شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
تلاشی دیگر برای «معبد خواندن» تاجمحل؛ حقایق و روایات تاریخی چه میگویند؟
- نویسنده, مرزا ایبی بیگ
- شغل, بیبیسی اردو
- در, دهلی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
با شنیدن نام «تاجمحل»، تصویری از بنایی ساختهشده از سنگ مرمر سفید، مزین به گنبدها و محرابهای زیبا و منارههای سربهفلککشیده در ذهن نقش میبندد و عبارات شاعرانه دلنشینی در خاطر زنده میشود.
اما این بنا که حدود ۴۰۰ سال است در آگره، در حدود ۲۴۰ کیلومتری دهلی و در کرانه رود یمنا، بهعنوان «نماد عشق» و یکی از عجایب هفتگانه جدید جهان شناخته میشود، امروزه دستخوش جنجال شده است.
برخی افراد ادعا میکنند که در این مکان پیشتر معبدی وجود داشته و شواهد آن هنوز در زیرزمینهای این بنا پنهان است. آنها برای پیگیری این ادعا به دادگاه ناحیهای مراجعه کردند که با رد درخواستشان مواجه شد و پس از آن، دوسیه را به دادگاه عالی اللهآباد بردند.
در پی این اقدام، دادگاه عالی اللهآباد در پاسخ به دادخواستی مبنی بر تقاضای نقشهبرداری از تاجمحل، برای دولت مرکزی حزب حاکم «بهاراتیا جاناتا» (BJP) و سازمان باستانشناسی هند اخطاریه صادر کرده و خواستار ارائه موضع آنها در این خصوص شده است.
مورخان میگویند که تا پیش از سال ۱۹۶۵ میلادی، هیچگونه جنجالی پیرامون تاجمحل وجود نداشت و تمامی اسناد و شواهد مربوط به ساخت این بنای تاریخی محفوظ و موجود است.
ما در این زمینه با «روچیکا شرما»، پژوهشگر برجسته تاریخ، گفتوگو کردهایم.
ساخت تاجمحل
مورخان میگویند هنگامی که «ممتاز محل»، ملکه محبوب شاهجهان، پادشاه مغول در سال ۱۶۳۱ میلادی در «برهانپور» درگذشت، شاهجهان تصمیم گرفت یادگاری برای او بنا کند و بدین منظور، مکانی خوشآبوهوا را در کنار رود یمنا در شهر «آگره» — که در آن زمان پایتخت امپراتوری مغول بود و فاصله زیادی با برهانپور داشت — انتخاب کرد.
این زمین متعلق به «راجا جیسینگ»، از منصبداران مهم دوران شاهجهان و نواسه «مانسینگ» (معتمد خاص اکبر، پدربزرگ شاهجهان) بود.
«عبدالحمید لاهوری»، مورخ دوران شاهجهان، در کتاب خود با نام «پادشاهنامه» در شرح ساخت این بنا نوشته است: «کار ساخت روضه منوره (تاجمحل) همزمان با پیریزی آن آغاز شده است.»
ساخت این بنا تا سال ۱۶۴۸ میلادی به پایان رسید، اما اجرای نقشونگارها، تزئینات و ساخت نهرهای جاری در «باغهای هشتبهشت» پنج سال دیگر زمان برد.
«روچیکا شرما» در گفتوگو با بیبیسی توضیح داد که راجا جیسینگ پس از اطلاع از تمایل پادشاه، پیشنهاد کرد که این زمین را بهصورت رایگان اهدا کند، اما شاهجهان این پیشنهاد را نپذیرفت و در عوض، زمینی معادل همان ارزش به او واگذار کرد که فرآیند آن حدود دو سال طول کشید.
صرفنظر از جنجالهای کنونی، داستانهای بسیاری نیز به تاجمحل نسبت داده میشود که بسیاری آنها را حقیقت میپندارند، در حالی که شواهدی برای اثبات صحت آنها در تاریخ وجود ندارد.
داکتر روچیکا شرما اظهار داشت که در این زمینه دو داستان بهویژه مشهور است که اگرچه هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند، اما از جذابیت نیز خالی نیستند.
داستان اول این است که شاهجهان دستور داد دستان معماران تاجمحل را قطع کنند تا بنایی همانند آن دوباره ساخته نشود.
داکتر روچیکا شرما معتقد است که این داستان، در کنار ترسیم چهرهای ظالمانه، به این نکته نیز اشاره دارد که تاجمحل بنایی بیهمتا و بینظیر است که انحصار و یگانگی آن باید حفظ شود.
وی در اشاره به داستان دوم گفت که در برخی محافل و وبسایتهای متمایل به جریانهای هندو، این روایت مطرح میشود که پادشاه چنان هزینههای گزافی صرف ساخت این بنا کرد که از تمامی ولایتها مالیات سنگینی ستاند؛ ادعا میشود که این امر موجب بروز قحطی در گجرات و مرگ هندوها شده است.
او گفت که اگرچه قحطی رخ داده بود، اما شاهجهان تدابیر مناسبی برای آن اندیشیده بود و برای همگان غله و سایر اقلام ضروری تأمین کرده بود. وی در ادامه این پرسش را مطرح کرد که اگر قحطی رخ داده بود، آیا ممکن است که تنها هندوها را هدف قرار داده و از میان برده باشد؟ در حالی که قربانیان شامل مسلمانان و هندوها هر دو بودهاند. بنابراین، این داستان تنها با هدف دامن زدن به نفرت مذهبی منتشر میشود.
جنجال فعلی چیست؟
در اصل، یکی از رهبران حزب «بیجیپی» از دادگاه عالی اللهآباد درخواست کرده است که از تاجمحل نقشهبرداری (سروی) شود تا روشن گردد آیا در این مکان زمانی معبدی وجود داشته است یا خیر.
اکنون دادگاه عالی با صدور اخطاریهای برای دولت فدرال (تحت حاکمیت بیجیپی) و سازمان باستانشناسی هند، از آنها خواسته است تا موضع خود را در قبال درخواست این نقشهبرداری اعلام کنند. اما جالب است بدانیم که این مناقشه نخستین بار چه زمانی مطرح شد.
روچیکا شرما گفت که برای اولین بار در سال ۱۹۶۵، «پی. ان. اوک» کتابی نوشت و در آن ادعا کرد که این بنا در قرن چهارم میلادی ساخته شده و در اصل یک کاخ راجپوتی بوده که شاهجهان آن را به تاجمحل تغییر داده است.
مورخانی همچون «جایلز تیلتسون» نظریه اوک را به چالش کشیدند. آنها معتقد بودند که «دانش فنی و تکنیکهای لازم برای ساخت بنایی با ساختار تاجمحل، در هند پیش از مغول وجود نداشته است.»
به گفته داکتر شرما، هنگامی که مورخان ادعای پی. ان. اوک را جدی نگرفتند، او ۲۴ سال بعد کتاب دیگری با عنوان «تاجمحل: داستان واقعی» نوشت و در آن مدعی شد که این بنا معبدی بوده که در قرن دوازدهم ساخته شده و شاهجهان آن را دقیقا به همان شکل به تاجمحل تبدیل کرده است.
در اصل، «پی. ان. اوک» یک مورخ نبود، بلکه او به لحاظ حرفهای وکیل قضایی بود و با حوزه روزنامهنگاری نیز ارتباطاتی داشت. طبق یکی دیگر از فرضیههای او، تاجمحل در ابتدا (در سال ۱۱۵۵ میلادی) به عنوان معبدی متعلق به آیین شیوا ساخته شده بود که «جیسینگ اول» آن را به شاهجهان هدیه داد و شاهجهان بعدا آن را به یک مقبره تبدیل کرد.
مورخان بار دیگر به این ادعا اعتراض کرده و تأکید کردند که سبک معماری این بنا بهطور مشخص متعلق به دوران مغول است. در این بنا از گنبدهای «سهکُنج»، طاقهای «پیشتاق» تیموری و تزئینات بسیار ظریف «سنگکاری معرق یا پرچینکاری» استفاده شده و این عمارت در چیدمانی به سبک «چهارباغ» یا «هشتبهشت» قرار گرفته است.
داکتر روچیکا شرما توضیح داد که او [پی.ان. اوک] در ادعای خود چنان جدی بود که در سال ۲۰۰۰ میلادی پرونده را به محکمه عالی کشاند، ادعایی که بهطور کامل رد کرد.
«باید تخیلات اوک را به عنوان یک داستان خیالی نادیده گرفته و فراموش میکردند»
به گفته داکتر روچیکا شرما، موضوعی که باید به عنوان یک داستان ساختگی و زاییده تخیل «اوک» فراموش میشد، توسط «امارنات مشرا» — که دارای دیدگاههای طرفدار هندوگرایی و در آن زمان رئیس «کمیته همزیستی آیودیا» بود — دوباره شعلهور شد.
او در سال ۲۰۰۵ دادخواستی را به محکمه عالی اللهآباد ارائه کرد. این بار ادعا شد که تاجمحل در سال ۱۱۹۶ میلادی توسط «پارماردی»، پادشاه «چاندلا»، ساخته شده است. با این حال، دادگاه عالی به دلیل فقدان شواهد تاریخی، این دادخواست را نیز فورا رد کرد.
برای پایان دادن به اینگونه ادعاهای بیاساس، «سازمان باستانشناسی هند» (ASI) در سال ۲۰۱۷ بیانیهای صادر کرد و در آن اعلام نمود که هیچ شواهدی مبنی بر اینکه تاجمحل زمانی معبد بوده یا به عنوان معبد استفاده شده باشد، وجود ندارد.
در چنین شرایطی، داکتر روچیکا شرما در واکنش به اخطاریه دادگاه عالی اللهآباد به دولت «نارندرا مودی» و سازمان باستانشناسی، این پرسش را مطرح کرد که وقتی دادگاه عالی پیشتر یک بار آن را رد کرده و سازمان باستانشناسی نیز توضیحات لازم را ارائه داده است، دیگر دلیلی برای پذیرش مجدد آن دیده نمیشود. او گفت: «این موضوع خارج از درک است که چه تغییری در این میان رخ داده که محکمه چنین دستوری صادر کرده است.»
همچنین گفته میشود که در پیریزی تاجمحل بقایای یک معبد وجود دارد و ۲۲ اتاق در آنجا هست که باید باز شوند. داکتر روچیکا در اینباره میگوید که در تاجمحل تنها ممتاز محل و شاهجهان پادشاه مغول دفن نشدهاند، بلکه اینجا یک آرامگاه خانوادگی است که سایر اعضای خانواده نیز در آنجا دفن شدهاند.
وی در مورد دلیل بسته بودن این اتاقها گفت که این اتاقها به این دلیل بسته نگه داشته میشوند که اگر باز شوند، بخارات و رطوبت ناشی از آن به پایه ساختمان تاجمحل آسیب میرساند. او افزود که حتی اگر آن اتاقها باز هم شوند، چیزی جز استخوانهای مردگان دفنشده در آنجا یافت نخواهد شد، زیرا هیچ بقایایی از هیچگونه معبدی در آنجا وجود ندارد.
چرا این ادعاها مطرح میشوند؟
چرا این ادعاهای مضحک اصلا شکل گرفتند؟
این ادعا که یادگارهای اسلامی هند در واقع بناهای «هندو» هستند که تغییر کاربری دادهاند، یا اینکه با مصالح بهجایمانده از بناهای «هندو» ساخته شدهاند، به این نظریه «هندوگرایی افراطی» قوت میبخشد که حکومت مسلمانان در هند، صرفا دورانی از فتوحات، اشغال و بردگی هندوها بوده است.
ادعای «پی. ان. اوک» مبنی بر اینکه «تاجمحل در واقع تِجو ماهالیا (نامی که «پی. ان. اوک» برای تاجمحل جعل کرده) است»، بخشی از این پروپاگاندای گستردهتر است. اوک ادعاهای دیگری از این دست نیز مطرح کرد؛ برای نمونه اینکه مسیحیت در اصل مذهبی است که از «کرشننیتی» (خطمشی کرشنا، خدای هندو) گرفته شده، یا اینکه قلعه سرخ دهلی در واقع همان قلعه «لالکوت» هندوها بوده است.
داکتر روچیکا شرما میگوید که اوک در ساخت واژگان همآوا [و ساختگی] مهارت عجیبی داشت و در ترویج این پروپاگاندای مصنوعی و ساختگی، ثباتقدم نشان میداد.
با این حال، حتی پیروان عام ایدیولوژی «هندوتوا» که تحت تأثیر پیامهای واتساپ — که در آنها از سخاوت هندوها ستایش و از عدم بردباری اسلامی انتقاد میشود — قرار دارند، نیز در پذیرفتن آسان این ادعاهای اوک، دچار تردید میشوند.
قانون حفاظت از عبادتگاهها
قانون هند در مورد عبادتگاههای مذهبی مقرر میدارد که کارکرد بناهای مذهبی باید همانگونه که در زمان استقلال هند در سال ۱۹۴۷ بوده است، باقی بماند؛ اما به گفته داکتر روچیکا شرما، این قانون بارها و بارها زیر پا گذاشته میشود.
او گفت که بهتازگی دادگاه عالی «مادیا پرادش» مسجد ۷۰۰ ساله «کمال مولا» در شهر تاریخی «دهار» را به عنوان معبد «بوجشالا» اعلام کرده است. وی همچنین با اشاره به واقعه مسجد «سنبل» پرسید که وقتی چنین قانونی وجود دارد، چه نیازی به هرگونه مداخله در این زمینه هست؟
بسیاری بر این باورند که در هند تلاشی برای بازنویسی تاریخ بر اساس یک ایدیولوژی خاص در جریان است و در همین راستا، ما شاهد تغییراتی در کتابهای تاریخ هستیم.
فارغ از تمام این مناقشات و داستانسراییها، تاجمحل همچنان برای گردشگران سراسر جهان، جذابترین نقطه هند است و برای بسیاری از گردشگران داخلی نیز نخستین انتخاب بهشمار میرود.
در چنین موقعیتی، این شعر «شکیل بدایونی»، شاعر نامدار بالیوود، بسیار بجا و مناسب به نظر میرسد:
اک شہنشاہ نے بنوا کے حسیں تاج محل
ساری دنیا کو محبت کی نشانی دی ہے
ترجمه: پادشاهی با ساختن تاجمحل زیبا، به تمام دنیا نشان عشق را هدیه داد.
در این میان، دوستداران تاجمحل امیدوارند که این «نشان عشق»، همچنان همان «نشان عشق» باقی بماند.