فراتر از رباتهای انساننمای چین؛ انقلاب خاموش ماشینها در حال شکلگیری است

- نویسنده, لورا بیکر
- شغل, خبرنگار بیبیسی در چین
- در, بیجینگ و هانگژو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
چن تیانیو میگوید: «تا یک چرت بزنم، دنیا تغییر میکند.» دنیای او قطعا تغییر میکند. این مرد ۲۸ ساله با گذراندن اوقات فراغت خود در کارخانههایی که در حال خودکار شدن هستند، از آخرین فناوریها مطلع میشود. به این ترتیب میداند که هنگام تدریس هوش مصنوعی و رباتیک در صنف، چه چیزهایی را در اولویت قرار دهد.
در برابر او، حدود ۳۰ دانشجو مشغول یادگیری کُدنویسی هستند. یکی از آنها همانطور که چشمانش میان صفحه نمایش و ربات میچرخد، با سرعت تایپ میکند: «ایده این است که آن قطعه استوانهای را بگیرد و به آنجا منتقل کند.»
یک صف از رباتهای صنعتی منتظر برنامهریزی هستند و در بخش دیگری از صنف، دانشجویان برای توسعه ابزارهای رباتیک صحی تلاش میکنند. چن در حال راهنمایی آنها، میگوید: «اگر دنیای هوش مصنوعی و رباتیک به شما نیاز نداشته باشد، بدون شک حذف خواهید شد.»
برای افراد حاضر در این اتاق، این گامی - یا بهتر بگوییم جهشی- به سوی آیندهای است که چین با دقت در حال ساختن آن است: طرح ۲۰ میلیارد دالری شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، برای پیشتازی کشورش در نوآوری و رقابت مستقیم با امریکا.
شواهد آشکارست. آنها در موسسه فنی هانگژو هستند، یکی از چندین مکتب حرفهای بزرگ و هدفمند که میخواهند نسل بعدی مهندسان مسلط به فناوری را تربیت کنند. این دانشکده در حومه هانگژو قرار دارد؛ پایتخت امپراتوری سابق که افق مدرن و آیندهنگرانهاش، تنها نخستین نشانه از نقش آن به عنوان یک مرکز جهانی فناوری است.
بیش از دو میلیون ربات در کارخانههای سراسر چین کار میکنند؛ بیش از هر جای دیگر و تعدادشان با سرعتی شگرف بیشتر میشود.

این تعهدی است که به طور قطع جهان را تغییر خواهد داد، درست مانند آخرین باری که اقتصاد چین دستخوش تحولی عظیم شد. این کشور از هماکنون رباتهای خود را به سراسر جهان صادر میکند: بیش از نصف رباتهای صنعتی جهان اکنون در چین ساخته میشوند.
آنچه کمتر مشخص است، تاثیر چنین خودکارسازی گسترده در کشوری است که در مرکز تولید، تجارت و نوآوری جهانی قرار دارد. برای نمونه، این موضوع چه معنایی برای نیروی کار انسانی چین دارد؟
آینده آنها در انقلاب صنعتی که جهان به نظاره آن نشسته نامشخص است: شبکههای خورشیدی درخشان، ساعات اوج مزدحمی که با موترهای برقی بیصدا شدهاند و رباتهایی که سریعتر از یوسین بولت (سریعترین دونده جهان) میدوند. مدتی قبل، چین میزبان دومین دوره مسابقات بینالمللی رباتهای انساننما بود که در آن رباتها رقابت بوکس برگزار کردند، دویدند و رژه رفتند.
نیروی محرکه این نمایش، انقلاب دیگری است که کمتر دیده میشود و در داخل کارخانهها و صنفهای درس در جریان است.
بیبیسی از مراکز صنعتی در سراسر این کشور بازدید کرده است؛ جایی که رباتهایی را به ما نشان دادهاند که شبیه انسان نیستند، نمیرقصند یا روی صحنه جهش نمیکنند اما فلزکاری میکنند، رنگ میزنند، اشیاء را برمیدارند و مونتاژ میکنند؛ کاری شبانهروزی، بدون وقفه یا مزایا.
برخی برای ساخت رباتهای بیشتر طراحی شدهاند. ما همچنین به اکادمیهایی رفتیم که چین در آنها افرادی را آموزش میدهد که با نیروی کار رباتیک همکاری خواهند کرد.
این نمایی از چوکیهای ردیف اول برای دیدن چیزی است که شی جینپینگ آن را «نیروهای مولد جدید» چین مینامد و این که چگونه آنها میتوانند این کشور را بازطراحی کنند.

در کارخانهای در شهر چنگدو در جنوب چین، نسل قدیم و جدید در کنار هم کار میکنند.
در یک خط مونتاژ، حدود ۳۰ زن و مرد میانسال مشغول پیچکاری، سوراخزدن و پرداخت محصول شاخص شرکت «سیارپی تکنالوژی» هستند و همراه با آنان یک بازوی رباتیک، وظایف مختلف صنعتی را انجام میدهد.
همچنین در این اتاق، چهار انجنییر جوان دور یک کنسول (میز فرمان) جمع شدهاند و تلاش میکنند کُد یک نمونه اولیه را رمزگشایی کنند؛ ربات جدیدی که امیدوارند به ساخت رباتهای دیگر کمک کند.
یکی از آنها، پانگ کای ۳۱ ساله، که عضو تیم تحقیق و توسعه است، این اسکلت رباتیک براق و ظریف را در اتاق به جلو حرکت میدهد، چرا که نیروی کار آینده چین هنوز کاملا آماده نیست که با این رباتها وارد صحنه شود. فعلا این ربات فقط میتواند حرکات ساده و تکراری مانند اسکن کُد کیوآر را انجام دهد.
پنگ با لبخندی حسرتآمیز میگوید: «شاید شش ماه دیگر بتواند وظیفه دیگری را انجام دهد.» این راهی طولانی است و تیم هر پیروزی کوچکی را جشن میگیرد.
شرکت «سیارپی تکنالوژی» که حدود ۳۰۰ کارمند دارد، ۹ سال است که بازوهای رباتیک میسازد. هر بازو را میتوان با نیازهای یک کارخانه برای کمک به ساخت موتر، لوازم الکترونیکی یا توربینهای بادی منطبق کرد. این شرکت میگوید که یک بازو را میتوان برای انجام بیش از ۹۰ درصد وظایف تکراری برنامهریزی کرد.
انجنییران همچنین در این فکر هستند که آیا روزی میتوانند نیروی کار شرکت را با رباتها جایگزین کنند؟ پانگ میگوید: «میخواهیم ربات جدید مان شبیه انسانها باشد. امیدواریم بتواند خودش فکر کند. ما به چنین رباتهایی نیاز داریم، چون شاید تا ۱۰ سال دیگر، نیروی کار کافی در چین نداشته باشیم.»

کاهش جمعیت و بالا رفتن سن نیروی کار، دلیل دیگری است که بیجینگ با عجله به دنبال انقلاب در کارخانههایش است. طبق برخی برآوردها، میانگین سنی نیروی کار چین تا سال ۲۰۲۳ به بالای ۶۰ سال میرسد. این کشور همچنین در یک دهه دیگر نزدیک به ۶۰ میلیون نفر را از دست خواهد داد که تقریبا معادل جمعیت فرانسه است.
چین امیدوارست که افزایش خودکارسازی، این شکاف قریبالوقوع در نیروی کار را پیش از تاثیر بر اقتصادی که هماکنون نیز رشدش آهسته شده، پر کند.
اما نکته کلیدی سرعت این انتقال است. حدود ۱۲۰ میلیون نفر هنوز در بخش تولید کار میکنند. اگر چین خیلی سریع حرکت کند، احتمال دارد تعدیل نیرو رخ دهد و ضربهای فاجعهبار به میلیونها نفری وارد شود که به دستمزد کارخانه وابسته هستند.
کائو لی، نايب رئیس شرکت موترهای برقی «لیپموتورز» میگوید: «روی کاغذ ماشینها میتوانند ۲۴ ساعته کار کنند که قطعا در مقایسه با کارگران انسانی یک مزیت است. ولی ماشینها به نگهداری نیز نیاز دارند. ما هر روز برای این کار به زمان نیاز داریم و خط تولید هر ماه به بازرسی و تعمیر هم احتیاج دارد.»
موترهای اقتصادی و فناوریمحور این شرکت که در اروپا و بریتانیا روز به روز محبوبتر میشود، در کارخانه هانگژو گرد هم میآیند و رباتها در هر مرحله به این روند کمک میکنند. در انتهای خط مونتاژ، انسانهای بیشتری ظاهر میشوند.
این شرکت بیش از ۲۵ هزار کارگر دارد و صدها نفر از آنها با عبور موترهای نو و چشمنواز، بررسیهای نهایی را انجام میدهند. آیا روزی فرا میرسد که دیگر به آنها نیازی نباشد؟
کائو میگوید: «کاملا ممکن است و شاید نسبتا سریع رخ دهد. در کارگاهها، از جمله بخشهای پرسکاری، فلزکاری و رنگآمیزی، به خودکارسازی ۱۰۰ درصدی رسیدهایم.»

چین به دلیل برخورداری از پایگاه بزرگ تولیدی، نسبت به امریکا برتری دارد. ماشین، بتری، قطعات الکترونیکی، چرخدنده، حسگر و خلاصه هر چیز لازم برای ساخت بدنه یک ربات، بهراحتی در دسترس است.
داکتر سوزان بیلر، دبیر کل فدراسیون بینالمللی رباتیک، میگوید: «چین هم ایده دارد و هم برنامه. آنها میدانند که پنج سال دیگر میخواهند کجا باشند. در سطح بالا برنامهریزی میکنند ولی آن را به مناطق و شهرداریها تقسیم میکنند.»
او میافزاید: «اگر بخواهید در شنژن ربات بسازید، همه چیز در دسترستان است. تامین قطعات مورد نیاز برای ساخت یک ربات کمتر از یک ساعت از شما زمان میگیرد. در اروپا این کار ممکن است تا یک هفته طول بکشد.»
با این حال، او اعتقاد دارد، در حالی که چین در ساخت بدنه مهارت دارد، امریکا همچنان در ساخت «مغز» که شامل توسعه هوش مصنوعی برای برنامهریزی رباتهاست، پیشتاز است. هرچند که شرکتهای چینی، از دیپسیک تا مونشات، از مدلهای جدید هوش مصنوعی رونمایی کردهاند که میگویند، توانایی رقابت با شرکتهای برتر امریکایی را دارند.
با هدایت رویکرد «منبعباز» که در آن استارتاپهای هوش مصنوعی کُد خود را به اشتراک میگذارند، نوآوری چینی توانسته است بهرغم کنترولهای صادراتی امریکا بر تراشههای پیشرفته حیاتی، سریعتر از حد انتظار به بقیه برسد.
به اعتقاد شماری از تحلیلگران، مرحله بعدی این مسابقه را نه کسی که بهترین مدل زبانی را دارد، بلکه کسی تعیین خواهد کرد که بتواند این هوش مصنوعی را در میلیونها ماشین به کار گیرد.

به همین دلیل است که چین همچنین در پرورش نسلی از دانشآموزان و دانشجویانی سرمایهگذاری میکند که میآموزند آینده و آنچه ممکن است در گام بعدی رخ دهد را تصور کنند.
برای نمونه، در موسسه فنی هانگژو، نوجوانان میتوانند از ۱۵ سالگی شروع کنند و مقیاس موارد آموزشی، میتواند شگفتانگیز باشد. یک ساختمان کامل به انجینها و هوانوردی اختصاص دارد، طبقهای با دسترسی محدود برای دانشجویانی در نظر گرفته شده که در آینده به حفظ برتری چین در فرآوری عناصر خاکی کمیاب کمک خواهند کرد؛ مادهای راهبردی که در رقابت با واشنگتن اهمیت ویژهای دارد.
برخی این موضوع را راه حلی برای میزان بالای بیکاری جوانان در چین میبینند که در آن از هر پنج نفر، یکی به دنبال شغل میگردد. چن، آموزگار جوان، میگوید: «دانشجویان ما پرتقاضا هستند و حتی شرکتها میتوانند آنها را از قبل رزرو کنند. آنها اصلا نیازی به نگرانی در مورد اشتغال ندارند و ما رقابتهایی را به عنوان بخشی از آموزش آنها برگزار میکنیم.»
«بهترست موقعیت خود را در موج فناوری پیدا کنید. در مسیر پیشرفت، تغییرات ساختاری حتمی است و این تغییرات ساختاری دقیقا همان جایی است که فرصتهای شغلی آینده دانشجویان در آن قرار دارد.»
اما چین همچنان با چالشهای اقتصادی جدی روبروست؛ از بحران مسکن که همچنان ادامه دارد تا بدهیهای سنگین دولتهای محلی و مصرف مداوم پایین.
مشخص نیست انقلابی که بیجینگ از آن دم میزند، چگونه این مشکلات را حل خواهد کرد و ارزیابی احساس کسانی که شغلشان با این تغییر در حال وقوع، تهدید میشود، دشوار است. آیا رباتها برای آنها رفاه ایجاد میکنند یا صرفا بسیاری از مشاغلشان را میگیرند؟
چن میگوید: «دانشجویانم از من میپرسند در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. میگویم که نمیدانم. فناوری با چنان سرعتی تغییر میکند ولی ما نمیتوانیم اینجا دست روی دست بگذاریم و بخوابیم. باید به جلو حرکت کنیم تا ببینیم توانایی انجام چه کاری را داریم.»








