چرا ایران نگران گسترش روابط اسرائیل و امارات است؟

مردی روزنامه کیهان را در دست دارد. عکس آرشیوی
توضیح تصویر، در ایران نگاه به امارات به عنوان یک تهدید امنیتی، پس از جنگ اخیر تشدید شده است
    • نویسنده, بخش مانیتورینگ
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

سفر اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به ابوظبی برخی از عمیق‌ترین سوءظن‌های تهران نسبت به امارات متحده عربی را تقویت کرده است. مقام‌های ایرانی و رسانه‌های تندرو این دیدار را تازه‌ترین نشانه گسترش همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل و امارات علیه جمهوری اسلامی ایران توصیف کرده‌اند.

این نگرانی‌ها و همچنین نگاه به امارات به عنوان یک تهدید امنیتی، پس از جنگ اخیر تشدید شده است؛ جنگی که طی آن ایران بارها منافع آمریکا مستقر در امارات و نیز زیرساخت‌های انرژی این کشور را هدف قرار داد.

با این حال، تنش‌ها فراتر از جنگ اخیر است. روابط امارات با اسرائیل، نزدیکی جغرافیایی این کشور به ایران و تنگه راهبردی هرمز، اختلاف دیرینه بر سر سه جزیره خلیج فارس و در عین حال پیوندهای گسترده اقتصادی میان ایران و امارات، روابطی پیچیده را شکل داده است که در آن بی‌اعتمادی عمیق با وابستگی متقابل اقتصادی در هم آمیخته است.

چرا سفر نتانیاهو خشم ایران را برانگیخت؟

پس از آنکه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ۲۷ سپتامبر به ابوظبی سفر کرد و با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، دیدار کرد، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، به کشورهای منطقه هشدار داد که استفاده اسرائیل از خاک آنها برای هدف قرار دادن ایران می‌تواند «پیامدهای بسیار خطرناکی» داشته باشد.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، صریح‌تر سخن گفت. او در شبکه ایکس نوشت: «همان‌طور که میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا برای شما امنیت به ارمغان نیاورد، میزبانی از "قصاب غزه" نیز پیامدهای مطلوبی نخواهد داشت.» رضایی همچنین از کشورهای منطقه خواست از آنچه «ادعاهای بی‌اساس» درباره سه جزیره خلیج فارس خواند، دست بردارند.

اشاره به این جزایر تصادفی نبود. تنها چند روز پیش از آن، امارات بار دیگر در مجمع عمومی سازمان ملل ادعای خود درباره جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را مطرح کرده بود. ایران بار دیگر اعلام کرد که حاکمیتش بر این جزایر «قابل مذاکره نیست».

رسانه‌های ایرانی پا را فراتر گذاشتند. روزنامه وطن امروز در تیتر خود نوشت: «وقتی شیوخ امارات پیاده‌نظام ترامپ و بی‌بی می‌شوند» و همسایه جنوبی ایران را «شرکت صهیونیستی امارات» نامید.

برخی رسانه‌های دیگر نیز ابوظبی را به تسهیل هماهنگی‌های امنیتی تحت رهبری اسرائیل علیه ایران متهم کردند و گمانه‌زنی‌هایی را درباره اینکه این دیدار ممکن است به شکل‌گیری یک ائتلاف امنیتی گسترده‌تر در منطقه منجر شود، مطرح کردند.

پرچم‌های ملی امارات متحده عربی (سمت چپ) و اسرائیل در کنسولگری جدید اسرائیل در دوبی، پیش از کنفرانس خبری وزیر امور خارجه اسرائیل در تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۲۱، در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. (عکس از کریم صاحب / خبرگزاری فرانسه)
توضیح تصویر، جنگ اخیر تنها بر بدبینی‌های موجود در ایران افزوده است؛ این باور که امارات صرفا میزبان نیروهای آمریکایی نیست و بیش از پیش در ساختار امنیتی مشترک آمریکا و اسرائیل ادغام می‌شود

چرا ایران بر امارات متمرکز شده است؟

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

شاید دلیل فوری این موضوع، موقعیت جغرافیایی باشد. امارات متحده عربی در آن سوی خلیج فارس و روبه‌روی ایران قرار دارد و در نزدیکی تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان که اکنون در کانون تنش میان آمریکا و ایران قرار گرفته، واقع شده است.

ابوظبی همچنین میزبان زیرساخت‌های نظامی قابل توجه غربی است و در عین حال مسیرها و بنادر جایگزینی در خارج از تنگه هرمز، به‌ویژه در فجیره، توسعه داده است.

از دید تهران، این موضوع یک چالش امنیتی جدی‌تر ایجاد می‌کند.

در جریان جنگ اخیر، مقام‌های ایرانی بارها کشورهای حاشیه خلیج فارس را متهم کردند که اجازه داده‌اند از خاک، حریم هوایی یا تاسیسات نظامی آنها توسط آمریکا و اسرائیل استفاده شود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در یکی از این اظهارات گفت «مناطق مجاور در سواحل جنوبی خلیج فارس» برای برنامه‌ریزی و آماده‌سازی حملات علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ایران در ادامه چندین حمله موشکی و پهپادی علیه اهدافی در امارات انجام داد که تنها پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار نداد، بلکه زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی این کشور را نیز دربر گرفت.

مقام‌های ایرانی این حملات را اقدامی تلافی‌جویانه علیه تاسیسات نظامی‌ای توصیف کرده‌اند که به گفته آنها در حملات علیه ایران نقش داشته‌اند؛ اما مقام‌های اماراتی و دیگر دولت‌ها این توجیه تهران را رد کرده‌اند.

در نتیجه، جنگ اخیر تنها بر سوءظنی که از پیش در ایران وجود داشت افزود؛ این تصور که امارات صرفاً میزبان نیروهای آمریکایی نیست، بلکه بیش از پیش در حال ادغام شدن در یک شبکه امنیتی مشترک با اسرائیل و آمریکا است.

جزایر خلیج فارس و توافق‌های ابراهیم چه نقشی در این میان دارند؟

اختلاف بر سر سه جزیره، دهه‌ها پیش از شکل‌گیری روابط کنونی میان اسرائیل و امارات وجود داشت.

برای ایران، این جزایر موضوعی مرتبط با حاکمیت ملی و غیرقابل مذاکره هستند و بخشی مهم از موقعیت راهبردی این کشور در خلیج فارس به شمار می‌روند. در مقابل، امارات معتقد است جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک سرزمین امارات هستند که از سوی ایران «اشغال» شده‌اند و بارها خواستار مذاکره یا ارجاع این موضوع به داوری بین‌المللی شده است. امارات در این زمینه از حمایت سیاسی کامل کشورهای عمده عربی، از جمله عربستان سعودی، برخوردار بوده است.

ایران بارها این جزایر را «بخشی جدایی‌ناپذیر از قلمرو ایران» توصیف کرده است.

علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی، در مجموعه‌ای از پیام‌ها در شبکه ایکس در سوم اکتبر نوشت: «کشوری که عمر حیات سیاسی آن هنوز به نیم قرن نرسیده، از تریبون سازمان ملل درباره جزایری ادعا مطرح می‌کند که در اسناد و نقشه‌های تاریخی چند صد ساله به نام ایران ثبت شده‌اند.» او بار دیگر تاکید کرد که این جزایر متعلق به ایران هستند و از میزبانی نتانیاهو در امارات انتقاد کرد.

برداشت ایران از تهدید ناشی از امارات همچنین با امضای «توافق‌های ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ به طور قابل توجهی تقویت شد. در زمان امضای این توافق‌ها، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به شدت از آن انتقاد کرد و امارات را متهم کرد که به «جهان اسلام، جهان عرب، کشورهای منطقه و آرمان فلسطین» خیانت کرده است. او گفت امارات به اسرائیلی‌ها کمک کرده تا «در منطقه جای پا پیدا کنند».

شش سال بعد، همین دیدگاه بار دیگر به یکی از پایه‌های اصلی روایت کنونی درباره «اسرائیل دوم» تبدیل شده است.

با وجود همه چالش‌هایی که توافق‌های ابراهیم با آن روبه‌رو بوده‌اند، به‌ویژه پس از جنگ غزه در سال ۲۰۲۳، روند عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل در تهران همچنان به عنوان یک رویه خطرناک تلقی می‌شود. بحث درباره این توافق‌ها اکنون به دلیل پیوند خوردن با رقابت گسترده‌تر بر سر امنیت خلیج فارس، اهمیت سیاسی بیشتری نیز پیدا کرده است.

پارس تودی، رسانه نزدیک به حکومت ایران، روابط امارات و اسرائیل را فراتر از مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی دانسته و آن را شامل همکاری‌های «امنیتی، اطلاعاتی و نظامی» توصیف کرده است. این رسانه در گزارشی در اول اکتبر مدعی شد که در جریان درگیری‌های سال ۲۰۲۶، میان اسرائیل و ابوظبی هماهنگی اطلاعاتی وجود داشته است؛ ادعایی که برخی نمایندگان و چهره‌های تندرو در ایران نیز آشکارا مطرح کرده‌اند.

وقتی وابستگی اقتصادی به یک دوراهی راهبردی تبدیل می‌شود

تناقض در روابط ایران و امارات در همین‌جا نهفته است. ایران و امارات از نظر امنیتی رقیب یکدیگر به شمار می‌روند، اما در عین حال شرکای مهم اقتصادی نیز بوده‌اند. دوبی از مدت‌ها پیش یکی از مهم‌ترین دروازه‌های تجاری ایران برای واردات، صادرات مجدد کالا و انجام مبادلات مالی حیاتی بوده است؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران با تحریم‌های گسترده بین‌المللی روبه‌رو بوده است.

گزارشی از خبرگزاری تسنیم در اواخر ماه مه، با استناد به یک پژوهش، حجم تجارت غیررسمی ایران و امارات را ۱۶ میلیارد دلار برآورد کرده بود. این گزارش همچنین می‌گفت بخش قابل توجهی از واردات کالاهای اساسی ایران از طریق کانال‌های تجاری امارات انجام می‌شود.

این روابط اقتصادی سال‌ها تنش سیاسی را پشت سر گذاشته و همچنان پابرجا مانده است. با این حال، جنگ اخیر آسیب جدی به آن وارد کرده است. امارات در ماه اوت اعلام کرد که در پی تشدید تنش‌های منطقه‌ای، همه مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

این وضعیت باعث شده دوراهی راهبردی تهران پررنگ‌تر شود.

در حالی که تندروهای ایرانی ابوظبی را، به‌ویژه زمانی که از رهبران اسرائیل در آن استقبال می‌شود، «پایگاهی خصمانه» یا «اسرائیل دوم» توصیف می‌کنند، امارات متحده عربی همچنان از نظر جغرافیایی کشوری نزدیک، از نظر اقتصادی دارای اهمیت و بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام بازرگانی منطقه‌ای است؛ نظامی که ایران نیز به‌شدت به آن وابسته است.

همین نگرانی شاید توضیح دهد که چرا لحن تهران می‌تواند همزمان ابوظبی را تهدید کند و در عین حال از آن بخواهد از واشنگتن و اسرائیل فاصله بگیرد.

محاسبه گسترده‌تر ایران صرفاً به سفر اخیر نتانیاهو مربوط نمی‌شود. پرسش اصلی این است که آیا امارات در حال تبدیل شدن به بخشی دائمی از یک ساختار امنیتی تحت رهبری اسرائیل است؛ ساختاری که تهران سال‌ها تلاش کرده آن را تضعیف کند. همچنین این پرسش مطرح است که ایران تا چه اندازه می‌تواند با چنین تغییری مقابله کند، بی‌آنکه به منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود آسیب بزند.