کرنل امام، تصرف قندهار توسط طالبان؛ ماجرای گروگانگیری و خبرنگار پاکستانی که از ملا عمر عکس گرفت

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
- نویسنده, زبیر اعظم
- شغل, بیبیسی
- در, اسلامآباد
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
حدود یکونیم تا دو پس از نیمهشب در شهر کویته بود، نزدیک دیال باغ، موتر تلویزیون ملی پاکستان (PTV) پیش خانه مدثر رسید تا پدرش عارف ملک را ببرد.
صدای زدن دروازه، مدثر را از خواب بیدار کرد، او میگوید «من حدود ۱۴-۱۵ساله بودم، در آن وقت شب معمولاً کسی نمیآمد.»
او دید که پدرش در حال جمعکردن وسایل و بستن بکسش است. اندکی بعد، پدرش سوار موتر شد.
پس از آن، از جاده خدایداد، سلیم جاوید نیز به همان موتر سوار شد. محمدسلیم جاوید در آن زمان تهیهکننده خبر در تلویزیون ملی پاکستان در کویته بود.
این دو نفر همراه با چند همکار دیگر به دفتر تلویزیون در کویته رسیدند.
سلیم جاوید در گفتوگو با بیبیسی گفت که آنها راهی یک مأموریت غیرمعمول شدند: «به ما این مأموریت داده شده بود که همراه با یک کاروان، از مسیر افغانستان به ترکمنستان برویم.»
سلیم جاوید و تیم تلویزیونی همراهش، از شرایطی که قرار بود با آن روبهرو شوند آگاهی نداشتند. آنها نمیدانستند که ناخواسته قرار است شاهد یک رویداد تاریخی باشند و با شخصیتی دیدار کنند که آینده این منطقه را تغییر داد.
این ماجرا به سال ۱۹۹۴ برمیگردد، زمانی که افغانستان درگیر جنگهای شدید داخلی بود. هرچند پس از خروج نیروهای اتحاد شوروی و سقوط حکومت نجیبالله، یک دولت تشکیل شده بود، اما کنترول بسیار محدود بر کشور داشت، و گروههای مسلح مختلف فعال بودند.
سلیم جاوید و همکارانش همراه با یک کاروان بهسوی ترکمنستان از مسیر افغانستان حرکت کردند. طرح این کاروان را نخستوزیر وقت پاکستان، بینظیر بوتو، داده بود.
در جریان سفر، آنها ظهور طالبان در افغانستان و تسلط اولیه این گروه بر قندهار را دیدند.
آنها توسط یک گروه مجاهدین به گروگان گرفته شدند که بعد طالبان آنها را آزاد کرد. آنها با ملا عمر نیز دیدار کردند، کسی که در آن زمان چهره ناشناخته بود.
ملا عمر در ۲۳ اپریل ۲۰۱۳ درگذشت، اما خبر مرگ او تا دو سال پنهان نگه داشته شد.
این اتفاق چگونه رخ داد؟ مجاهدین افغان چرا آنها را گروگان گرفتند؟ طالبان چگونه آنها را آزاد کردند و در دیدار با ملا عمر چه اتفاقی افتاد؟

منبع تصویر، Getty Image
سلیم جاوید این روایت را در خانهاش در اسلامآباد بیان کرد. او که حالا متقاعد شده، این رویدادها هنوز برایش چنان تازه است که گویی همین دیروز اتفاق افتادهاند. بخشی از این رویدادها نیز توسط عارف ملک با دوربینش ثبت شده و عکسهای او تا حدی تصویرگر وضعیت آن زمان افغانستان است.
سلیم جاوید به یاد میآورد که «پس از رسیدن به دفتر پیتیوی، تماسی دریافت کردیم. افسران آیاسآی به ما گفتند که از کویته حرکت کنیم و در عالمو چوک منتظر آنها بمانیم.»
به گفته او، یک کاروان مربوط به «انالسی» (شرکت ملی حملونقل) بود که در آن چند لاری تجهیزات طبی، از جمله دستگاههای اکسری، را حمل میکردند. این یک کاروان آزمایشی با هدف باز کردن مسیر زمینی تجارت میان پاکستان و آسیای مرکزی بود تا به باور بینظیر بوتو، صادرات پاکستان به جمهوریهای تازهاستقلالیافته، افزایش یابد.
در کتاب «ارتش پاکستان از نگاه جنرالهای پاکستانی» نوشته میجر (بازنشسته) آغا همایون امین، به نقل از مصاحبه نصیرالله بابر آمده است که گفته بود: «هدف حکومت پاکستان این بود که یک مسیر تجارتی ایجاد شود که از طریق آن کالاها با موتر یا قطار انتقال داده شوند.»
در این میان، یک نکته مهم دیگر هم بود، آسیای مرکزی دارای ذخایر بزرگ انرژی بود.

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
«کاروان را از داخل قندهار عبور دهند تا به جهان نشان داده شود که این مسیر باز است»
به این ترتیب، یک کاروان کوچک با هدف بزرگ از پاکستان به راه افتاد. سلیم جاوید به یاد میآورد: «ما از کویته از مسیر چمن حرکت کردیم. پس از یک شب توقف، صبح روز بعد از گذرگاه عبور کرده و روانه قندهار شدیم.»
در آن زمان، در قندهار و مناطق دیگر، فرماندهان پیشین مجاهدین وابسته به گروههای مختلف، در جادهها موانع مانده بودند و موترها را متوقف میکردند.
سلیم جاوید میگوید: «پیش از رسیدن به قندهار، منطقهای به نام تختۀ پل وجود دارد که در آنجا چند فرمانده ما را متوقف کردند. آنها گفتند اجازه نمیدهند به مسیر خود ادامه دهیم و میخواهند تحقیق کنند.»
«افسران آیاسآی نیز همراه این کاروان بودند. آنها تلاش کردند این فرماندهان افغان را قانع کنند که ما با اجازه حکومت در حال عبور هستیم، اما آنها نپذیرفتند.»
به گفته سلیم جاوید، «در آن زمان هنوز چیزی به نام طالبان وجود نداشت.»
در همان کاروان، فردی حضور داشت، باخبر از واقعیتهایی که سلیم جاوید از آن بیخبر بود، او یک افسر نظامی پاکستانی معروف به «کرنل امام» بود که مسئولیت تأمین امنیت عبور این کاروان را برعهده داشت.
کرنل امام بهعنوان یک افسر ارتش پاکستان، در عملیاتهای پنهانی دوران جنگ علیه اتحاد شوروی نقش داشت، در عملیاتهایی که به جنگجویان محلی در افغانستان آموزشهای نظامی داده میشد.
او با گروههای مسلح افغان آشنایی قبلی داشت و میدانست که گروهی به نام طالبان، از منطقه میوند، آغاز به فعالیت کرده است.

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
سلیم جاوید به یاد دارد که در محل تختۀ پل، کرنل امام را دیده بود، به گفته او: «کرنل امام در تختۀ پل با آن فرماندهانی که موترها را متوقف کرده بودند، گفتوگو کرد. با اینحال، به کاروان اجازه ادامه مسیر داده نشد و آنها را به قندهار بردند.»
در کتاب «آهنپوش» نوشته فرزانه چودری که شامل مصاحبه با کرنل امام است، او میگوید: «جنرال نصیرالله بابر او را مسئول این کاروان تعیین کرده بود» و به او گفته شده بود که «کاروان را از داخل قندهار عبور دهد تا به جهان نشان داده شود که این مسیر باز است.»
در همان محلی که به گفته سلیم جاوید کاروان متوقف شد، به گفته کرنل امام، فرمانده این نیروها امیر لالی پوپلزی بود که او را میشناخت. اما این آشنایی فایده نداشت، چراکه امیر لالی، به گفته کرنل امام، پاکستان را به حمایت از طالبان متهم کرد و کاروان را به گروگان گرفت.
خود کرنل امام اجازه یافت به قندهار برود، اما سلیم جاوید و سایر اعضای تیم تلویزیون پاکستان همراه با موترها به یک کارخانه قدیمی نساجی منتقل شدند.
کرنل امام به دیدار گروگانها میآمد

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
سلیم جاوید گفت که «ما را در مهمانخانه همان کارخانه جا دادند. به ما گفته شد که هیچکس حق بیرون رفتن ندارد. ما ده تا دوازده روز در اسارت آنها ماندیم.»
در پاسخ به این پرسش که با آنها چگونه رفتار میشد، سلیم جاوید گفت: «با ما رفتار خوبی نشد. او و دیگران پریشان شده بودند که سرنوشتشان چه خواهد شد.»
او میگوید: «با وجود روزهای دشوار، کرنل امام اغلب شبها همراه با چند فرمانده افغان نزد ما میآمد، میوه میآورد و به ما دلداری میداد که جای نگرانی نیست و به شما آسیبی نخواهد رسید.»
مدثر ملک، پسر عارف ملک در کویته، که آن زمان ۱۴ تا ۱۵ سال داشت، به یاد دارد وقتی خبر این رویداد به خانهشان رسید، چه نگرانی بزرگی ایجاد شد.
کرنل امام حتی زمینه تماس گروگانهای پاکستانی با خانوادههایشان را نیز فراهم کرد. مدثر به بیبیسی گفت که پدرش عارف ملک با او تماس گرفت و «اطمینان داد که حالش خوب است.»
به گفته سلیم جاوید، کرنل امام به آنها میگفت: «گفتوگوها جریان دارد و بهزودی آزاد خواهید شد.» اما صبح روز بعد، درگیری آغاز شد.

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
این درگیری برای تصرف قندهار میان طالبان به رهبری ملا عمر و مجاهدین پیشین افغان رخ داده بود که کاروان پاکستانی را گروگان گرفته بودند.
بر اساس کتاب «آهنپوش»، کرنل امام ادعا کرده است که پیش از این نبرد، با طالبان دیدار داشته و به او گفته شده بود: «اگر کاروان تو نمیبود، ما میدان هوایی قندهار را تصرف میکردیم.» او در پاسخ گفته بود: «بروید، تصرف کنید، نگران کاروان من نباشید.»
در آن زمان، رئیس آیاسآی جنرال جاوید اشرف قاضی بود. او سالها بعد از بازنشستگی در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی خصوصی گفت که وقتی کاروان پاکستانی گروگان گرفته شد، «نصیرالله خان بابر با ما تماس گرفت و گفت طالبان در نزدیکی همان منطقه هستند، به آنها گفته شود که اقدام کنند و گروگانها را آزاد سازند. بعد ما با آنها تماس گرفتیم و نصیرالله بابر نیز از طریق منابع خود با آنها ارتباط برقرار کرد.»
به گفته جاوید اشرف قاضی، «آنها (طالبان) گفتند که بسیار خوب، ما بررسی میکنیم، بعد اقدام کردند، افراد آن فرمانده فرار کردند و طالبان هم اموال و هم افراد را آزاد کردند.»
قابل یادآوری است که شمار مجموعی افراد شامل در کاروان پاکستان ۶۵ نفر بود که در میان آنها یک افسر با رتبه میجر (دگروال/سرهنگ) هم بود.
این درگیری چه زمانی آغاز شد، از کجا شروع شد و در کجا پایان یافت، بهطور دقیق روشن نیست، اما سلیم جاوید به یاد دارد که او و همکارانش ترسیده بودند، صدای شلیک راکتها را میشنیدند. او میگوید: «ما صدای شلیک راکتها را میشنیدیم. بمباران جریان داشت.»

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
و طالبان قندهار را گرفت
بعد ناگهان سکوت شد. سلیم جاوید میگوید: «کمی بعد، وقتی هیچ صدایی نیامد، ما بیرون شدیم. آن کمپ کاملاً خالی شده بود.»
به گفته کرنل امام: «آن مجاهدینی که افراد ما را گرفته بودند، فرار کرده بودند.»
سلیم جاوید گفت: «یک موتر ما، از نوع دو کابین، را هم با خود برده بودند چون موتر خودشان در آن حمله تخریب شده بود.»
تا آن لحظه، سلیم و سایر پاکستانیها نمیدانستند که گروهی که آنها را گروگان گرفته بود، دقیقاً چه کسانی بودند.
اندکی بعد، افراد سفارت پاکستان و کرنل امام به آنجا رسیدند. او گفت: «شما شجاعت زیادی نشان دادید، ما میترسیدیم که آنها شما را بکشند. بعد ما را به قنسولگری پاکستان در قندهار بردند.»
به گفته کرنل امام، بوتهای گروگانهای پاکستانی از پاهایشان کشیده شده و در یک خانه نگهداری شده بود تا از فرار آنها جلوگیری شود. او گفت: «وقتی آن بوتها و جوتیها پیدا شد، آنها سوار موترها شدند و تیم پیتیوی را با خود به قندهار بردند.»

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
گرفتن عکس از ملاعمر
سلیم جاوید به یاد دارد که او به ساختمان قنسولگری پاکستان در قندهار رسید و همانجا ملا عمر را دید.
او میگوید: «در قنسولگری، سفیر پاکستان همراه با یک فرمانده افغان نشسته بودند. آن فرمانده همان ملا عمر بود.»
اما در آن زمان، سلیم جاوید نه نام او را میدانست و نه خبر داشت که او رهبر طالبان است. بعدها کارمندان قنسولگری به آنها گفتند: «این شخص ملا عمر است، رهبر طالبان.»
سلیم میگوید او برای مدت کوتاهی با ملا عمر دیدار داشت: «از نزدیک او را دیدم؛ قد بلند داشت، یک چشمش تا حدی آسیبدیده بود و درست نمیتوانست راه برود.»
او افزود: «این ملاقات بسیار کوتاه بود، اما به نظرم او فرد خوبی آمد.»
در همین زمان، محمد عارف، تصویربردار تیم پیتیوی، با دوربین خود از ملا عمر عکس گرفت. این یک تصویر تاریخی بود. اما آنچه در لحظه بعد رخ داد، هنوز برای سلیم جاوید بهیادماندنی است.
او میگوید: «ناگهان چند فرد مسلح از موترها پیاده شدند و بهسوی تصویربردار دویدند و دوربین را از او گرفتند.»
«آنها گفتند چرا عکس گرفتی؟» به گفته سلیم جاوید، آن افراد عکس را از داخل دوربین حذف کردند.
این در زمانی بود که در جهان، نام طالبان و ملا عمر هنوز ناشناخته بود. سلیم جاوید میگوید: «میتوانست یک عکس تاریخی باشد، چون در آن زمان هیچکس ملا عمر را نمیشناخت.»

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
در قندهار، سلیم جاوید و سایر اعضای تیم صحنههای جنگ داخلی را از نزدیک مشاهده کردند:
«در جادهها اجساد افتاده بود، ساختمانها ویران شده بودند و در اثر بمبارانهای ناشی از درگیری میان طالبان و دیگر گروهها آسیب دیده بودند.»
پس از این رویداد، سلیم جاوید و همراهانش تصمیم گرفتند به کویته بازگردند، در حالی که قرار بود باقی کاروان به سوی ترکمنستان به راهش ادامه دهد.
او میگوید: «کرنل امام خیلی تلاش کرد ما را قانع کند که دیگر مشکلی وجود ندارد، اما ما بهتر دیدیم که به پاکستان برگردیم.»
سلیم جاوید و عارف ملک به خانههای خود در کویته بازگشتند، اما در آن سوی مرز، طالبان به یک گروه مسلح تبدیل شده بودند که آینده افغانستان را تغییر دادند.
در همین دوره، ارتباط منظم میان طالبان و آیاسآی پاکستان نیز شکل گرفت و یک هیئت آنان با جنرال جاوید اشرف قاضی، رئیس وقت آیاسآی، دیدار کرد.

منبع تصویر، ARIF MALIK/MALIK MUDASIR
جاوید اشرف قاضی در گفتوگویی با بیبیسی برای یک گزارش منتشرشده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵، این دیدار را تأیید کرده و گفت: «طالبان در اصل از پاکستان خواسته بودند که در منازعه افغانستان بیطرف بماند و همچنین درخواست کرده بودند که در زمینه مواد غذایی و سوخت به آنها کمک شود، زیرا این اقلام از طریق پاکستان به آنها میرسد و نباید در این مسیر محدودیتی ایجاد شود.»
در سه دهه گذشته، شاهد صحنههای اشغال افغانستان توسط نیروهای امریکایی، خروج آنها و بازگشت طالبان نیز بودیم.
با بازگشت طالبان به کابل، مدثر ملک اکنون خود یک تصویربردار شده بود و این رویدادها را از نزدیک دید.
مدثر در گفتوگو با بیبیسی گفت که یکبار با امیر لالی نیز دیدار کرده است؛ همان فرمانده افغان که کاروان پاکستانی را گرفته بود.
او میگوید زمانی که ماجرای گروگانگیری و حضور پدرش و سایر پاکستانیها را با او مطرح کرد، امیر لالی گفت: «ما از این بابت شرمندهایم و معذرت میخواهیم.»







