جنگ، «لوبیای سحرآمیز» و «سوپرانقلابی‌ها»؛ تلاش تندروها در ایران برای گرفتن سکان زمامداری

    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

با گذشت نزدیک به دو ماه از کشته شدن علی خامنه‌ای رهبر پیشین جمهوری اسلامی و جنگ ۴۰ روزه چه تغییراتی در دسته‌بندی‌ها و جریان‌های سیاسی درون حکومت ایران شکل گرفته است؟ آیا همه مسئولان تندرو هستند و میانه‌ای وجود ندارد؟ اختلاف نظر رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به حکومت برسر چیست و آیا بین تندورها نیز باید تفاوت قائل شد؟

از زمانی که وزیر خارجه آمریکا گفت که همه مقام‌های ایرانی «تندرو» هستند، بحث تندرو و میانه‌رو داغ شد. مارکو روبیو گفته بود که تنها فرقی که بین آنها وجود دارد این است که عده‌ای برای اداره کشور و اقتصاد دنبال مذاکره و حل مشکلات هستند ولی به توصیف او برخی نگاه «آخرالزمانی» و ایدئولوژیک دارند و مردم و مسائل اقتصادی در اولویت‌شان نیست و خواهان ادامه جنگ با آمریکا هستند.

معنا و مصداق «تندروی» از زاویه نگاه مقام‌های داخل و خارج از جمهوری اسلامی ایران متفاوت است و این بحث عمری به اندازه ۴۷ سال تاریخ جمهوری اسلامی ایران دارد. از نگاه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، اصطلاح تندروی به ادبیات غربی‌ها اختصاص دارد. در این نگاه تندروی در مقابل «میانه‌روی» قرار دارد و میانه‌روی یعنی «تسلیم» شدن و «وابستگی».

علی خامنه‌ای در اسفندماه سال ۱۳۹۴ به حرف‌هایی از جنس سخنان وزیرخارجه آمریکا پاسخ داده بود و گفته بود: «خوشبختانه خودشان (آمریکا و انگلیس) هم اعتراف دارند و می‌گویند در ایران میانه‌رو نداریم، همه تندرواند. این حرف، حرف درستی است؛ در ملت ایران هیچ‌کس طرف‌دار وابستگی به اینها نیست».

تندرو نداریم

رئیس جمهوری آمریکا در زمان جنگ و آتش‌بس چندبار از آشفتگی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی سخن گفت و با تمسخر گفت که نمی‌داند با چه کسی در ایران مذاکره کند.

در واکنش به اظهارات چندباره دونالد ترامپ درباره شکاف در بین مسئولان حکومت ایران، سوم اردیبهشت‌ماه سران سه قوه و شماری از چهره‌های سیاسی و نظامی یک پیام مشترک را مخابره کردند که «‏در ایران ما تندرو و میانه‌رو وجود ندارد. ‏همه ما "ایرانی و انقلابی" هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت... ‏یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان.»

برخی از صاحب نظران درباره اینکه پیام‌های مشترک روسای سه قوه صرفا در پاسخ به حرف‌های مقام‌های آمریکایی منتشر شده است، شک و تردید دارند و احتمال می‌دهند که بخشی از چنین همنوایی بخاطر اختلافات پشت پرده برسر مذاکره کردن و یا نکردن با آمریکا باشد. از طرف دیگر کسانی مانند امیرحسین ثابتی، نماینده نزدیک به جبهه پایداری در مجلس، از دور زدن مجتبی خامنه‌ای و نادیده گرفتن ملاحظات و شروط او در مذاکرات هسته‌ای اخیر در اسلام‌آباد ابراز نگرانی و با هرگونه «وحدت قلابی» مخالفت کردند.

محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و از چهره‌های مخالف برجام که در مذاکرات اسلام‌آباد نیز حضور داشت گفته بود: «متاسفانه تیم مذاکره کننده دچار یک خطای راهبردی شده و برخلاف خط قرمز صریح رهبر انقلاب، درباره موضوع هسته‌ای با آمریکا گفت‌وگو کرده است».

اختلاف نظر موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا به سطح خیابان‌ها و تجمع‌های شبانه حامیان حکومت کشیده شده است. سخنران اکثر این تجمع‌های حکومتی مخالفان مذاکره با امریکا و چهره‌هایی هستند که به عنوان «تندرو» شناخته‌می‌شوند.

سایت خبرآنلاین در گزارشی با عنوان «اثاث‌کشی از صندلی‌های سبز پارلمان به خیابان و فضای مجازی» به نوشته‌ها و اظهارات نمایندگان مجلس واکنش نشان داد.

خبرآنلاین، سایتی که به اصولگریان میانه‌رو نزدیک است در ۸ اردیبهشت‌ماه به اظهارات نمایندگان مجلس مانند ابراهیم رضایی، محسن زنگنه، حسنعلی امیری، ابراهیم عزیزی و علیرضا عباسی اشاره می‌کند و می‌گوید روایت‌های این افراد از سیاست‌های کلی حاکمیت و مدیریت بحران باعث شده است که مرز اطلاع‌رسانی، تحلیل شخصی و موضع‌گیری رسمی با هم تداخل پیدا کند و منجر به پیچده شدن فضای سیاسی کشور شود.

تندروی نمایندگان مجلس در مخالفت با ادامه مذاکره با آمریکا و تمدید آتش‌بس باعث شده است که حتی روزنامه کیهان نیز از شعارهای رادیکال در تجمعات شبانه انتقاد کند و از حامیان حکومت بخواهد که «با سردادن شعارهای وحدت بخش مانع اجرای نقشه‌های شوم این عده بشوند.»

بررسی رسانه‌ها نشان می‌دهد که تندروها در دو جبهه فعال هستند؛ از یک سو، آنچه در این روزها بیشتر دیده می‌شود این است که برخی نمایندگان تندرو مجلس، از جمله علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی، در مواردی خود را بازگوکننده منویات مجتبی خامنه‌ای معرفی کرده‌اند و گفته‌اند که او «به‌شدت با هرگونه تمدید مذاکره» مخالف است.

از سوی دیگر آنها پیوسته تکرار می‌کنند که در مذاکرات اسلام‌آباد، محمدباقر قالیباف و تیم مذاکره کننده از «خط قرمزهای تعیین شده» از طرف مجتبی خامنه‌ای عبور کرده‌اند. فشار تندورها تا‌ آنجا پیش رفت که شایع شد آقای قالیباف از تیم مذاکره کننده کنار کشیده است. زمانی که صحبت از برگزاری دور دوم مذاکرات پاکستان شد، در رسانه‌های ایران خبری از سفر احتمالی محمدباقر قالیباف به اسلام‌آباد به میان نیامد. دفتر آقای قالیباف به این حاشیه‌ها واکنش کلی و مبهمی نشان داد و گفت: «آقای قالیباف از جایی استعفا نداده‌اند و... با جدیت مشغول فعالیت‌های خود است».

در مقابل مخالفان مذاکره، در ۷ اردیبهشت‌ماه خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایران گزارش دادند که ۲۶۱ نماینده مجلس در بیانیه‌ای از رئیس مجلس و اعضای هیئت مذاکره‌کننده حمایت کرده‌اند.

این بیانیه از سوی برخی برای خنثی‌سازی فشار جریان تندرو تعبیر و تفسیر شد. در آن تاکید شده بود که «ما نمایندگان مردم به هیئت مذاکره‌کننده، به‌ویژه رئیس مجلس که به‌عنوان مسئول این هیئت قدم در میدان جدید مبارزه با دشمن گذاشته‌اند، اعتماد داریم و از آن‌ها حمایت و پشتیبانی می‌کنیم.»

همزمان با انتشار این بیانیه اعلام شد که نمایندگان جبهه پایداری در مجلس آن را امضا نکرده‌اند. دو روز بعد حسین صمصامی نماینده مجلس شمار امضاکنندگان را زیر سؤال برد و گفت که تنها ۱۱۶ نفر این نامه را امضا کرده‌اند. این موضوع به برجسته شدن بخش دیگری از اختلافات درونی میان نمایندگان مجلس و نیروهای سیاسی انجامید.

جبهه پایداری در قامت سخنگوی مجتبی خامنه‌ای

حضور پر رنگ اعضای جبهه پایداری در اکثر مراسم‌ و تجمعات حکومتی در هفته‌های اخیر باعث شده است که بار دیگر نام این گروه مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد.

در غیاب احزاب و بسیاری از فعالان سیاسی در تجمعات حکومتی، به نظر می‌رسد چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری نقش پررنگی در سازمان‌دهی و سخنرانی این تجمعات دارند. این جریان در شبکه‌های اجتماعی نیز فعال است و گفته می‌شود ارتباط نزدیکی با مدیران صدا و سیما دارد.

جبهه پایداری انقلاب اسلامی، که به اختصار «جبهه پایداری» نامیده می‌شود، یکی از جریان‌های اصولگرا در سیاست ایران است که منتقدانش آن را در زمره گروه‌های تندرو و «سوپر انقلابی» طبقه‌بندی می‌کنند.

جبهه پایداری از اولین گروه‌هایی بود که همزمان با اعلان رسمی انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیه‌ای با رهبر جدید بیعت کرد. در هفته‌های گذشته آنها تلاش کردند وفاداری خودشان به مجتبی خامنه‌ای را برجسته کنند و نشان دهند که مخالفت‌شان با ادامه مذاکرات براساس دیدگاه‌ها و شروط رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران است.

به عنوان نمونه می‌توان به نوشته صادق محصولی، دبیرکل جبهه پایداری با عنوان «رفوزه شدگان» اشاره کرد.

صادق محصولی در شبکه ایکس با اشاره به شروط مجتبی خامنه‌ای برای مذاکره با آمریکا از جمله بسته بودن تنگه هرمز و برچیدن شدن پایگاه‌های آمریکا از منطقه نوشت: «برخی از رفوزه شدگان سیاست در داخل اخیرا مطالب ساده‌لوحانه‌ای را طرح کرده‌اند. بدیهی است هر کسی بر‌خلاف نکات راهبردی پیام رهبری معظم انقلاب حرفی بزند اگر از روی خیانت نباشد قطعا از حماقت است».

انتساب «خیانت» به مذاکره کنندگان با قدرت‌های جهانی، در ادبیات جبهه پایداری مسبوق به سابقه است. مردادماه سال ۱۴۰۴، زمانی که مسعود پزشکیان از مخالفان مذاکره ایران با آمریکا پرسید «مذاکره نکنیم، چه کنیم؟»، اعضای جبهه پایداری انتقادات بسیاری علیه سخنان او مطرح کردند و خواهان تصویب «عدم کفایت سیاسی» او شدند.

حمید رسایی، نماینده جبهه پایداری در مجلس، از جمله کسانی بود که چندبار کفایت سیاسی رئیس‌جمهور ایران را زیر سوال برد و مسعود پزشکیان را با ابوالحسن بنی‌صدر مقایسه کرد. او نتیجه گرفت که حاصل رفتار «جاهل و خائن» یکی است و موجب «خسارت» می‌شود.

جبهه پایداری در مجلس دوازدهم بیش از ۵۰ کرسی را در اختیار دارد و با اینکه اکثریت را ندارد ولی صدایش بیش از سایر جریانات شنیده می‌شود.

شکل‌گیری این جریان به فضای سیاسی پس از انتخابات بحث‌برانگیز سال ۱۳۸۸ و همچنین ماجرای خانه‌نشینی یازده ‌روزه محمود احمدی‌نژاد در فروردین ۱۳۹۰ برمی‌گردد.

هسته اولیه این جبهه از ترکیب چهره‌هایی شکل گرفت که یا به دولت احمدی‌نژاد نزدیک بودند یا بعدها از آن فاصله گرفتند؛ افرادی مانند کامران باقری لنکرانی، غلامحسین الهام و صادق محصولی. همچنین جمعی از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم و فعالان قرارگاه عمار، از جمله حمید رسایی، مرتضی آقاتهرانی، مهدی کوچک‌زاده، اسماعیل کوثری و روح‌الله حسینیان در شکل‌گیری این جریان نقش داشتند.

این جبهه در سال ۱۳۹۰ با انتشار بیانیه‌ای، اصول محوری خود را بر پایه «اخلاص در رابطه با خدا»، «تبعیت از ولی فقیه» و «صداقت در قبال مردم» تعریف کرد و در عین حال بر مرزبندی با جریان‌های موسوم به «فتنه ۸۸»، «گروه انحرافی» و «خواص مردود» تأکید داشت.

جبهه پایداری در سال ۱۳۹۳ به‌طور رسمی مجوز فعالیت گرفت و از میانه دهه ۱۳۹۰ تاکنون چندین مجمع عمومی برگزار کرده که در آن‌ها ترکیب شورای مرکزی این جریان بارها دستخوش تغییر شده است.

از نظر فکری، جبهه پایداری خود را تابع رهنمودهای برخی از روحانیون می‌داند. محمدتقی مصباح‌یزدی به‌عنوان چهره‌ای اثرگذار و پدر معنوی این جریان شناخته می‌شد. پس از درگذشت مصباح‌یزدی، محمدمهدی میرباقری به عنوان پدر معنوی جبهه پایداری و ادامه دهنده‌ راه او معروفی شد.

برخی از منتقدان آقای میرباقری معتقدند دیدگاه‌های او در مقایسه با محمدتقی مصباح یزدی تندتر است و آن را در چارچوبی «آخرالزمانی» توصیف می‌کنند. این منتقدان در مواردی با استفاده از قیاس‌هایی بحث‌برانگیز، حتی او را با چهره‌هایی چون ایمن الظواهری مقایسه کرده‌اند.

برای آگاهی از نگاه آقای میرباقری می‌توان به سخنان او در سال ۱۳۹۶ در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه قم) اشاره کرد. او گفته بود: «صلح پایدار بعد از یک جنگ و جهاد پایدار است ... باید فتنه را جمع کنید تا صلح واقع بشود... باید از یک جنگ طولانی عبور کنیم و اصلا جای کوتاه آمدن نیست...».

او در مهرماه سال ۱۴۰۳ در تلویزیون دولتی ایران در واکنش به شمار کشته‌های غزه گفته بود: «اگر نصف عالم کشته شوند، برای رسیدن به مقصد می‌ارزد».

دعوای رجا نیوز و تسنیم؛ «سوپر رادیکالیسم علیه رادیکالیسم»

به‌تازگی چهار رسانه اصولگرا در مقابل هم قرار گرفتند؛ خبرگزاری تسنیم و مشرق‌نیوز از یک طرف و از سوی دیگر رجانیوز و خبرگزاری فارس. ولی دعوا و اختلاف نظر اصلی میان خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران و سایت رجانیوز به عنوان سایت نزدیک به جبهه پایداری و سعید جلیلی بود.

اختلاف این دو رسانه نزدیک به حکومت از آنجا شروع شد که میثم مطیعی، مداح، در جمع مردم به شکل تلویحی از انتشار اخبار محرمانه مذاکرات ایران و آمریکا در تجمعات مردمی انتقاد کرد و گفت: «بزرگ شوید و در دعواهای انتخاباتی نمانید».

او با اشاره به تسویه‌ حساب‌های گروهی در سخنرانی‌ها گفته بود: «اگر چیزی شنیدیم حتما باید در میادین بگوییم که نشان بدهیم ما خیلی خفنیم و اخبار به ما می‌رسد...»

اظهارات میثم مطیعی بار دیگر بحث‌ها درباره شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ را داغ کرد و باعث شد حامیان سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف، دو نامزد آن انتخابات، وارد جدال رسانه‌ای تازه‌ای شوند.

از فردای پیروزی مسعود پزشکیان، طرفداران هر دو نامزد اصولگرا شکست در انتخابات را به گردن هم انداختند.

پس از گذشت نزدیک به دو سال از انتخابات ریاست جمهوری، حالا آقای قالیباف به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران به مذاکرات اسلام‌آباد رفته بود و به نوعی در جایگاه سعید جلیلی به عنوان مذاکره کننده پیشین ایران قرار گرفت.

سعید جلیلی حدود شش سال با دکترین «مقاومت فعال» در مذاکرات هسته‌ای ظاهر شده بود. او هرچند در شبکه ایکس برای آقای قالیباف «خدا قوت» نوشته بود، اما به‌عنوان مخالف مذاکره با آمریکا شناخته می‌شود. اکنون این دو جریان و اردوگاه، به تعبیر سایت رویداد۲۴، در وضعیتی از «سوپر رادیکالیسم علیه رادیکالیسم» در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند.

ماجرا با انتشار یادداشتی در مشرق‌ نیوز و بازنشر آن در تسنیم آغاز شد؛ یادداشتی که با نگاهی بدبینانه به مذاکرات ایران و آمریکا، این روند را «صحنه‌ای فریبنده» و نوعی «وقت‌کشی» توصیف می‌کرد و هرگونه انتظار برای دستاوردهای بزرگ مانند رفع کامل تحریم‌ها یا صلح پایدار را «خیال‌پردازی» و مثل «لوبیای سحرآمیز» می‌دانست. نویسنده حتی پا را فراتر گذاشته و با تأکید بر توان داخلی، اساسا نیاز به مذاکره را زیر سؤال برده بود.

این رویکرد، اگرچه در ظاهر نقدی به خوش‌بینی افراطی نسبت به دیپلماسی بود، اما به دلیل نگاه تند و ضد مذاکره، با واکنش شدید طیف دیگری از اصولگرایان مواجه شد. در ادامه، نزاعی گسترده میان دو بلوک شکل گرفت: از یک سو تسنیم و مشرق‌نیوز، و در سوی دیگر رجانیوز، جبهه پایداری و سپس خبرگزاری فارس.

رجانیوز با حمله به تعبیر «لوبیای سحرآمیز» و متهم کردن این جریان به تحقیر مطالبات نظام، جرقه اصلی درگیری را زد. تسنیم نیز در واکنش، ضمن تأکید بر این‌که انتشار مطلب مشرق نیوز، صرفاً بازنشر بوده، منتقدان را به «عملیات روانی» و تخریب سازمان‌یافته متهم کرد و حتی آن‌ها را با جریان‌های مخرب اوایل انقلاب مقایسه کرد.

در این میان، مشرق‌نیوز تلاش کرد از شدت تنش فاصله بگیرد، اما رجانیوز با ادبیاتی تندتر پاسخ داد و ماجرا را به سطحی بالاتر کشاند. خبرگزاری فارس نیز با حمایت از منتقدان تسنیم و انتشار واکنش‌های میدانی، به این جدال دامن زد.

در نهایت هر دو رسانه آتش‌بس اعلام کردند. خبرگزاری تسنیم نوشت: «به احترام اتحاد جبهه انقلاب مطلب خود درباره برادران رجانیوز را حذف می‌کند و همچون همیشه بر وحدت و انسجام جبهه انقلاب تاکید می‌کند.» و سایت رجا نیوز نیز تاکید کرد که «از حق قانونی خود برای پیگیری اتهامات وارد شده به این رسانه و به جریان انقلابی صرفنظر کرده و با سکوت الهام‌بخش وحدت، همگان را به ایستادگی بر اصول و چارچوب اعلامی امام خامنه‌ای دعوت می‌کند».

دعوای رجانیوز و تسنیم نشان‌دهنده شکاف عمیق در میان جریان‌های تندرو و اصولگرا است؛ شکافی که هم بر سر اصل مذاکره و نسبت آن با «مقاومت» شکل گرفته و هم بر سر تفسیر انقلابی‌گری و خطوط قرمز سیاسی.

به نوشته سایت خبری و تحلیلی رویداد۲۴: «در اتاق‌های قدرت در تهران، صدای واحدی به گوش نمی‌رسد. برخلاف دهه‌های گذشته که همواره جناحی برای میانجی‌گری و صلح پیش‌قدم می‌شد، ترور چهره‌های نمادین دیپلماسی مانند علی لاریجانی و کمال خرازی، توازن قوا را تغییری محسوس داده است؛ "جریان مقاومت مطلق" در مقابل "اصولگرایان مذاکره کننده" قرار گرفتند».

نبود علی خامنه‌ای و میدان‌داری نسل جدید نظامیان

علاوه بر اختلاف‌هایی که در میان اصولگرایان بر سر مذاکره با آمریکا در عرصه سیاسی و رسانه‌ای برجسته شده، به‌گفته برخی ناظران، نبود نقش پررنگ علی خامنه‌ای به‌عنوان محور هماهنگ‌کننده و حذف بازوهای اجرایی او مانند علی لاریجانی نیز به‌چشم می‌آید.

از نگاه روزنامه اطلاعات در شرایط موجود، تندروها به دنبال «تحقیر و بلکه تباهی دیپلماسی و مذاکره» هستند و «می‌خواهند مغز و عاقله میدان و جنگ افزار را از آن جدا سازند و زبان گویای قدرت را خاموش کنند.»

نکته قابل توجه دیگر در عرصه سیاست، مربوط به تغییرات ساختاری در رده فرماندهان سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح است. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نسلی از فرماندهان نظامی و چهره‌‌های شاخص امنیتی و نظامی کشته شدند و فرماندهانی مانند محمدباقر ذوالقدر در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی و احمد وحیدی در جایگاه فرمانده سپاه پاسداران به قدرت رسیده‌اند. آن‌ها در بین فرماندهان سپاه پاسداران به عنوان شخصیت‌هایی تندرو شناخته می‌شوند و به گفته تحلیلگران امور ایران اهمیت کمتری برای «ملاحظات دیپلماتیک» قائل هستند .

از نگاه سایت رویداد۲۴، این گروه از نظامیان جدید، جنگ را از دریچه «هزینه-فایده نظامی» می‌سنجند و معتقدند ساختار اقتصادی کشور با شرایط «انسداد کامل و جنگ» تطبیق دارد. آنها آتش‌بس را یک «فرصت بازسازی» برای «دشمن» می‌دانند و خواهان توافقی برای پایان جنگ هستند نه آتش بس موقت.

با توجه به مجموع تغییراتی که در ساختار قدرت شکل گرفته است، به نظر می‌رسد گروه‌هایی مانند اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بیش از گذشته به حاشیه رانده شده‌اند. دولت پزشکیان نیز گویی در عرصه سیاسی حضور پررنگی ندارد و به تعبیر محمد خاتمی در قامت «تدارکچی» و تأمین‌کننده مایحتاج عمومی ظاهر شده است. در همین حال، به نظر می‌رسد رقابت و زورآزمایی درون‌جناحی در اردوگاه اصولگرایان برای در دست گرفتن زمام امور در جمهوری اسلامی ایران در جریان است تا، در صورت عبور از مرحله جنگ، بتوانند نظم نوینی در ساختار قدرت پایه‌ریزی کرده و مناصب مهم و کلیدی سیاسی و امنیتی را در اختیار بگیرند.