درحالیکه دیشب در لبنان منتظر اعلام آتشبسی موقت از سوی اسرائیل بودیم، امروز صبح را با خبر تشدید حملات و بمبارانها در جنوب این کشور شروع کردیم.
ارتش اسرائیل پل قاسمیه، رابط اصلی بین جنوب و بقیه کشور را با خاک یکسان کرد. بخشی از این پل در حمله چند روز پیش آسیب دیده بود اما امروز کاملا منهدم شد. پل قاسمیه تنها پل باقیمانده در جنوب بود که بمباران نشده بود. در واقع حالا بخش بزرگی از جنوب لبنان از بقیه کشور جدا شده است.
منابع دولتی به ما گفتند که نیروهای امدادرسان در تلاشند که جاده قدیمی ساحلی را باز کنند تا دستکم راهی برای خروج غیرنظامیانی که هنوز در شهرهایی مثل صور و بعضی روستاهای دیگر ماندهاند باز کنند اما حتی مطمئن نیستند که همین راه هم بمباران نشود یا نیروهای در حال کار در آن ناحیه هدف قرار نگیرند.
ارتش اسرائیل دیشب برای دومین بار متوالی حملات وسیعی را هم در نزدیکی بیمارستان شهر کوچک تبنین در جنوب لبنان انجام داد که بخش مهمی از بیمارستان به شدت آسیب دید. این بیمارستان یکی از معدود بیمارستانهای منطقه بود که هنوز زخمیهای جنگ را پذیرش میکرد.
به نظر با این حملهها اسرائیل میخواهد این پیام را بدهد که حتی اگر آتشبس موقتی در کار باشد حملات به جنوب لبنان متوقف نخواهد شد. این درحالی است اینجا ما درباره احتمال گفتگوی مستقیم تلفنی میان جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل اخبار ضد و نقیضی میشنویم.
یک منبع نزدیک به حزبالله لبنان و جنبش امل، متحد شیعه این گروه به من گفت که هردو گروه از رئیسجمهور خواستهاند که چنین تماسی را نپذیرد اما در عین حال تایید کرد که پیامها از آمریکا و اسرائیل بهخصوص در۲۴ ساعت گذشته به شدت تهدیدآمیز بودهاند و برقراری هرگونه آتشبسی مشروط به این مکالمه شده است. چیزی که احزاب شیعه و دیگر منتقدان دولت آنرا تحقیرآمیز و مذاکره «زیر تیغ شمشیر» میدانند.
از سوی دیگر مقامهای حزبالله لبنان به رسانههای نزدیک به این گروه گفتهاند که حاضر نیستند آتشبس ناقص را قبول کنند و اگر حملات بر جنوب لبنان ادامه پیدا کند آنها هم پاسخ خواهند داد. از تهران و اسلامآباد و ریاض و بعضی دیگر از پایتختهای منطقه اما پیامها مبنی این است که لبنان باید بخشی از آتشبس آمریکا و اسرائیل با ایران باشد و حملهها باید در کل لبنان متوقف شود. حتی سرنوشت تنگه هرمز هم به این امر گره خورده است.
اینجا اما شور و شوق دیشب میان بیجاشدگانی که هفتههاست در خود بیروت در چادرهای موقت و در شرایط سخت بسر میبرند جای خود را به اندوه و ناامیدی داده است. خانوادههایی که شب گذشته به من گفتند به محض اعلام آتشبس بار و بنه میبندند و راهی خانههایشان میشوند حتی اگر خانهشان ویران شده باشد، حالا نمیدانند که اصلا خواهند توانست همان ویرانهها را هم ببینند یا نه. بهویژه آنها که از جنوب لبنان به اینجا پناه آوردهاند.