیمی از جمعیت را در مقطعی از زندگی‌شان تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ستاره‌های هالیوود مانند اپرا وینفری و هلی بری، و همچنین مجریان تلویزیونی درباره تجربه‌های شخصی خود از یائسگی و تاثیرات آن صحبت کرده‌اند. گوئینت پالترو نیز در سال ۲۰۱۸ خواستار «بازنگری در تصویر اجتماعی» یائسگی شد.

تغییراتی نیز در این زمینه رخ داده است؛ برای نمونه، از امسال غربالگری یائسگی رسما به آزمایش‌های معمول در انگلستان برای زنان بالای ۴۰ سال اضافه می‌شود.

یک نظرسنجی از حدود ۱۶۰۰ زن که در ماه اکتبر توسط کالج دانشگاهی لندن منتشر شد، نشان می‌دهد که بیش از ۷۵ درصد آن‌ها احساس می‌کنند آگاهی کافی درباره یائسگی ندارند. این آمار گویای آن است که در این زمینه کاستی‌هایی وجود دارد.

علاوه بر این، بسیاری از زنان می‌گویند صحبت از یائسگی همچنان یک تابو محسوب می‌شود و احساس می‌کنند نمی‌توانند به‌طور آشکار در این باره حرف بزنند.

یک زن شصت و چند ساله، که استاد دانشگاه و متخصص سیاست‌گذاری اجتماعی است، در پیامی به من گفت که یاد گرفته چطور در جمع همکاران زن، با شوخی و خنده از کنار «لحظات ناشی از یائسگی‌اش» بگذرد. اما اضافه کرد که این وضعیت همچنان برایش «خجالت‌آور» است؛ به‌ویژه زمانی که برخی اصطلاحات تخصصی حوزه خودش را فراموش می‌کند.

اما پنهان‌کاری یا کتمان علائم یائسگی، می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد.

دکتر فینولا بارتون، پزشک عمومی و متخصص رسمی انجمن یائسگی بریتانیا، می‌گوید: «انرژی‌ای که صرف تظاهر به عادی بودن یا جبران چالش‌های پیش روی زنان می‌شود، اغلب ذخایر قوای آن‌ها را تحلیل می‌برد و باعث می‌شود در برابر فشارها، خیلی زودتر به نقطه درماندگی برسند.»

به باور او، این موضوع می‌تواند خطر ابتلا به فرسودگی شغلی را به شدت افزایش دهد و این سوال را به ذهن متبادر می‌کند که آیا نفس این پنهان‌کاری و کتمان، به خودی خود بر زندگی زنان تاثیر منفی نمی‌گذارد؟

پنهان‌ کردن علائم یائسگی و خطر فرسودگی قوای روانی

نظام سلامت بریتانیا فهرستی از ۳۴ نشانه احتمالی برای یائسگی ارائه داده است که برخی از آن‌ها شایع‌تر از بقیه هستند. بسیاری از این علائم می‌توانند توان‌فرسا باشند و زندگی روزمره را مختل کنند.

یکی از زنانی که پس از خواندن پست من در لینکدین تماس گرفت، توضیح داد که کاهش سطح استروژن باعث خشکی واژن شده است؛ مشکلی که حتی راه رفتن را هم برایش دردناک و دشوار می‌کرد.

یکی از دوستانم برایم فاش کرد که دچار ضعف مثانه شده؛ می‌گفت این مشکل انگار «یک‌ شبه» سراغش آمده و گاهی پیش می‌آید که نمی‌تواند به موقع خودش را به دستشویی برساند.

خودش می‌گفت: «این موضوع بیشتر از هر چیزی آدم را کلافه می‌کند»؛ برای همین هم دیگر حاضر نیست به محیط کار برگردد و ترجیح می‌دهد دورکاری کند.

زن دیگری به من گفت که از حضور در جمع‌ها پرهیز می‌کند، چون وقتی دچار مه مغزی شدید می‌شود، نمی‌تواند جریان صحبت‌ها را به خوبی دنبال کند.

ده‌ها نفر دیگر هم از راهکارهای خود برای مدیریت این وضعیت گفتند: برخی برای مهار گرگرفتگی، روی میز کارشان پنکه می‌گذاشتند و برخی دیگر، مثل خود من، مدام یادداشت برمی‌داشتند تا در جلسات و ارائه‌ها، بر اثر مه مغزی رشته کلام از دستشان در نرود.

این تلاش‌ها از یک سو نشان‌دهنده خلاقیت و تاب‌آوری زنانی است که با وجود علائم گاه طاقت‌فرسا، باز هم راهی برای مدیریت امور و ادامه زندگی پیدا می‌کنند.

فیونا کلارک، نویسنده کتاب «نبردهای یائسگی»، معتقد است که بسیاری از زنان پس از مشاهده علائم وارد یک فرایند تدریجی می‌شوند: «ابتدا دچار سردرگمی و انکار می‌شوند، سپس دوره‌ای از اندوه را تجربه می‌کنند و در نهایت به پذیرش می‌رسند.»

او تاکید می‌کند که «اما وقتی به کتمان یا پنهان‌کاری روی می‌آورید، دیگر به دنبال درمان و دریافت کمک‌هایی که به آن‌ها نیاز دارید، نمی‌روید.»

کتمان یائسگی در محیط کار می‌تواند چالشی جدی باشد. طبق گزارش دولتی سال ۲۰۲۴، حدود چهار میلیون زن ۴۵ تا ۵۵ ساله در بریتانیا شاغل هستند؛ یعنی درست در بازه اصلی بروز یائسگی.

جو برویس، استاد مدیریت منابع انسانی در دانشکده بازرگانی دانشگاه آزاد بریتانیا، می‌گوید وقتی افراد علائم خود را در محیط کار پنهان می‌کنند، این کار می‌تواند هزینه‌های پنهانی به همراه داشته باشد؛ هزینه‌هایی که اقتصاددانان آن‌ها را ناشی از کاهش کیفیت و بهره‌وری حین کار می‌دانند.

او می‌گوید: «به عبارت دیگر، انرژی و توانی که فرد صرف مخفی‌کاری می‌کند، بار روانی و جسمی مضاعفی را به او تحمیل خواهد کرد.»

حتی ممکن است برخی عطای کار را به لقایش ببخشند و استعفا دهند. طبق گزارش «انجمن فاست» در سال ۲۰۲۲ که بر پایه نظرسنجی از ۴۰۰۰ زن بریتانیایی تنظیم شده است، تخمین زده می‌شود از هر ۱۰ زن شاغل در بازه سنی ۴۰ تا ۵۵ سال، یک نفر به دلیل شدت علائم یائسگی ناچار به ترک شغل خود شده است.

به گفته جو برویس، «این فشار ممکن است باعث شود زنان خود را در حاشیه قرار دهند؛ مثلا از درخواست ترفیع چشم‌پوشی کنند یا حتی برای اینکه بتوانند از پس شرایط برآیند، به جایگاهی پایین‌تر با حقوق کمتر تن بدهند.»

«افراد ممکن است برای جلوگیری از این تصور که کم‌کاری می‌کنند یا عملکردشان افت کرده است، تلاش مضاعفی به خرج دهند. برای مثال، اگر با علائم رایجی مانند کاهش تمرکز یا خستگی مواجه باشند، ممکن است ساعات بیشتری کار کنند تا مطمئن شوند کارشان را دوباره بررسی کرده‌اند و اشتباهی از قلم نیفتاده است.»

زنان ژاپنی و «بهار دوم»

البته نباید فراموش کرد که یائسگی برای همه تجربه‌ای یکسان یا منفی نیست؛ برخی زنان حتی نگاه مثبتی به این دوران دارند و مهم است که از کلی‌گویی یا تعمیم دادن این تجربه‌ها پرهیز کنیم.

افزون بر این، در برخی فرهنگ‌ها نگرش جامعه به یائسگی نیز متفاوت است. برای مثال، واژه ژاپنی یائسگی، «کونِنکی»، مفهومی نزدیک به «نوزایی» و «انرژی تازه» دارد.

در فرهنگ ژاپنی، گاهی از این دوران با عنوان «بهار دوم» یاد می‌شود؛ تعبیری که به گذاری مثبت به فصلی تازه از زندگی اشاره دارد.

دکتر مگان آرنوت، پژوهشگر انسان‌شناسی تکاملی در کالج دانشگاهی لندن، می‌گوید: «در بسیاری از کشورها هنوز هم نوعی تابو یا نگاه منفی پیرامون یائسگی وجود دارد؛ هرچند به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، نگرش‌ها رو به تغییر بوده است.»

او در عین حال به فرهنگ‌ها و کشورهایی اشاره می‌کند که در آن‌ها یائسگی با رویکردی مثبت‌تر بازتعریف شده است.

خانم آرنوت می‌گوید: «در بسیاری از جوامع بومی، از جمله در فرهنگ‌های بومیان آمریکا و مایاها، یائسگی به عنوان گذار به مرحله‌ای از خرد و رهبری تلقی می‌شود؛ مرحله‌ای که زنان در آن از احترام و نفوذ بیشتری برخوردار می‌شوند. به همین ترتیب، در میان جوامع بومی استرالیا نیز زنان پس از یائسگی اغلب به آموزگاران مهم فرهنگی و راهنمایان معنوی تبدیل می‌شوند.»

ملیسا ملبی، استاد انسان‌شناسی در دانشگاه دلاور، با این موضوع موافق است که در غرب، «این باور غالب وجود دارد که یائسگی دورانی هولناک و طاقت‌فرساست و پس از آن، زندگی در سراشیبی زوال قرار می‌گیرد.»

«ما معمولا فقط فهرستی از دردها و نشانه‌های منفی را جلوی زنان می‌گذاریم و مدام از مشکلات حرف می‌زنیم؛ اما هیچ‌ وقت از آن‌ها نپرسیده‌ایم که آیا در این مدت تجربه مثبتی هم داشته‌اند؟ وقتی سوال‌ها فقط درباره جنبه‌های بد باشد، ذهنیتی که شکل می‌گیرد هم کاملا منفی خواهد بود.»

تجربه ده سال کار، زندگی و معاشرت با زنان در ژاپن به او آموخت که می‌تواند با امید و نگاهی روشن به استقبال فصل بعدی زندگی‌اش برود.

البته باید اعتراف کنم که در حال حاضر خودم چنین نگاهی ندارم و اگر شوهرم همین الان چنین چیزی به من بگوید، نمی‌توانم سلامت و امنیتش را تضمین کنم! اما شاید در این ایده نکته‌ای نهفته باشد؛ اینکه به جای تمرکز وسواس‌گونه بر فراز و فرود علائم، تصویر بزرگ‌تر را در نظر بگیریم.

نسخه واحدی وجود ندارد

دوران یائسگی حالا دیگر یک صنعت پر سود است. از مکمل‌های غذایی و اپلیکیشن‌های پایش علائم گرفته تا هدبندهای درمانی و مربیان سبک زندگی، همگی روی این حوزه خیمه زده‌اند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی من هم مدام فیدم را با تبلیغات درمان‌های طبیعی برای دوران میان‌سالی پر می‌کنند.

ارزش بازار محصولات یائسگی در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۷ میلیارد دلار برآورد شد و پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰، این رقم از مرز ۲۴ میلیارد دلار هم بگذرد.

اما حقیقت این است که اغلب، هیچ‌ کدام از این‌ها به تنهایی کافی نیست.

خانم برویس تاکید دارد که در محیط‌های کاری، کارفرمایان باید در نحوه حمایت از کارکنان بسیار ظریف و هوشمندانه عمل کنند. او معتقد است مدیران باید آموزش ببینند تا بدانند چطور گفتگوهای حساس را مدیریت کنند و شرایط کاری را متناسب با نیاز هر فرد تغییر دهند. همچنین، او می‌افزاید که بسیار مهم است یائسگی رسما به عنوان یک دلیل موجه برای مرخصی پذیرفته شود.

او در ادامه می‌گوید: «بعضی‌ها هیچ‌ وقت دوست ندارند درباره یائسگی خود در محل کار حرفی بزنند، فرقی هم نمی‌کند که سازمانشان چقدر دلسوز و حامی باشد؛ این حق مسلم آن‌هاست. اما اقدامات موثر در این زمینه می‌تواند و باید فضای گفتگو را بازتر کند و از سنگینی بار این تابو بکاهد.»

در نهایت، به این نتیجه رسیده‌ام که نوع نگاه و نگرش ما نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

بیش از ۷۰ سال پیش، این مارگارت مید، انسان‌شناس پیشگام آمریکایی بود که اصطلاح «سرزندگی پس از یائسگی» را ابداع کرد.

او در دهه ۱۹۵۰ گفته بود: «در تمام دنیا هیچ قدرتی بالاتر از سرزندگی پس از یائسگی در یک زن نیست.»

پس فعلا این تفکر مثبت تنها ریسمانی است که بسیاری از ما باید به آن چنگ بزنیم.

خود من که می‌خواهم تا هر وقت لازم باشد به این ریسمان بچسبم، از روحیه ژاپنی الهام بگیرم و درمان جایگزینی هورمونی‌ام را هم جدی دنبال کنم.

اما موج همدلی و بحث‌هایی که بعد از ماجرای مه مغزی من شکل گرفت، یک واقعیت دلگرم‌کننده را برایم روشن کرد: این که در این مسیر، به هیچ وجه تنها نیستم.