آیا روسیه در حال پیشبرد یک «جنگ ترکیبی» علیه اروپا است؟

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, لویس باروچو
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
تنشها میان روسیه و غرب پس از آن افزایش یافته است که آلمان مسئولیت حملهٔ ماه گذشتهٔ پهپادی به میدان هوایی لایپزیگ (هاله) را بهطور مستقیم متوجه مسکو دانست.
الکساندر دوبریندت، وزیر داخلهٔ آلمان، گفت استفاده از یک پهپاد حامل مواد انفجاری از «الگوی شناختهشدهٔ عملیاتهای ترکیبی روسیه در اروپا» پیروی میکند؛ عملیاتی که در آن از شیوههای نظامی و غیرنظامی برای اعمال فشار بدون ورود به درگیری آشکار استفاده میشود.
در واکنش به این رویداد، آلمان و روسیه مراکز فرهنگی یکدیگر، از جمله قونسلگری روسیه در شهر بن، را تعطیل کردهاند.
متیو ویتاکر، سفیر امریکا در ناتو، حادثهٔ میدان هوایی لایپزیگ را که در پشتیبانی لجستیکی از کییف نقش داشته است، یکی از «نگرانکنندهترین اقدامات جنگ ترکیبی» در اروپا توصیف کرد. او افزود که باید «بهروشنی اعلام شود که چنین اقداماتی غیرقابل قبول است و تحمل نخواهد شد.»
کارشناسان میگویند این رویداد بخشی از الگوی گستردهتری از اقدامات مشابه است که از زمان آغاز تهاجم گستردهٔ روسیه به اوکراین در فبروری ۲۰۲۲ در سراسر اروپا بهگونهٔ فزایندهای مشاهده شده است.
مسکو هرگونه دخالت در حادثهٔ لایپزیگ را رد کرده و اتهامهای آلمان را بیاساس خوانده است. روسیه همچنین اتهامهای مطرحشده دربارهٔ رویدادهای مشابه پیشین را نیز رد کرده است.
«مسکو در پی ایجاد اختلاف و آشفتگی در غرب است»
اوایل امسال، اندیشکدهٔ «گلوبسک» مستقر در براتیسلاوا گزارش داد که ۱۵۱ مورد فعالیت منتسب به روسیه علیه کشورهای اروپایی را در فاصلهٔ فبروری ۲۰۲۲ تا فبروری ۲۰۲۶ شناسایی کرده است، هرچند این نهاد معتقد است که شمار واقعی این موارد احتمالاً بسیار بیشتر از این رقم است.
این موارد شامل تلاش برای ترور، آتشافروزی، خرابکاری، تخریب اموال و ایجاد اخلال در نظم عمومی بوده است.
در این گزارش آمده است که تمرکز این اقدامات بر کشورهایی مانند پولند، فرانسه، آلمان، لیتوانیا، استونیا و بریتانیا «بهروشنی نشان میدهد که حمایت از اوکراین مهمترین عامل در انتخاب اهداف بوده است.»
همچنین در ماه آگست، گزارشی از خدمات پژوهشی کانگرس امریکا به اتهامهای مربوط به حملات منتسب به روسیه در کشورهای اروپایی اشاره کرد. این موارد شامل حمله به خطوط راهآهن، کیبلهای زیر دریایی، ترورها، مداخله و نفوذ سیاسی، حملات سایبری و نقض حریم هوایی بوده است.
امیلی فریس، از اندیشکدهٔ «رویال یونایتد سرویس» در بریتانیا، میگوید شمار و گسترهٔ این حملات از سال ۲۰۲۲ به اینسو افزایش یافته است.
او معتقد است که مسکو در تلاش است تا «اختلاف و آشفتگی» را در کشورهای غربی ایجاد کند و هزینهٔ حمایت ناتو از اوکراین را افزایش دهد، در حالی که همچنان «پایینتر از آستانهٔ جنگ مستقیم» باقی میماند.
مکسیم بزنوسیوک، پژوهشگر وابستهٔ گلوبسک، میگوید کرملین در حال «آزمودن میزان آمادگی ناتو، بهرهبرداری از اختلافات سیاسی و حقوقی میان متحدان و ایجاد عمدی فضای عدم اطمینان» بوده است.
به گفتهٔ او، افزایش استفادهٔ روسیه از جنگ ترکیبی همچنین واکنشی به «تلفات بسیار سنگین» در جنگ اوکراین، کاهش ذخایر تجهیزات دوران شوروی، فشارهای فزایندهٔ اقتصادی و دشواری در دستیابی به یک پیشروی قاطع نظامی در میدان جنگ است.
او میگوید:
«عملیاتهای ترکیبی علیه اروپا بهطور فزاینده به راهبردی برای تضعیف کمکهای نظامی به اوکراین و کاهش توان تولیدات دفاعی اروپا تبدیل شده است؛ راهبردی که با هزینه و خطر کمتر، اما با ایجاد اختلال گسترده و نگرانی سیاسی نامتناسب، دنبال میشود.»

بیشتر اقداماتی که به روسیه نسبت داده میشوند، تاکنون خسارت محدودی به بار آوردهاند، اما مقامها هشدار میدهند که همین اقدامات نیز منابع قابل توجهی را در بخشهای امنیتی مصرف میکنند.
پولند که نقش محوری در انتقال کمکهای نظامی به اوکراین دارد، نمونهای از این وضعیت است.
در نوامبر ۲۰۲۵، حکومت پولند انفجاری در یک خط آهن مورد استفاده برای انتقال تجهیزات را «اقدامی بیسابقه در خرابکاری» توصیف کرد و گفت که همه شواهد به مسئولیت روسیه اشاره دارند. روسیه این اتهام را رد کرده است.
این رویداد پولند را واداشت تا یک عملیات نظامی را برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی آغاز کند؛ عملیاتی که در آن تا ۱۰ هزار سرباز به کار گرفته شدند.
همچنین در ماه جنوری، پولند قراردادهایی به ارزش بیش از ۴ میلیارد دالر برای استقرار سامانههای مقابله با پهپادها در امتداد مرز شرقی خود امضا کرد.
فعالیتهای مشکوک پهپادی مرتبط با روسیه نیز در نزدیکی تأسیسات نظامی، میدانهای هوایی و زیرساختهای حیاتی در شماری از کشورهای اروپایی، از جمله آلمان، بلجیم، دنمارک، هالند، فرانسه، ناروی، سویدن و بریتانیا گزارش شده است.
اما جنگ ترکیبی تنها به خرابکاریهای فیزیکی محدود نمیشود.
حکومتهای اروپایی، شبکههای مرتبط با روسیه را به نشر اطلاعات نادرست از طریق حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی، گزارشهای ساختگی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی متهم کردهاند.
مقامهای فرانسوی دربارهٔ عملیاتهای نفوذ مشکوک مرتبط با روسیه که شخصیتهای برجستهٔ سیاسی را پیش از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۷ فرانسه هدف قرار دادهاند، تحقیق کردهاند. در آلمان نیز مقامها نسبت به تلاشها برای نشر اطلاعات نادرست و تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک در آستانهٔ انتخابات محلی هشدار دادهاند.
مکسیم بزنوسیوک میگوید: «هدف اصلی تغییر نکرده است.»
او میافزاید: «مسکو لزوماً نیاز ندارد شمار زیادی از رأیدهندگان را بهطور مستقیم متقاعد کند. این کشور میتواند از اختلافات موجود بهرهبرداری کند، سیاستمداران منتقد روسیه را بیاعتبار سازد، قطبیشدن فضای سیاسی را تشدید کند و بهتدریج اعتماد به نهادهای دموکراتیک را از بین ببرد.»

منبع تصویر، Reuters
در سالهای اخیر، به گفتهٔ کارشناسان، روسیه راههای تازهای برای پنهان نگهداشتن نقش خود در اقدامات خصمانه پیدا کرده است.
پس از آغاز تهاجم گستردهٔ روسیه به اوکراین، دولتهای اروپایی به این نتیجه رسیدند که نمایندگیهای دیپلماتیک روسیه بهطور گسترده برای فعالیتهای استخباراتی مورد استفاده قرار میگیرند. به همین دلیل، شماری از دیپلماتهایی که گمان میرفت تحت پوشش دیپلماتیک در فعالیتهای اطلاعاتی دخیل باشند، اخراج شدند.
کارشناسان میگویند از آن زمان به این سو، مسکو در استخدام شهروندان کشورهای ثالث از طریق اینترنت برای دور زدن تدابیر ضدجاسوسی اروپا بسیار موفق عمل کرده است.
امیلی فریس میگوید: «این فعالیتها دیگر از طریق سفارتها انجام نمیشود، بلکه از طریق واسطهها و افراد نیابتی پیش برده میشود.»
او میافزاید که استفاده از اتباع خارجی، که معمولاً انگیزهٔ مالی دارند نه ایدیولوژیک، پیوند دادن این اقدامات به کرملین را دشوارتر میسازد.
در جنوری امسال، مقامهای لیتوانیا سازمان استخبارات نظامی روسیه (جیآریو) را متهم کردند که در سال ۲۰۲۴ تلاش برای آتشافروزی در یک کارخانهٔ تأمینکنندهٔ دستگاههای اسکن امواج رادیویی برای ارتش اوکراین را سازماندهی کرده بود. شش شهروند اسپانیا، کلمبیا، کوبا، روسیه و بلاروس بازداشت شدند و در صورت محکومیت، ممکن است تا ۱۵ سال زندانی شوند.
براساس گزارش گلوبسک، ۹۵ درصد از ۱۷۲ فرد دخیل در حملات مرتبط با روسیه در اروپا «شهروندان عادی بودهاند که هیچگونه ارتباط رسمی با نهادهای استخباراتی روسیه نداشتهاند.»
فریس میگوید: «این موضوع نوعی فاصله میان این اقدامات و روسیه ایجاد میکند» و تأکید میکند که همین مسئله روند شناسایی عاملان و اثبات مسئولیت را کند و از نظر حقوقی پیچیده میسازد.
او میافزاید: «آشکار شدن همهٔ این جزئیات زمان بسیار زیادی گرفت و همین کار را دشوارتر میکند.»
بزنوسیوک همچنین به نقش در حال تغییر آنچه «ناوگان سایه» روسیه خوانده میشود اشاره میکند؛ شبکهای از نفتکشها و کشتیهای تجاری که با بیرق کشورهای دیگر و از طریق شرکتهای ثبتشده در خارج از روسیه فعالیت میکنند تا تحریمهای غرب علیه مسکو را دور بزنند.
به گفتهٔ او، از سال ۲۰۲۴ به این سو، شماری از کشتیهای این ناوگان به رویدادهای مشکوکی مانند آسیب رساندن به کیبلها و پایپلاینهای زیر دریا، همچنین فعالیتهای نظارتی و پهپادی در نزدیکی زیرساختهای حیاتی در مناطق دریای بالتیک و دریای شمال مرتبط دانسته شدهاند.
روسیه، همانند موارد اتهامی دیگر، این ادعاها را نیز رد کرده است.
چه باید کرد؟

منبع تصویر، Finnbarr Webster/Getty Images
بزنوسیوک معتقد است که ناتو و اتحادیهٔ اروپا باید از آنچه او «پذیرش لفظی» این تهدید میخواند، فراتر بروند و در مورد چگونگی تعریف و مقابله با خرابکاریهای منتسب به روسیه موضع روشنتری اتخاذ کنند.
او استدلال میکند که اقدامات خرابکارانه باید به عنوان فعالیت خصمانهٔ یک دولت تلقی شوند. به باور او، محدودیتهای سختگیرانهتری بر رفتوآمد دیپلماتها باید اعمال شود، علیه «ناوگان سایه» روسیه اقدامات مؤثرتری صورت گیرد و پیش از برگزاری انتخابات نیز سرمایهگذاری بیشتری برای ارتقای سواد رسانهای انجام شود.
ناتو و کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا گفتهاند که همکاریهای اطلاعاتی خود را تقویت میکنند، حفاظت از زیرساختهای حیاتی را افزایش میدهند و دامنهٔ تحریمها علیه افراد، سازمانها و کشتیهای مرتبط با روسیه را گسترش میبخشند.
با این حال، مقامها میگویند با تحول و پیچیدهتر شدن تهدیدهای ترکیبی، هماهنگی بیشتری میان کشورهای عضو مورد نیاز خواهد بود.
فریس به واکنش هماهنگی اشاره میکند که پس از تلاش برای ترور سرگئی اسکریپال، جاسوس پیشین روسیه، و دخترش در سال ۲۰۱۸ در شهر سالزبری بریتانیا شکل گرفت؛ زمانی که کشورهای اروپایی «در کنار هم قرار گرفتند» و «در همبستگی با یکدیگر شمار زیادی از دیپلماتهای روسی را اخراج کردند.»
او میگوید این اقدام «توانست شبکههای اطلاعاتی روسیه در اروپا را تا حد زیادی و بهگونهای مؤثر مختل کند.»
«بعید است روسیه بخواهد وارد جنگ مستقیم با ناتو شود»
در آینده، هر دو کارشناس میگویند بعید است که روسیه بخواهد وارد جنگ مستقیم با ناتو شود.
فریس میگوید حتی اگر جنگ اوکراین پایان یابد، روسیه برای بازسازی توان نظامی خود به چندین سال زمان نیاز خواهد داشت.
بزنوسیوک نیز معتقد است محتملترین سناریو این است که روسیه دست به «یک اقدام تحریکآمیز محدود و عامدانه مبهم سیاسی و نظامی» در جناح شرقی ناتو بزند.
با این حال، هر دو تحلیلگر انتظار دارند که استفادهٔ روسیه از جنگ ترکیبی افزایش یابد.
به گفتهٔ بزنوسیوک، احتمال دارد روسیه تا سال ۲۰۲۷ فعالیتهای ترکیبی خود را گسترش دهد و از ابزارهایی مانند خرابکاری، عملیات سایبری و نشر اطلاعات نادرست برای اعمال فشار بر ناتو، بدون ورود به یک درگیری آشکار، استفاده کند.
او میگوید: «تا زمانی که این عملیاتها کمهزینه باشند، نسبت دادن سریع آنها به عاملان اصلی دشوار باشد و بتوانند اختلال و نگرانی سیاسی نامتناسبی ایجاد کنند، مسکو انگیزهٔ زیادی برای ادامهٔ آزمودن آسیبپذیریها و خطوط سرخ اروپا خواهد داشت.»
اما فریس و بزنوسیوک هشدار میدهند که خطر تشدید ناخواستهٔ تنشها همچنان وجود دارد.
بزنوسیوک میگوید: «حوادث غیرمنتظره، آسیب به غیرنظامیان و رویدادهای حساس سیاسی میتوانند به تشدید جدی تنشها منجر شوند؛ وضعیتی که هیچیک از طرفها خواهان آن نیستند.»
به همین دلیل، فریس معتقد است که بهبود ارتباطات با روسیه، هرچند ممکن است محبوب نباشد، ضروری است. او از جمله خواستار ازسرگیری فعالیت شورای ناتو و روسیه شده است؛ شورایی که آخرین نشست آن در جنوری ۲۰۲۲ برگزار شد.
او میگوید: «هدف از این کار جلوگیری از سوءبرداشت و کاهش خطر تنش است، نه امتیاز دادن.»
فریس میافزاید: «زمینه برای سوءتفاهم و در نتیجه مرگ و تلفات بسیار گسترده است.»








